cup of history

جنگ ژاپن و روسیه  8 فوریه ۱۹۰۴ – ۵ سپتامبر ۱۹۰۵

جنگ ژاپن و روسیه  8 فوریه ۱۹۰۴ – ۵ سپتامبر ۱۹۰۵

در فوریه 1904 اتفاقی افتاد که برای جهان غیر منتظره نبود ، اما نتیجه آن فوق‌العاده جهان را تکان داد و تاثیرات ژرفی بر توازن قدرت جهانی گذاشت.امپراطوری ژاپن پس از تلاش های روسیه برای اعمال نفوذ در آسیای دور و ورود به حوزه عملیاتی آن، به دستور مستقیم امپراطور…

- اندازه متن +

در فوریه 1904 اتفاقی افتاد که برای جهان غیر منتظره نبود ، اما نتیجه آن فوق‌العاده جهان را تکان داد و تاثیرات ژرفی بر توازن قدرت جهانی گذاشت.
امپراطوری ژاپن پس از تلاش های روسیه برای اعمال نفوذ در آسیای دور و ورود به حوزه عملیاتی آن، به دستور مستقیم امپراطور به روسیه تزاری اعلان جنگ داد.

روسیه تزاری شکست ناپذیر به نظر می آمد و حتی بریتانیا، فرانسه و آلمان، که قدرت های برتر اروپایی آن زمان بودند، از آن ترس داشتند. امپراطوری‌ای که چند سال قبل از آن و در 1826 الی 1828 به ایران حمله کرده بود و دولت وقت ایران را مجبور به پذیرش پیمان ترکمانچای کرده بود.

امپراطوری که ناپلئون را زمین گیر کرده بود. امپراطوری‌ای که حالا خود را روبروی ژاپنی میدید که تقریبا همزمان با همان جنگ ایران و روسیه، مقابل آمریکا و توپ های سنگین کشتی هایش قرار گرفته بود و همزمان با ایران و شاید حتی دیرتر از ایران متوجه شده بود که از دنیای غرب عقب مانده.
تزار با مشاهده این ضعف‌ها بدون ذره‌ای ترس از ژاپن به جنگ این کشور رفت.

جنگ ژاپن و روسیه

جنگ ژاپن و روسیه-دلایل درگیری: روسیه

ساختار سیاسی روسیه در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ بسیار متزلزل و سست بود. قشر پولدار و اشراف روسیه از ضعف اقتصادی روسیه تزاری سود می‌بردند و سنگ‌اندازی‌های بسیاری در مسیر پیشرفت‌های اقتصادی کشور می‌کردند. به علت حمایت‌های تزار از آن‌ها، اعتراضات زیادی نسبت به حکومت تزاری شکل گرفت.

در عین حال، روسیه سال‌ها بود که پس از جنگ‌های ناپلئونی و دوره پتر و کاترین کبیر، به کشوری شکست‌ناپذیر در چشم جهان تبدیل شده بود. اما پس از جنگ با ایران و جنگ با دولت عثمانی (که نتیجه هر دو، پیروزی روسیه بود)، از سال ۱۸۷۸ تا ۱۹۰۴ هیچ جنگ بزرگی را تجربه نکرد.

تزار جدید، یعنی نیکولای دوم که از سال ۱۸۹۴ به قدرت رسیده بود، جایگاه خود را در تشعشع فشارهای خارجی غرب و فشارهای داخلی متزلزل می‌دید. بنابراین، علاقه‌مند بود ضرب‌شستی تازه به دنیا نشان دهد؛ هم برای رضایت مردم خود با یک پیروزی، تا اعتراضات کاهش یابد، و هم برای حفظ و حتی افزایش ترس جهانی از روسیه.

روسیه سال‌ها بود که به دنبال راهی برای دسترسی به آب‌های گرم بود تا بتواند مسیرهای تجاری راحت‌تری پیدا کند، اقتصاد خود را کمی نجات دهد، و همچنین از نظر نظامی در دریاها نیز همچون خشکی حرفی برای گفتن داشته باشد. ساده‌ترین راه دسترسی: خلیج فارس، کره یا منچوکو بود.

