پس از وفات پیامبر اسلام، خلافت اسلامی به سرعت گسترش یافت و همین موضوع باعث شد به سرزمین های اسپانیا و پرتغال یا همان آندلس نزدیک شوند، در قرن هفتم میلادی ، مسلمانان موفق شدند بخش های بسیاری از شمال آفریقا را فتح کرده و امپراطوری روم را از این مناطق خارج کنند.
قبایل بربر شمال آفریقا ، پس از پذیرش اسلام ، به نیرویی مهم در ارتش مسلمانان تبدیل شدند و ارتش مسلمانان با جذب نیرو های بربری که از سلطه امپراطوری روم بر خود ناراضی بودند ، عظیم و عظیم تر شد و راه خود را به منطقه مغرب ( مراکش امروزی ) ادامه داد و تمام شمال افریقا را به تصرف خود در آورد. ( بعضی از مردم نیز از مسلمان شدن سر باز زدند که موظف به پرداخت جزیه شدند.)
از فرماندهان برجسته این فتوحات میتوان به موسی بن نصیر اشاره کرد. تحت نظر وی این فتوحات تا قبل از اتمام قرن هفتم به پایان رسید و مسلمانان به تنگه جبل الطارق و آندلس رسیدند.
خلافت اموی که در دمشق در اوج قدرت بود و به دنبال گسترش قلمرو خود به غرب اروپا بود ، در فتح قسطنطنیه شکست خورده بود و امپراطوری روم جلوی آنها را برای ورود به اروپا گرفته بود ، حال به دستور خلیفه از سمت شمال افریقا که امادگی نظامی کمتری در آن مناطق بود و مردم این مناطق نیز خود مسلمانان را مانند ناجی خود میدیدند ، به فتح و گسترش قلمرو اسلام ادامه دادند و راه خود را تا قبل از سال 700 میلادی به جنوب شبه جزیره ایبریا ( پرتقال و اسپانیای امروزی ) باز کردند و در پشت تنگه جبل الطارق مستقر شدند.
موسی بن نصیر والی شمال آفریقا با استفاده از نیرو های بربر و عرب ، ارتشی منسجم و آماده برای عبور از تنگه جبل الطارق تشکیل داد .
گزارش هایی در این سال ها از ضعف حکومت ویزیگوت ها در ایبریا به مسلمانان رسیده بود ، اختلافات داخلی و نارضایتی مردم ، فرصت مناسبی برای حمله فراهم کرده بود و از آن سو شکست در ورود به اروپا از سمت منطقه آناتولی ، دلیلی مازاد برای مسلمانان بود که اینبار از تنگه جبل الطارق اقدام کنند.
آندلس و ورود مسلمانان به اروپا-تصویر: خلافت اموی در اوج قدرت خود

آندلس و ورود مسلمانان به اروپا-شرایط ایبریا قبل از مسلمانان
حکومت مستقر در منطقه ایبریا قبل از مسلمانان و پس از سقوط امپراتوری روم غربی در قرن پنجم، ویزیگوتها بودند، قوم ژرمنی که کنترل بخش بزرگی از ایبریا را در دست داشتند. مرکز پادشاهی آنها شهر تولدو بود و تا قرن هشتم نیز به حکومت بر بخشهایی از این سرزمین ادامه دادند.
حکومت ویزیگوتها در قرن ششم و هفتم میلادی دچار درگیریهای داخلی شدیدی شده بود و درگیری بسیاری بین قدرتمندان و اشراف آن به وجود آمده بود، طوری که قدرت در هر ۱۰ سال چندین بار دست به دست میشد و پادشاهان ویزیگوت اغلب با توطئه و قتل به قدرت میرسیدند و هیچ نظام جانشینی ثابتی وجود نداشت. پادشاهی وقت در هنگام یورش مسلمانان رودریک بود که با مخالفتهای بسیار شدیدی برای حکومت خود روبرو بود.
ویزیگوتها از نظر مذهبی ابتدا آریانیسم (نوعی مسیحیت غیر ارتدکس) را پذیرفته بودند، اما بعدها به مسیحیت کاتولیک گرویده بودند. اقلیتهای مذهبی مانند یهودیان نیز در این مناطق وجود داشتند، اما زندگی تحت فشار را تجربه میکردند و آزادیهای بسیار محدودی در اختیارشان بود.