روسیه در نبرد با ایران تنها توانست تا منطقه قفقاز را تصرف کند و پس از آن، با فشارهای انگلیس، پیشروی خود را ادامه نداد و به سمت خلیج فارس نرفت.

اما برای منچوکو و کره، به نظر می‌رسید دستش بازتر باشد؛ زیرا این مناطق تنها یک رقیب داشت، و آن هم ژاپنی بود که تازه از دوره میجی خود گذر کرده بود و تقریباً یک قرن بود که ضرب‌شست کشتی‌های آمریکایی را چشیده بود و دست به تغییر و پیشرفت زده بود. پس نباید حریف سختی به نظر می‌رسید.

علاوه بر آن، ژاپن یک کشور آسیایی بود و تا آن سال، کشورهای آسیایی همگی کشورهایی ضعیف قلمداد می‌شدند. دید عمومی بر این بود که قدرت‌های غربی تنها قدرت‌های تأثیرگذار در دنیا هستند و هیچ‌کس دیگر توان رسیدن و تقابل با آن‌ها را ندارد.

جنگ ژاپن و روسیه تصویر : تزار نیکولای

جنگ ژاپن و روسیه

جنگ ژاپن و روسیه-دلایل درگیری: ژاپن

در سال ۱۸۹۵ و پس از دوره اصلاحات میجی ، جمله‌ای در بین ژاپنی‌ها معروف بود: «اگر قرار است یک قدرت برتر آسیا را تحت نفوذ قرار دهد، آن قدرت باید در دست یک کشور آسیایی باشد و آن قدرت ما خواهیم بود.» این جمله پایه‌ریز افکار امپریالیستی گسترده در سطح آسیا در امپراتوری ژاپن بود.

از آن رو، ژاپن بزرگ‌ترین رشد تولید نیروی نظامی دریایی در قرن گذشته را تجربه کرد و با سرعتی سرسام‌آور کشتی‌های جنگی تولید کرده بود. توپخانه و تجهیزات نظامی خود را مدرن کرده بود و با ارسال دانشجو و نیروهای نظامی به کشورهای دیگر برای علم‌آموزی، خود را چه از نظر تکنولوژی و چه از نظر استراتژی نظامی بسیار ارتقا داده بود.

در سال ۱۸۹۵، ژاپن به چین حمله کرد و شبه‌جزیره کره و منطقه منچوری را تحت نفوذ خود گرفت و شکست سنگینی به چین تحمیل کرد. این جنگ هم به‌عنوان اولین تجربه جنگی بزرگ برای دانش‌آموختگان نظامی ژاپن شناخته شد، و هم ژاپن را به‌عنوان یک قدرت امپریالیستی نوظهور در آسیا معرفی کرد.

اما از نظر قدرت سیاسی و تأثیرگذاری جهانی، ژاپن هنوز حرفی برای گفتن نداشت؛ زیرا باقی دنیا او را صرفاً یک قدرت آسیایی ضعیف می‌دیدند که تنها یک قدرت آسیایی ضعیف‌تر را شکست داده بود.

در همین سال‌ها، روسیه نیز به دنبال اعمال نفوذ و ورود به مناطق تازه اشغال‌شده توسط ژاپن بود. ژاپنی‌ها در ابتدا تمایلی به جنگ با امپراتوری روسیه نداشتند و خود را آماده نمی‌دانستند. اما پس از شکست تلاش‌های دیپلماتیک برای تقسیم مناطق نفوذ با روسیه، و همچنین تهدیدهای روسیه با استقرار نیروهای نظامی در منچوکو و تقویت پایگاه دریایی‌اش در پورت آرتور، ژاپن نگران شد که روسیه به دنبال کنترل کامل کره و منچوری باشد.

از آن سو، عده زیادی در ژاپن و در میان نظامیان، پس از پیروزی بر چین و دستاوردهای تکنولوژیکی و نظامی، امیدوار بودند که این فرصت مناسبی برای اثبات قدرت سیاسی و نظامی ژاپن به‌عنوان یک قدرت امپریالیستی نوظهور باشد و موافق جنگ بودند.

جنگ ژاپن و روسیه-تصویر: امپراطور میجی

جنگ ژاپن و روسیه

جنگ ژاپن و روسیه-مقایسه دو کشور پیش از جنگ

ژاپن: در سال ۱۸۵۳ و با ورود USS Mississippi به آب‌های ژاپن و نشانه گرفتن توپ‌های قدرتمندش به سمت خاک ژاپن، این کشور به طرز تحقیرآمیزی مجبور به باز کردن مرزهایش به روی دنیا شد. در همان زمان، ژاپن متوجه ضعف نظامی و تکنولوژیکی خود شد و در میان تغییرات و اصلاحات میجی، یکی از مهم‌ترین اهداف خود را پیشرفت نظامی قرار داد—به‌ویژه در زمینه دریایی و با الگوبرداری از دکترین‌های بریتانیایی.

ژاپن تا پیش از جنگ ژاپن و روسیه موفق به تولید ۶ ناو جنگی (Battleship)، ۱۸ رزم‌ناو (Cruisers) و ۶۰ ناوشکن و قایق تندرو شده بود. این آمار برای کشوری که تا ۵۰ سال قبل هیچ نیروی دریایی مدرن و قابل توجهی نداشت، عدد بسیار بزرگی بود و در این زمینه، ژاپن رکورد دار تاریخ محسوب می‌شود.

همچنین نیروی نظامی ژاپن به ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر رسیده بود؛ ارتشی مدرن، منظم، با فرماندهی متمرکز و آموزش‌دیده توسط انگلیس، فرانسه و آمریکا در اختیار دولت قرار داشت. پس از جنگ با چین و شناسایی برخی ضعف‌ها، موج دوم تغییرات و اصلاحات نیز در حوزه نظامی شکل گرفت. از نظر جاسوسی نیز، ژاپن شبکه‌های گسترده‌ای در سراسر آسیای دور فعال کرده بود.

روسیه: ساختار و زیرساخت‌های متمرکز در غرب، در کنار زیرساخت‌های ضعیف و خط راه‌آهن محدود در شرق، ارتشی بزرگ اما پراکنده با فرماندهی سنتی و کند، ناوگان‌های بزرگ اما قدیمی و دور از صحنه نبرد واقعی. تجربه نظامی پیاده بسیار بیشتر بود و در نزدیک‌ترین حالت، درگیری‌های قفقاز با ایران و کریمه با عثمانی را شامل می‌شد. ضعف راه‌آهن غرب به شرق نیز مانع انتقال سریع نیرو و تجهیزات از غرب به شرق برای جنگ ژاپن و روسیه بود.

روسیه در برابر تغییرات مدرن مقاومت می‌کرد و اصلاحات عقب‌مانده‌ای در بسیاری از تکنولوژی‌های اقتصادی داشت. اقتصاد آن مبتنی بر کشاورزی و وابسته به زمین‌داران و اشراف بود، و اقتصاد خارجی‌اش محدود به صادرات مواد خام می‌شد.

نیروی نظامی روسیه در جنگ ژاپن و روسیه معادل ۱٬۳۶۵٬۰۰۰ نفر بود؛ با ۷ ناو جنگی، ۲۵ رزم‌ناو، ۸۰ ناوشکن و قایق تندرو، و در مجموع ۱۲۰ کشتی جنگی.

جنگ ژاپن و روسیه-تصویر : پروپاگاندای روسی علیه ژاپن برای نمایش نسبات قدرت این دو کشور در هنگام جنگ.

جنگ ژاپن و روسیه

جنگ ژاپن و روسیه-آتش اول

در سال ۱۹۰۳، روسیه پس از سرکوب شورش بوکسرها در چین، برخلاف تعهداتش به ژاپن، از منچوری خارج نشد و حضور نظامی‌اش را در آن منطقه تقویت کرد. ژاپن که کره را حوزه نفوذ اصلی خود می‌دانست، از این اقدام روسیه نگران شد و پیشنهاد تقسیم منچوری و کره را مطرح کرد؛ اما این پیشنهاد با مخالفت روس‌ها مواجه شد و آن‌ها اقدام به تقویت پایگاه دریایی پورت آرتور برای جنگ ژاپن و روسیه کردند.