علاوه بر مشکلات داخلی، در پی این مشکلات و خرجهای بسیار اشراف صاحب زمین برای جنگ و رسیدگی محدود به مردم و بهویژه دهقانان، باعث شده بود تا مردم نیز از این حکومت دل خوشی نداشته باشند. دقت داشته باشید سرزمین ایبریا سرزمینی بسیار ثروتمند و حتی جزو ثروتمندترینها در دنیای آن روز به حساب میآمد، اما این ثروت عموماً صرف جنگهای داخلی میشد.
ارتش ویزیگوتها بیشتر متکی به اشراف و نیروهای محلی بود و سازماندهی ضعیفی داشت. حتی گفته میشود این اختلافات به حدی بالا بود که در (برخی منابع!) آمده که یکی از اشرافزادگان ویزیگوت به نام یولیان که با حکومت رودریک دشمنی داشت، در جنوب ایبریا، از مسلمانان بهصورت رسمی دعوت کرد تا وارد این خاک شوند و حتی کشتیهایی برای عبور آنها فراهم کرد.

آندلس و ورود مسلمانان به اروپا-آغاز فتح و اولین خون
در سال 711 میلادی، فرمانده سپاه خلافت اسلامی، یعنی طارق بن زیاد، با حدوداً ۷ هزار سرباز، عموماً تشکیلشده از بربرهای شمال آفریقا، از تنگهای که بعدها در دنیای اسلامی به نام وی جبلالطارق نام گرفت (مسیحیها گیبرالتار مینامند آن تنگه را Gibraltars عبور کرده و از شمال آفریقا به سواحل جنوبی ایبریا فرود آمد.
با حکم جهاد فی سبیلالله از طرف خلافت و پیروزیهای قبلی کسبشده در شمال آفریقا، سپاه وی انگیزهای بسیار بالا داشت. حتی گفته میشود طارق پس از ورود، با سخنرانی حماسی، روحیه سپاه را مجدداً تقویت کرد و ارتش را به سمت نبرد گوادالته (وادی لکه) روانه کرد.
نبرد گوادالته مسلمانان با ارتش ۷ هزار نفری به فرماندهی طارق بن زیاد به سمت ارتش ویزیگوتها به فرماندهی پادشاه رودریک با نیرویی معادل ۳۰ هزار (این مقدار بین ۳۰ تا ۱۰۰ هزار در منابع متفاوت بود و بنده کمترینش را قرار دادم) در کرانههای رود گوادالته در جنوب ایبریا حرکت کردند و در ۲۷ آوریل 711 میلادی (مطابق با سال ۹۲ هجری قمری) به نبرد با ارتش ویزیگوتها پرداختند.
طارق دستور به موقعیتگیری در ارتفاعات نزدیک رودخانه و استفاده کمانداران از پوششهای طبیعی، پیش از رسیدن سپاه ویزیگوتها را صادر کرد و همچنین نیروهایش را به سه دسته مرکزی به همراه دو دسته کناری برای تهاجم از کنار (در اصطلاح نظامی و استراتژی – فلنک زدن (flank)) تقسیم کرد.
ارتش ویزیگوتها شامل دو دستگی شدیدی پس از مرگ و جانشینی پادشاه ویتزا شده بود و سختگیریهای مذهبی و نارضایتی عمومی از حکومت رودریک باعث نارضایتی بسیاری از سربازان از شاه خود و دو دستگی میان ارتش شده بود. در برخی منابع گفته میشود که برخی اشرافزادگان محلی مانند کنت یولیان اطلاعات و امکانات نظامی در اختیار مسلمانان قرار دادند.