در ۵ فوریه ۱۹۰۴، ژاپن به‌صورت یک‌طرفه روابط دیپلماتیک خود را با روسیه قطع کرد و در شب‌های ۸ و ۹ فوریه ۱۹۰۴، بدون اعلان رسمی جنگ، با ناوگان کامل خود به بندر پورت آرتور حمله کرد. در این حمله، ۷ کشتی روسی هدف قرار گرفتند و یکی از ناوهای مهم روسیه به‌طور کامل غرق شد.

این حمله چنان غافلگیرانه بود که روسیه، که هرگز انتظار حمله از سوی یک کشور آسیایی را نداشت، تا مدتی پس از آن همچنان این حمله را جدی نگرفته بود. روس‌ها به‌قدری از پیروزی خود در جنگ ژاپن و روسیه مطمئن بودند که در یکی از روزنامه‌ها، به نقل از وزیر جنگ روسیه نوشته شد: «برای هر ۳ سرباز ژاپنی، فقط ۲ سرباز روسی کافی است.»

هرچند در ادامه، ارتش ارسالی روسیه به منطقه از ژاپن بزرگ‌تر بود. نیروی نظامی پیاده ژاپن که به منطقه اعزام شد، ۶۵۰ هزار نفر بود و روسیه ۷۰۰ هزار نفر نیرو برای جنگ ژاپن و روسیه اعزام کرد.

جنگ ژاپن و روسیه

جنگ ژاپن و روسیه-محاصره پورت آرتور

از ۳۰ ژوئیه ۱۹۰۴ تا ۲ ژانویه ۱۹۰۵، یک محاصره شدید توسط ژاپنی‌ها علیه روس‌ها در اطراف بندر پورت آرتور، چه از سمت دریا و چه از سمت خشکی، شکل گرفت؛ یکی از خون‌بارترین نبردهای جنگ ژاپن و روسیه بود.

بندر پورت آرتور به‌نظر بسیاری مستحکم‌ترین قلعه نظامی آن زمان بود. روسیه از این بندر برای کنترل دریای زرد و حفاظت از منافعش در منچوری استفاده می‌کرد. با محاصره آن و غیرفعال شدنش به‌صورت غیرقابل پیش‌بینی، روسیه مجبور شد ناوگان غربی خود را از مسیری طولانی و خسته‌کننده به این ناحیه منتقل کند و کنترل نظامی‌اش در منطقه به‌شدت آسیب دید.

پس از حمله اولیه ژاپن، نیروهای ژاپنی به سمت خشکی پیشروی کردند و ژنرال ژاپنی‌ها، نوگی ماره‌سوکه، فرماندهی عملیات محاصره را بر عهده گرفت. روس‌ها به فرماندهی آناتولی استوسل، دفاعی سرسختانه ترتیب دادند و موفق شدند تقریباً یک سال کامل مقاومت کنند.

ژاپن چندین بار از ابتدای این محاصره تلاش کرد تا با حملات مستقیم، قلعه را تصرف کند، اما با تلفات سنگین مواجه شد. در نتیجه، به‌جای ادامه حملات مستقیم، از سلاح‌های مدرن خود مانند خمپاره‌اندازهای ۲۸۰ میلی‌متری معروف به 28 Mortars، مسلسل‌های ماکسیم خریداری‌شده از آلمان، کشیدن سیم خاردار اطراف قلعه، استفاده از مین‌های دریایی و نورافکن‌ها بهره گرفت. این اقدامات باعث شد روس‌ها جز حفظ موقعیت دفاعی، نتوانند هیچ اقدام مؤثری انجام دهند. ژاپن در طول تمام این یک سال، با توپ‌های سنگین و مدرن ناوهای خود، بندر را دائماً مورد حمله قرار داد و تلفات سنگینی برای روسیه به‌بار آورد.

با تمام این‌ها، روس‌ها موفق شدند در جنگ ژاپن و روسیه تقریباً یک سال مقاومت کنند. ژاپنی‌ها حدود ۸۰ الی ۱۵۰ هزار سرباز را در این محاصره درگیر کردند و روس‌ها با ۵۰ هزار سرباز مستقر در بندر به دفاع پرداختند. شرایط سخت زمستانی، کمبود غذا و بیماری، باعث تلفات وخیم‌تر روس‌ها شد.

در نهایت، در ۲ ژانویه ۱۹۰۵، فرمانده روس‌ها پس از از دست دادن شمار زیادی از سربازانش زیر آتش توپ‌های ژاپنی، و در پی بیماری و کمبود غذا، خود و بندر را تسلیم ژاپنی‌ها کرد.

جنگ ژاپن و روسیه

جنگ ژاپن و روسیه-نبرد موکدن

موکدن شهری بود در منطقه شنیانگ در چین امروزی که مرکز فرماندهی روس‌ها در منطقه منچوری محسوب می‌شد. ژاپن با حمله به این مرکز در ۲۰ فوریه ۱۹۰۵ قصد داشت روسیه را به عقب‌نشینی کامل از منطقه وادار کند. این نبرد تا ۱۰ مارس ۱۹۰۵ به طول انجامید.

نیروهای درگیر در این نبرد شامل ۲۷۰ هزار ژاپنی به همراه ۲۰۰ مسلسل ماکسیم و ۹۹۲ توپ مدرن آمریکایی، انگلیسی و آلمانی بودند، به فرماندهی ژنرال اویاما ایوائو. در مقابل، ۳۴۰ هزار سرباز روس به همراه ۱۲۱۹ توپ قدیمی روسی و تنها ۸۸ مسلسل، تحت فرماندهی آلکسی کوروپاتکین قرار داشتند.

نبرد به مدت دو هفته و چهار روز ادامه داشت. در این میان، بخشی از نیروهای روسیه به دستور کوروپاتکین تلاش کردند از طریق دفاع مرکزی و فشار از جناحین، یک ضدحمله را شکل دهند؛ اما با پیش‌بینی فرمانده ژاپنی و آتش مسلسل‌های ماکسیم، این حمله خنثی شد و تلفات سنگینی به روس‌ها وارد شد. درگیری‌ها در مناطق کوهستانی، رودخانه‌ها و حتی خطوط آهن به‌طور دائم ادامه داشت.

تلفات ژاپن در این نبرد ۱۶ هزار کشته و روسیه ۸۷۰۰ کشته بود، به همراه ۶۰ هزار زخمی ژاپنی و ۵۱ هزار زخمی روسی. همچنین اعلام شد که ۲۲ هزار روسی در این نبرد اسیر یا مفقودالاثر شدند، در حالی که برای ژاپن تنها آمار ۲ هزار اسیر ثبت شده است.

در نهایت، ژاپن توانست روس‌ها را از منطقه خارج کند و کنترل کامل جنوب منچوری را به دست آورد. در پی انتشار خبر شکست در جنگ ژاپن و روسیه در این منطقه، شورش‌های بسیاری در روسیه شکل گرفتند و زمینه‌ساز سقوط سیاسی داخلی در این کشور شدند.

جنگ ژاپن و روسیه

جنگ ژاپن و روسیه-نبرد تسوشیما

در روزهای ۲۷ و ۲۸ مه ۱۹۰۵، در تنگه تسوشیما میان کره و جنوب ژاپن، نیروی دریایی خسته از سفر طولانی روسیه در مقابل نیروی دریایی تازه‌تأسیس ژاپن قرار گرفت و نقطه پایان جنگ میان روسیه و ژاپن رقم خورد.

پس از شکست‌های متعدد روسیه در جنگ ژاپن و روسیه در خشکی و اعتراضات گسترده مردمی، نیکولای دوم تصمیم گرفت ناوگان بالتیک را از اروپا به شرق آسیا بفرستد تا موازنه قدرت دریایی منطقه را تغییر دهد. این ناوگان، پس از سفری فرسایشی و نزدیک به یک‌ساله، وارد تنگه تسوشیما شد—جایی که دریاسالار توگو هیهاچیرو، فرمانده نیروی دریایی ژاپن، بر اساس شبکه جاسوسی قدرتمندی که ژاپن ایجاد کرده بود، دقیقاً در همان روز و همان ساعت عبور، منتظرشان بود.