به گفته اکثریت منابع، در سحرگاه نیروهای ویزیگوتها به منطقه رسیدند و در حین عبور مورد تهاجم غافلگیرانه ارتش مسلمان قرار گرفتند. به علت هجوم کمانها از پوششهای طبیعی و حملههای گسترده از کناره به ارتش، تخمین تعداد دقیق نیروهای دشمن برای ویزیگوتها سخت شده بود و عده زیادی از این ارتش دچار آشفتگی شدند و حتی عده زیادی از محل نبرد فرار کردند. نبرد تا ظهر ادامه داشت و بخشی از ارتش رودریک حتی به سپاه مسلمانان پیوست (به گفته برخی از منابع!)
در تمام منابع ذکر شده که در ادامه نبرد و تا ظهر، پادشاه رودریک کشته شد، اما نحوه مرگ وی بین کشتهشدن در نبرد و یا در حال فرار و در رودخانه، متفاوت ذکر شده. پس از مرگ شاه، ارتش بهصورت کامل فراری شد و نبرد به نفع مسلمانان به پایان رسید.
شهرهایی مثل قرطبه و سویا بهسرعت پس از این نبرد مورد هجوم و فتح قرار گرفتند و پادشاهی ویزیگوتها که درگیریهای داخلی بسیاری داشت، پس از مرگ پادشاه و خبر این اتفاق فرو پاشید و تجزیه شد.
آندلس و ورود مسلمانان به اروپا-تصویر: پرتره ای از طارق بن زیاد

آندلس و ورود مسلمانان به اروپا-گسترش سریع و تصرفات
پس از مرگ رودریک و تجزیه شدن کشور، تنها پادشاهیهای محلی، بدون دفاع سازمانیافته، در مقابل مسلمانان باقی ماند که باعث شد تا سپاه اسلام به سادگی و تقریباً با سرعت بسیار بالا، شهرهای بزرگ را یکی پس از دیگری تصرف کند و آندلس ساخته شود.
شهر تولدو (طلیطله)، پایتخت ویزیگوتها، بدون مقاومت جدی تسلیم شد و مرکز اداری مسلمانان شد. قرطبه نیز به سرعت فتح شد و آندلس بعدها به یکی از مهمترین مراکز علمی و فرهنگی جهان اسلام تبدیل شد. در ادامه، شهرهای مهم بعدی یعنی اشبیلیه (سویا)، مالاگا و مرسیه نیز در مدت کوتاهی به تصرف مسلمانان آندلس درآمدند.
تا یک سال بعد، یعنی 712 میلادی، موسی بن نصیر، فرمانده ارشد خلافت اموی در شمال آفریقا، با نیرویی تازهنفس برای کمک به طارق، وارد آندلس شد تا عملیات را تکمیل کند. او همراه با طارق بن زیاد، مناطق شمالیتر را نیز فتح کرد و تا نزدیکی کوههای پیرنه پیشروی کرد.
با سیاست تسامح مذهبی، مسلمانان توانستند عدهای از مسیحیان و یهودیان و مردمی که در آندلس مخالف حکومت بودند را حامی خود کنند. یهودیان که تا قبل از آن تحت فشار ویزیگوتها بودند، از مسلمانان آندلس استقبال کردند و حتی در اداره شهرهای آندلس نیز مشارکت داده شدند. (اتفاقی که در ایران هم افتاد و یهودیان بسیاری در منطقه کرمان امروزی در حمله اعراب به سپاه مسلمانان پیوستند.)
پس از بازگشت موسی و طارق به شام، عبدالعزیز بن موسی به عنوان والی آندلس منصوب شد و حکومت اسلامی در آندلس به سرعت ساختار اداری، مالی و نظامی خود را تثبیت کرد. در شهرهایی مثل قرطبه و غرناطه، همزیستیای نسبی بین مسلمانان، مسیحیان محلی و یهودیان شکل گرفت (چیزی که در حکومت خلافت اموی در مناطق خاورمیانه کمتر اتفاق افتاد؛ چیزی که باعث سقوط امویان و قیام عباسیان بود و باعث شد در هنگام سقوط امویه و روی کار آمدن عباسیها، منطقه ایبریا در دستان امویان بماند.)

آندلس و ورود مسلمانان به اروپا-تأسیس حکومت اسلامی آندلس
حکومت آندلس در ابتدا بهصورت امارت تابع خلافت اموی دمشق اداره میشد، اما بعدها در 756 میلادی، عبدالرحمان داخل، حکومت مستقل امارت قرطبه را تأسیس کرد که بعدها این امارت به خلافت قرطبه تبدیل شد (929 میلادی)؛ که یکی از قدرتمندترین دولتهای اروپایی و حکومتهای اسلامی شد.
در دوران حکومت آندلس و مسلمانان، تغییرات بسیاری شکل گرفت. ابتدا اقتصاد روستایی و کشاورزی ویزیگوتها به اقتصاد شهری، صنعتی و تجاری تبدیل شد و بازارها و کارگاههای نساجی، فلزکاری، چرم، شکر و سفالسازی رونق گرفت. صادرات محصولات به اروپا و مغرب و همچنین به ممالک دیگر اسلامی، مانند ابریشم ایبریا، پنبه، عسل، زیتون و انگور، آغاز شد و درآمد بسیاری برای حکومت به ارمغان آورد.
در آندلس صنعت کشاورزی با روشهای نوین آبیاری که مسلمانان از ایرانیان آموخته بودند و روشهای کوددهی و مهندسی کشاورزی ساسانی، بسیار رونق گرفت و محصولات جدیدی مانند برنج، نیشکر، موز، بادمجان و کتان به این منطقه وارد شد. تقویم کشاورزی قرطبی شکل گرفت و باغهای آزمایشگاهی برای توسعه علم کشاورزی تأسیس شد.
کتابها و دانشمندان و نویسندههای بسیاری به شهرهای قرطبه، غرناطه و طلیطله فراخوانده شدند و به آنها مستمری و شرایط زندگی عالی پیشنهاد شد و مراکز علمیای در این شهرها تأسیس شد. ترجمه آثار یونانی، رومی نیز در این شهرها به عربی و سپس به لاتین شکل گرفت و حمایت بسیاری شکل گرفت و شرایط مناظره علمی و فرهنگی میان مسیحیان و یهودیان با مسلمانان شکل گرفت.

آندلس و ورود مسلمانان به اروپا-واکنشها و تغییرات جئوپلتیک
فرانکها و پاپ با نگرانی به گسترش اسلام در اروپا نگاه کردند و حتی در دورهای، ارتشی توسط شارل مارتل (شارله چکش) در نبرد پواتیه در 731 میلادی به این منطقه فرستاده شد که موفق به متوقف کردن مسلمانان شد؛ شخصی که پدربزرگ شارلمانی بود. پس از این نبرد، کلیسای کاتولیک نیز شروع به تقویت هویت مسیحی اروپا کرد.
پادشاهیهای شمال ایبریا مانند کاستیا (کاستیل)، آراگون و لئون دست به مقاومت و همکاری زدند و بهتدریج منطقه را وارد دوره ریکانکویستا (Reconquista) کردند؛ که دورهای طولانی و تدریجی برای بیرون راندن مسلمانان از منطقه بود.
در اروپای مرکزی اما، از طریق اندلس، با علوم و فنون اسلامی آشنا شدند و دانشگاههای اروپایی از ترجمههای اندلس بهره بردند. حتی شارلمانی بعدها آثاری را که دستور ترجمهشان را داد، از اندلس وارد کرد و این حکومت تأثیر مستقیم و بسیاری بر رنسانس اروپا و پیشرفت آن گذاشت. افرادی مثل ابن رشد و آثارش و آثار دیگر، باعث تقویت و پیشرفت اروپای تحت نظر حکومتهای سختگیر دینی شدند و رنسانس را در ادامه مورد تأثیر قرار دادند.

آندلس و ورود مسلمانان به اروپا-عصر طلایی تمدن اسلامی در اروپا
تا اواخر قرن دهم میلادی، بیش از ۴۰۰ هزار جلد کتاب در کتابخانه قرطبه جمع شده بود. دقت کنید این عدد بدون هیچ ماشین چاپی به این مقدار رسید و برای مقایسه، کتابخانه امپراتوری روم شارلمانی در ادامه و با دستورات ترجمه وی که منجر به رنسانس کارولنژی شد، تنها ۴۰۰ الی ۵۰۰ جلد کتاب را شامل میشد.
دانشمندان بزرگی چون ابن رشد (آوروئس) ، فیلسوف و مفسر آثار ارسطو، ابن باجه، پزشک، فیلسوف و موسیقیدان، و ابن زهر و ازهراوی، پیشگامان پزشکی و جراحی، در همین شهر به آن سطح دست یافتند و حضور داشتند.
در مدرسه مترجمان طلیطله، آثار یونانی، رومی بسیاری برای اولین بار از عربی به لاتین ترجمه شدند و به اروپا راه یافتند و باعث پیشرفت فوقالعاده ملل اروپایی شدند. مفاهیم ریاضی مانند اعداد عربی و صفر و ابزارهایی چون اسطرلاب از طریق اندلس وارد اروپا شدند. سبک معماری مُدَجَّن اولین بار در این عصر و با تلفیقی از معماری مسیحی و اسلامی شکل گرفت و طاقهای نعلاسبی و گچبریهای هندسی و کاشیکاریهای رنگارنگ در این عصر به اوج خود رسید.
آندلس از معدود و معروفترین حکومتهای با همزیستی ادیان (کُنْویْثا) در تاریخ است که در آن مسلمانان، مسیحیان و یهودیان جدا از دین در کنار هم زندگی کرده و دانشمندان آنها محیطی مناسب برای مباحثه و مناظره داشته و باعث پیشرفت در اروپا شدند و در ادامه تأثیر مستقیمی بر رنسانس در اروپا داشتند.
یهودیان و مسیحیان در دیوانهای حکومتی مشغول به کار شدند و آزادی مذهبی برای اجرای مناسک خود داشتند، هرچند که همچنان جزیه اسلامی از آنها گرفته میشد و تمام مردم غیرمسلمان منطقه مجبور به پرداخت مالیاتی جداگانه به علت مسلمان نبودن خود بودند. اما تا سالها بعد و به علت ثروت روزافزونی که در این منطقه پدید آمد، عده زیادی اظهار نارضایتی نکردند و اتفاق خاصی پیش نیامد. این همزیستی باعث تبادل فرهنگی و علمی گسترده شد و مدارس چندملیتی و چند زبانه نیز در این سالها شکل گرفت و نوع تجارت اسلامی و اقتصادی شرق، به اروپا هم راه یافت.
آندلس و ورود مسلمانان به اروپا-تصویر : قلعه الحمرا (Alhambra) در جنوب اسپانیا ، واقع در شهر گرانادا

آندلس و ورود مسلمانان به اروپا-سقوط آندلس
پس از فروپاشی خلافت اموی اندلس، سرزمین به دولتهای کوچک و رقیب تقسیم شد (۲۶ حکومت محلی اسلامی) که مدام با هم به درگیری پرداختند و قدرت مقابله با دشمن خارجی را آنچنان نداشتند. عربها، بربرها، موالیها و مستعربین (اروپاییان عربزبان) دچار تنشهای شدید شدند و به رقابتهای قبیلهای و نژادی پرداختند و حکومت توانایی تشکیل وحدتی ملی بین مردم و اقوام را نداشت و چیزی برای هویتبخشی ملی برای تمام این قومیتها تعریف نشد؛ نه دین یکسانی، نه سرزمین یکپارچهای و نه تفکر و نژادی یکسان.
کمکم دولتهای ملوکالطوایفی دچار فساد و عیش و نوش و بیتدبیری در اداره امور رایج شدند و مقدار زیادی از بودجه دولت خرج عیش و نوش و خوشگذرانی بهجای تقویت ارتش شد. همچنین معروف است که بودجههای کلان برای پرورش خوانندگان زن و رقاصهها استفاده میشد؛ زنانی غیرمسلمان که بهصورت خاص پرورش داده میشدند تا خواننده و رقاصهای حرفهای سلطانها باشند.
در ادامه پیشرفتهای منطقه، جمعیت بسیاری به این منطقه مهاجرت کرده بودند و کمکم قحطی و گرانی به دنبال افزایش جمعیت ظاهر شد و شورشهای بسیاری را در پی داشت.
در ادامه مشکلات داخلی، جنبش بازپسگیری (Reconquista) با حمایت کلیسا و توسط پادشاهیهای مسیحی شمال اسپانیا از قرن هشتم تا پانزدهم میلادی بهتدریج شروع به تصرف سرزمینهای مسلمانان کردند. نبردهای کلیدی مثل نبرد زلاقه (۱۰۸۶ میلادی)، نبرد العقاب (۱۰۸۵)، طلیطله (۱۰۸۵)، قرطبه (۱۲۳۶) و اشبیلیه (۱۲۴۸) یکی پس از دیگری با پیروزی مسیحیان به اتمام رسید و مسلمانان از این سرزمینها به عقب رانده شدند.
آخرین پایگاه مسلمانان، امارت بنینصر در قرناطه، تا سال ۱۴۹۲ دوام آورد اما با اتحاد دو پادشاهی مسیحی—فردیناند آراگون و ایزابل کاستیل—غرناطه محاصره شد و در نهایت تسلیم شد. در ادامه، توافقنامه غرناطه شکل گرفت که به مسلمانان اجازه داشتن دین خود و حضور در منطقه را میداد که البته بعدها نقض شد و مسلمانان از این خاک اخراج شدند.
در نهایت، سرزمین ایبریا بهکل از مسلمانان تخلیه شد و کار حکومت آندلس در ۱۴۹۲ و در اواخر قرن ۱۵ میلادی و همزمان با شروع کشتیرانیهای استعماری اسپانیا و پرتغال، به اتمام رسید. دورانی که اگرچه به اتمام رسیده بود، اما تأثیر خود را بر اروپا و جهان گذاشته بود و تأثیر مستقیمی در رنسانس اروپا داشت.
منابع:
منابع اسلامی و یا شرقی:
کتاب تاریخچه اسپانیای اسلامی (نویسنده این کتاب همچنان ناشناس است)
کتاب آندلس: تاریخ حکومت مسلمانان در اروپا
کتاب تمدن اسلامی در اندلس از حسین واعظی
منابع غربی و اروپایی:
The Myth of the Andalusian Paradise نوشته داریو فرناندز، که جزو منابعی است که مطالب رایج نسبت به همزیستی مسلمانان را زیر سؤال میبرد و جزو منابع مخالف به حساب میآید و ایدههای بهشت چندفرهنگی را قبول ندارد
The Ornament of the World اثر ماریا روزا منوکال، که برعکس اثر بالا دیدگاهی مثبت به اندلس دارد
مجله historandmor
Islamic Spain: 711–1492 نوشته ریچارد فلتچر، که نسبتاً تحلیلی بیطرفانه از فتح اندلس تا سقوط آن ارائه میدهد
معرفی فیلمهای مرتبط:
فتح اندلس — یک سریال تاریخی مربوط به داستان فرمانده اسلام، طارق بن زیاد
سینمایی El Cid — محصول ۱۹۶۱، در مورد رودریگو دیاز، قهرمان مسیحی اسپانیایی
La Conquista de Al-Ándalus — محصول ۲۰۰۲، که روایت فتح اندلس را به ما میدهد
Isabel — محصول ۲۰۱۱ الی ۲۰۱۴، که زندگی ملکه ایزابل و نقش او در سقوط غرناطه را به تصویر میکشد
Granada: The Last Refuge — محصول ۱۹۹۲، که درباره آخرین روزهای حکومت اسلامی در غرناطه است
آندلس و ورود مسلمانان به اروپا-تصویر: جنبش بازپسگیری مسیحیان علیه مسلمانان اندلس – زمین های فیروزه ای از ابتدای ورود مسلمانان در دست آنها ماند – زمین های سبز رنگ توسط شارلمانی فتح شد و باز پس گرفته شد – زمین های زرد تا سال 1000 و نارنجی تا 1100 توسط پادشاهی های لئون و کاسیل و آراگون باز پس گرفته شد – سرزمین های قرمز رنگ نیز تا 1300 میلادی باز پس گرفته شد و سرزمین های صورتی ، منطقه گرانادا ، اخرین حکومت اسلامی اسپانیا را نشان میدهد

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