فرمانده نیروی دریایی بالتیک روسیه، زینوی پترویچ روژستنسکی، به همراه ۳۸ کشتی جنگی، ۹ کشتی پشتیبانی و ۱۲ هزار ملوان وارد تنگه شد و از پشت سر و روبه‌رو مورد تهاجم نیروهای توگو هیهاچیرو قرار گرفت؛ با ۱۲ نبردناو، ۱۶ رزم‌ناو و ۶۵ اژدر افکن که ۱۰ هزار ملوان سوار آن‌ها بودند.

ژاپن با استفاده از توپخانه دقیق، سرعت بالای کشتی‌های اژدر افکن، و جدا‌سازی بخش‌به‌بخش ناوگان روسیه با تاکتیک‌های مدرن دریایی، روس‌های خسته و ناهماهنگ را در هم شکست. برای نخستین بار در تاریخ، ژاپن اولین کشوری بود که از تلگراف بی‌سیم برای هماهنگی بین کشتی‌ها استفاده کرد. این نظم و هماهنگی، همراه با تکنولوژی برتر و آمادگی نیروها، باعث شکست وحشتناک نیروی دریایی روسیه شد و این نیرو را تا یک قرن بعد در حوزه دریایی تضعیف کرد.

تلفات روسیه در این نبرد از مجموع ۳۸ کشتی، شامل ۲۵ کشتی جنگی بود. ۴۳۰۰ ملوان کشته شدند، ۶۰۰۰ ملوان دیگر زخمی شدند، و تمام زخمی‌ها به همراه ۱۸ کشتی باقی‌مانده و تعداد کمی ملوان سالم، به دست ژاپنی‌ها اسیر شدند. حتی ذره‌ای از نیروی دریایی روسیه از این نبرد سالم خارج نشد. تمام تجهیزات و ملوان‌های روسیه به دست ژاپنی‌ها افتادند.

در مقابل، ژاپن تنها ۳ کشتی کوچک خود را از دست داد و ۱۱۷ نفر از ملوانانش کشته شدند. همچنین ۵۸۰ نفر از آن‌ها زخمی شدند.

جنگ ژاپن و روسیه-تصویر: نقشه نبرد شکل گرفته – خطوط قرمز مسیر تهاجم غافلگیرانه نیروی دریایی ژآپن به نیرو های روسی و سپس قیچی کردن آنها از کنار و رسیدن به پشت سر این نیرو ها برای جلوگیری از فرارشان.

جنگ ژاپن و روسیه

جنگ ژاپن و روسیه-واکنش دیگر کشورها

در جنگ ژاپن و روسیه، برای اولین بار در قرون گذشته، یک قدرت آسیایی بر یک قدرت غربی و اروپایی پیروز شده بود. این اتفاق، معادلات و توازن قدرت جهانی را به‌شدت تغییر داد و حتی امیدی برای پیشرفت و پیشی گرفتن از جوامع غربی در دل کشورهای دیگر آسیایی، از جمله چین و ایران، ایجاد کرد.

بریتانیا در قبال جنگ ژاپن و روسیه از ژاپن حمایت غیرمستقیم کرد. پیمان اتحاد بریتانیا–ژاپن در سال ۱۹۰۲ باعث شد بریتانیا، در صورت ورود کشور سوم به جنگ ژاپن و روسیه، به دفاع از ژاپن نیروی دریایی خود را درگیر کند.

فرانسه، متحد سنتی روسیه بود، اما در جنگ ژاپن و روسیه دخالت نکرد و با نگرانی به شکست روسیه نگاه کرد.

آلمان از سوی دیگر موضعی محتاطانه داشت و از ضعف روسیه بهره‌برداری سیاسی کرد. پیروزی ژاپن را نشانه‌ای از ظهور قدرت‌های غیراروپایی دانست و ژاپن را به‌عنوان کشوری که در آینده شاید بتواند در موازنه قدرت در اروپایی که آلمان در آن قدرتی نوظهور و محصور بود، به‌عنوان یک متحد ببیند (که چند سال بعد، در سال ۱۹۴۰، این اتحاد به‌صورت رسمی شکل گرفت).

چین از سوی دیگر در جنگ ژاپن و روسیه نگران هر دو طرف بود. پیروزی هرکدام در جنگ ژاپن و روسیه، برای چین به معنای از دست دادن خاک کره و منچوری بود. پس از شکست در جنگ علیه ژاپن، ترس ورود و حمله ژاپن برای تصرف کامل خاک چین افزایش یافت (چند سال بعد، در سال ۱۹۳۷، این اتفاق افتاد و در ادامه، با حادثه «پل مارکوپولو»، ژاپن به قصد کنترل تمامی اراضی چین به این کشور حمله کرد).

به واکنش آمریکا در ادامه می‌پردازیم…

جنگ ژاپن و روسیه-تصویر: نقشه سیاسی منطقه پس از نبرد . مناطق منچوری به اشغال و کنترل ژآپن در آمد . بخشی از جزایر ساخالین نیز به ژاپن واگذار شد ( این مناطق دارای نفت بودند که بعد ها در جنگ جهانی دوم ، کمک بزرگی برای امپراطوری ژآپن و تامین نفت کشتی هایش بود. )

جنگ ژاپن و روسیه

جنگ ژاپن و روسیه-نتیجه و تلفات

پس از شکست تسوشیما و بالا گرفتن شورش‌ها در خاک غربی روسیه، تزار نیکولای دوم مجبور به انتقال نیروها برای کمک به سرکوب شورش شد. پس از نابودی دو سوم نیروی دریایی خود به دست ژاپن، در سپتامبر ۱۹۰۵ با میانجی‌گری آمریکا، پیمان پورتسموث را امضا کرد.

در این پیمان، که میان روسیه و آمریکا تنظیم شد، ژاپن به‌عنوان قدرتی جهانی شناخته شد و نفوذش در آسیا تثبیت و مشروع گردید. نبرد تسوشیما پایان جنگ روسیه و ژاپن بود و آغازگر دوره‌ای جدید که در آن دولت‌های غیرغربی و غیراروپایی نیز به‌دنبال قدرت‌گیری مجدد رفتند.

در ادامه و سال‌های بعد، ژاپن به‌عنوان قدرتی جدید در میان قدرت‌های جهانی، شروع به گسترش قلمرو و نفوذ خود کرد—با همان جمله‌ای که در ابتدای پست‌ها آمده بود:

«اگر قرار است یک قدرت برتر آسیا را تحت نفوذ قرار دهد، آن قدرت باید در دست یک کشور آسیایی باشد.»

جنگ ژاپن و روسیه-تلفات:

روسیه:

  • کشته‌شده‌ها: ۳۴ الی ۵۲ هزار نفر
  • زخمی‌ها: ۱۴۶ هزار نفر
  • اسیران: ۷۴ هزار نفر
  • دو سوم نیروی دریایی روسیه نابود شد، شامل ۸ فروند ناو جنگی غرق‌شده، ۲ فروند ناو جنگی توقیف‌شده، و کشتی‌های جنگی کوچک دیگر که توقیف یا غرق شدند
  • مجموع کل تلفات نظامی و غیرنظامی: ۴۳ الی ۱۲۰ هزار نفر

ژاپن:

  • کشته‌شده‌ها: ۴۷ هزار نفر
  • زخمی‌ها: ۲۱ الی ۲۷ هزار نفر
  • ۲ فروند ناو جنگی غرق‌شده
  • اسیران ژاپنی با پیروزی ژاپن به سلامت به کشور بازگشتند
  • مجموع کل تلفات نظامی و غیرنظامی: ۴۸ الی ۸۶ هزار نفر

جنگ ژاپن و روسیه-تصویر : قابی از پیمان پورتموث به میانجی گری امریکا با حضور نمایندگان روسیه و ژاپن

جنگ ژاپن و روسیه
عرفان زمانی
درباره نویسنده

عرفان زمانی

عرفان زمانی، نویسنده حوزه تاریخ، اقتصاد و فلسفه. فعالیت حرفه ایم را از پنج سال پیش آغاز کردم و از یک سال پیش با پیوستن به تیم «فنجانی از تاریخ»،تلاش داشتم که تولید محتوا را در فضایی کاملاً غیرایدئولوژیک و علمی ادامه دهم. باورم این است که تاریخ، تنها با نگاهی بدون سوگیری میتواند ما را از گذشته عبور دهد، حال را برایمان روشن کند و مسیر آینده را هموار سازد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *