cup of history

اخوان المسلمین: زعامه اجتماعی در میانه میدان سیاست 1928

اخوان المسلمین: زعامه اجتماعی در میانه میدان سیاست 1928

جماعتی که امروزه در کانون جدال‌های سیاسی و امنیتی منطقه قرار دارد، در آغاز با اهدافی متفاوت و در قالب یک “جمعیت اخلاقی-دعوی” پا گرفت. درک این تحول و تضادهای ذاتی آن، مستلزم نگاهی تاریخی و بی‌طرف به بستر ظهور، اهداف اولیه و فعالیت‌های ابتدایی جماعت اخوان المسلمون است. این…

- اندازه متن +

جماعتی که امروزه در کانون جدال‌های سیاسی و امنیتی منطقه قرار دارد، در آغاز با اهدافی متفاوت و در قالب یک “جمعیت اخلاقی-دعوی” پا گرفت. درک این تحول و تضادهای ذاتی آن، مستلزم نگاهی تاریخی و بی‌طرف به بستر ظهور، اهداف اولیه و فعالیت‌های ابتدایی جماعت اخوان المسلمون است. این پست، فارغ از قضاوت‌های ایدئولوژیک معاصر، به بررسی ریشه‌های این جنبش و مسیری که از تأسیس تا تبدیل شدن به یک نیروی سیاسی طی کرده است، می‌پردازد.

اخوان المسلمین-مصر در آستانه ظهور یک جنبش جدید: بستر تاریخی

دهه ۱۹۲۰ میلادی، دوره‌ای پرتلاطم برای مصر بود. این کشور رسماً تحت الحمایه بریتانیا قرار داشت و اگرچه دارای پادشاهی و دولت بود، نفوذ عمیق بریتانیا بر امور آن سایه افکنده بود. هم‌زمان با فروپاشی امپراتوری عثمانی و الغای خلافت اسلامی در سال ۱۹۲۴ میلادی، ضربه‌ای هویتی به جهان اسلام وارد آمد که پرسش‌هایی جدی درباره شکل آینده جوامع مسلمان ایجاد کرد.

در عرصه داخلی، مصر شاهد تقابل فکری میان جریان‌های مختلف بود. از یک سو، جریان‌های سکولار، لیبرال و ملی‌گرا (مانند حزب وفد) که بر هویت مصری و نظام پارلمانی تأکید داشتند، و از سوی دیگر، جریان‌های اسلامی که نگران هویت دینی جامعه بودند. این تنش‌ها در کنار مشکلات اقتصادی و اجتماعی، فضای نارضایتی گسترده‌ای در کشور ایجاد کرده بود.

اخوان المسلمین-تولد در اسماعیلیه: از یک جمعیت کوچک تا شکل‌گیری ایده

در چنین فضایی، در ماه مارس سال ۱۹۲۸ میلادی (اسفند ۱۳۰۶ شمسی)، حسن البنا، معلم جوان مدرسه‌ای در شهر اسماعیلیه (که مقر شرکت کانال سوئز تحت کنترل بریتانیا بود) با شش تن از کارگران این شرکت ملاقات کرد. این افراد که نگران وضعیت اخلاقی و دینی جامعه بودند، از البنا خواستند تا رهبری یک حرکت اصلاحی را بر عهده بگیرد. بدین ترتیب هسته اولیه “جماعت اخوان المسلمون” شکل گرفت.

البنا که خود سابقه فعالیت در انجمن‌های دینی مانند “جمعیة الشبان المسلمین” را داشت، شعار و هدفی فراتر از فعالیت‌های خیریه معمول تعریف کرد. شعار معروف وی و اساس فکری اخوان، “الله غایتنا، والرسول قدوتنا، والقرآن دستورنا، والجهاد سبیلنا، والموت فی سبیل الله أسمى أمانینا” بود.

اخوان المسلمین-فعالیت‌های اولیه: جامعه‌سازی پیش از دولت‌سازی

اخوان در سال‌های نخست، عمدتاً بر فعالیت‌های دینی، تربیتی و اجتماعی متمرکز بود. آن‌ها به عنوان یک جنبش “اصلاحی جامع” خود را معرفی می‌کردند که خواهان بازگشت به اصول اسلام و حل مشکلات جامعه از این طریق است. تمرکز بر “بناء الفرد المسلم” (ساختن فرد مسلمان) به عنوان اولین مرحله، در کانون برنامه آنان قرار داشت.

این فعالیت‌ها اشکال ملموس و مؤثری به خود گرفت: (تأسیس مدارس برای سوادآموزی و آموزش دینی، ساخت مساجد، ارائه خدمات بهداشتی و درمانی، و کمک به نیازمندان.)
این شبکه خدمات اجتماعی، نقش تعیین‌کننده‌ای در جذب اقشار مختلف جامعه، به‌ویژه طبقات متوسط و پایین شهری داشت و پایگاه مردمی گسترده‌ای برای اخوان ایجاد کرد.

اخوان المسلمین-تحول تدریجی به سمت عرصه سیاست

با گسترش نفوذ اجتماعی، گام‌های اولیه به سمت عرصه سیاسی برداشته شد. البنا اسلام را نظامی “شامل” می‌دانست که جدایی دین از سیاست را برنمی‌تابد. در دهه ۱۹۳۰ میلادی، اخوان به تدریج مواضع سیاسی خود را آشکارتر کرد. دو هدف اصلی آنان این‌گونه تبیین شدند: “تحریر الوطن الإسلامی من کل سلطان أجنبی” (آزادی سرزمین اسلامی از هر سلطه خارجی) و “إقامة دولة إسلامیة حرة تعمل بأحکام الإسلام” (برپایی دولتی آزاد که به احکام اسلام عمل کند).

این مواضع، هم‌زمان دو سو را نشانه می‌گرفت: از یک سو مقاومت در برابر استعمار بریتانیا، و از سوی دیگر نقد نظام سیاسی حاکم بر مصر که از نظر آنان به اندازه کافی اسلامی نبود. انتقاد از حکومت پارلمانی و احزاب سیاسی به عنوان پدیده‌هایی غیراسلامی یا تقلیدی از غرب، از مواضع ثابت رهبران اخوان در آن دوره بود.

اخوان المسلمین- گسترش و ظهور جناح نظامی

اخوان به سرعت از یک حلقه محلی به یک سازمان سراسری با ساختاری منظم تبدیل شد. در سال ۱۹۳۲ میلادی، دفتر مرکزی به قاهره منتقل شد و شعب آن در سراسر مصر گسترش یافت. هر شعبه اغلب شامل مسجد، مدرسه و باشگاه ورزشی بود.

با تشدید تنش‌ها با دولت و بریتانیا در دهه ۱۹۴۰ میلادی، اخوان به تدریج شاخه‌ای شبه‌نظامی به نام “الجهاز السری” (دستگاه مخفی) تشکیل داد. فعالیت این شاخه شامل جمع‌آوری اسلحه، آموزش‌های نظامی و انجام عملیات علیه منافع بریتانیا و همچنین مقامات مصری مورد هدف بود. نقطه اوج این دوره، ترور نخست‌وزیر مصر، محمود فهمی النقراشی، در ماه دسامبر سال ۱۹۴۸ بود که منجر به انحلال رسمی جماعت و در نهایت ترور حسن البنا شد.

تصویر : حسن البنا

اخوان المسلمین


اخوان‌المسلمین: از ترور رهبر تا تولد یک ایدئولوژی انقلابی

پس از ترور حسن البنا در فوریه ۱۹۴۹، جماعت اخوان‌المسلمین وارد دوره‌ای بحرانی، پر از سرکوب، بازسازی و تحول فکری شد. این مسیر، آنان را از یک سازمان اجتماعی-سیاسی به جنبشی ایدئولوژیک با تأثیر جهانی سوق داد. در این بخش، مسیر اخوان از زیر خاکستر ترور البنا تا افول نظام سلطنتی و ظهور اندیشه‌های رادیکال سید قطب را پی می‌گیریم.

اخوان المسلمین-دوره بحران و بازسازی: پس از ترور البنا (دهه ۱۹۵۰)

ترور حسن البنا توسط عوامل احتمالی دولت، ضربه‌ای سهمگین به اخوان وارد کرد. در غیاب رهبر کاریزماتیک، جماعت دچار انشعاب موقت و ضعف سازمانی شد. در این دوره، حسین هضیبی به عنوان مرشد عام جدید انتخاب شد، اما نتوانست همان نفوذ و کنترل پیشین را اعمال کند.

فعالیت‌های اخوان در این برهه، ترکیبی از عمل سیاسی قانونی (مانند شرکت در انتخابات مجلس) و فعالیت‌های پنهانی بود. هم‌زمان، موج ناسیونالیسم ضد بریتانیایی و ضد سلطنتی در مصر در حال اوج‌گیری بود. اخوان با بهره‌گیری از این فضا، در تحولات منتهی به کودتای ۱۹۵۲ افسران آزاد نقش ایفا کرد و در ابتدا از آن استقبال نمود.

اخوان المسلمین-رقابت و تقابل با ناصر: رویارویی با یک ایدئولوژی رقیب

با به قدرت رسیدن جمال عبدالناصر و تثبیت حکومت او، رقابتی آشکار بین دو پروژه قدرتمند آغاز شد: ناسیونالیسم عربی سکولار ناصر در مقابل اسلام‌گرایی سیاسی اخوان. نقطه گسست نهایی، حادثه ترور ناموفق ناصر در اسکندریه در اکتبر ۱۹۵۴ بود.

دولت ناصر این حادثه را بهانه کرد تا بزرگ‌ترین موج سرکوب سیستماتیک را علیه اخوان آغاز کند. هزاران نفر از اعضا و هواداران بازداشت، شکنجه و زندانی شدند. سازمان اخوان منحل اعلام شد و فعالیت آن برای دهه‌ها به زیرزمین کشیده شد. در این زندان‌ها بود که نسلی از اعضای اخوان، با تحمل شکنجه، رادیکال‌تر شدند.

اخوان المسلمین-ظهور سید قطب: از روشنفکری ادبی به نظریه‌پرداز جهاد

سید قطب (۱۹۶۶-۱۹۰۶) پیش از پیوستن به اخوان در دهه ۱۹۴۰، یک منتقد ادبی و نظریه پرداز برجسته بود. او که برای تحصیل به آمریکا رفته بود، با مشاهده جامعه غربی، دچار نوعی سرخوردگی فرهنگی شد و تنفری عمیق از جامعه غرب پیدا کرد و عمیقاً به اسلام روی آورد. پس از پیوستن به اخوان، قلم شیوای او به خدمت جماعت درآمد.

بازداشت و تحمل ۱۰ سال حبس همراه با شکنجه‌های شدید در زندان‌های ناصر، نقطه عقل تحول فکری قطب بود. او در زندان، مهم‌ترین اثر خود، «معالم فی الطریق» (نشانه‌های راه) را نوشت. این کتاب که به صورت قاچاقی از زندان بیرون آمد، تبدیل به مانیفست اسلام‌گرایی رادیکال در قرن بیستم شد.

سید علی خامنه ای ، رهبر جمهوری اسلامی ایران در‌ بین ۵ کتابی که به عنوان کتاب های مورد علاقه خود معرفی کرده ، نویسنده سه عدد از آن کتاب ها سید قطب بوده است و میتوان گفت سید قطب نویسنده مورد علاقه رهبر جمهوری اسلامی است. دو کتاب دیگر نوشته شیخ راضی آل یاسین و عبدالمنعم النمر است.

اخوان المسلمین-ایدئولوژی انقلابی سید قطب: سه مفهوم کلیدی

قطب در تحلیل خود، جهان را به دو اردوگاه تقسیم می‌کرد:

  • «دارالاسلام»: سرزمینی که در آن احکام خدا حاکم است.
  • «دارالجاهلیه»: سرزمین جهالت. او مفهوم «جاهلیت» را به کل جوامعی که قوانین انسان‌ساخت (حتی اگر مسلمان باشند) بر آنها حاکم است، تعمیم داد. به باور او، مصرِ ناصر و تمامی حکومت‌های عربی، جاهلی بودند.

از این تحلیل، دو اصل بنیادین استخراج شد:

  • «الحاکمیة لله»: حاکمیت مطلق تنها از آن خداست و هر نظامی که این اصل را نپذیرد، طاغوت است.
  • «الجهاد»: قطب جهاد را نه دفاعی، بلکه فریضه‌ای تهاجمی و دائمی برای سرنگونی حکومت‌های جاهلی و برپایی حکومت الله تعریف کرد. او مسلمانان را به جدایی کامل از جامعه جاهلی فراخواند.

این اندیشه‌ها، گسست عمیقی با اندیشه تدریجی و اجتماعی حسن البنا ایجاد کرد. البنا بر «اصلاح جامعه» تأکید داشت، در حالی که قطب بر «انقلاب علیه جامعه» پافشاری می‌کرد. درواقع سید قطب معتقد به نوعی حکومتی تئوکرات بود.

اخوان المسلمین-اعدام و تبدیل شدن به نماد

دولت ناصر، سید قطب را به اتهام «توطئه برای سرنگونی حکومت» محاکمه و در ۲۹ اوت ۱۹۶۶ اعدام کرد. او با آرامش به استقبال مرگ رفت و گفت: «الحمدلله.. لقد عملت ۱۵ سنة لأجل هذه اللحظة» (حمدلله… ۱۵ سال برای این لحظه کار کردم).

اعدام قطب، او را به یک «شهید ایدئولوژیک» و نماد مقاومت در برابر حکومت‌های سکولار تبدیل کرد. کتاب «معالم فی الطریق» به متن اصلی جنبش‌های اسلام‌گرای رادیکال بعدی در سراسر جهان، از مصر تا افغانستان و فراتر از آن تبدیل شد.

تصویر : سید قطب

Slide1 e1773415285213

اخوان المسلمین: از اعدام سید قطب تا تلاش برای تشکیل یک «امت جهانی»

پس از اعدام سید قطب در ۱۹۶۶، اخوان المسلمین نه تنها از هم نپاشید، بلکه ایده‌های او به سوختی برای گسترش فراملی تبدیل شد. هم‌زمان، این سازمان تلاش کرد با جریان‌های اسلام‌گرای شیعی، به‌ویژه در ایران، ارتباط برقرار کند. این بخش، مسیر پیچیده اخوان را از یک سازمان مصری تا یک شبکه بین‌المللی، و داستان همکاری و شکست اتحاد با فداییان اسلام ایران را روایت می‌کند.

اخوان المسلمین-گسترش برون‌مرزی: شبکه‌ای فراتر از مصر

اگرچه رهبری اخوان در مصر زیر شدیدترین فشارهای ناصر قرار داشت، اما اندیشه‌های آن در سراسر جهان عرب و اسلامی ریشه دواند. این گسترش عمدتاً از دو کانال صورت گرفت: اول، تبعید یا فرار کادرهای زندانی‌شده به کشورهای همسایه، و دوم، جذابیت ایدئولوژی انقلابی سید قطب برای جوانان مسلمانی که با حکومت‌های سکولار و وابسته به غرب مخالف بودند.

در تونس، رشید الغنوشی تحت تأثیر اندیشه‌های اخوانی قرار گرفت و بعدها جنبش «النهضه» را بنیان نهاد. در عربستان سعودی، اگرچه حکومت وهابی با اخوان مرزبندی داشت، اما بسیاری از روشنفکران و فعالان سعودی (و بعدها در قالب جریان «صحوه») عمیقاً از ادبیات و تشکیلات‌سازی اخوان تأثیر پذیرفتند. در اردن، اخوان به دلیل سیاست‌های متعادل‌تر پادشاهی، توانست به‌عنوان یک حزب سیاسی قانونی (شاخه اخوان المسلمین در اردن) فعالیت کند و در پارلمان حضور یابد. در الجزایر نیز جنبش «الحرکه الاسلامیه للانقاذ» متأثر از افکار اخوان شکل گرفت. این گسترش نشان می‌داد که اخوان در حال تبدیل شدن به یک «جنبش مادر» برای اسلام‌گرایی سنی است.

اخوان المسلمین-ارتباط با فداییان اسلام: تلاش برای پل زدن میان شیعه و سنی

در ایران، همزمان با اوج‌گیری نهضت ملی نفت، جمعیت فداییان اسلام به رهبری سید مجتبی نواب صفوی شکل گرفته بود. این جمعیت که خواهان برقراری حکومت اسلامی و مبارزه با استعمار بود، از نظر ایدئولوژیک اشتراکات چشمگیری با اخوان المسلمین داشت. هر دو، دشمن اصلی را استعمار غرب و حکومت‌های وابسته می‌دانستند و هدف نهایی خود را اجرای شریعت اسلام اعلام می‌کردند.

این اشتراکات، زمینه را برای نخستین تماس‌های سازمان‌یافته فراهم کرد. گفته می‌شود این ارتباط از طریق شخصیت‌های واسطه‌ای مانند آیت‌الله کاشانی که خود با رهبران جهان اسلام در ارتباط بود، آغاز شد. حتی گزارش‌هایی وجود دارد که پس از ترور حسن البنا، برخی از اعضای اخوان از آیت‌الله کاشانی درخواست کردند رهبری اخوان را بپذیرد، اما ایشان نپذیرفتند.

تصویر: نواب صفوی – مرکز تصویر

156899159

اخوان المسلمین-گردهمایی تاریخی قاهره و سفر نواب صفوی

اوج این ارتباطات، سفر نواب صفوی به قاهره در ژانویه ۱۹۵۴ (دی ۱۳۳۲) بود. این سفر به دعوت رسمی اخوان المسلمین انجام شد. نواب صفوی در دانشگاه قاهره سخنرانی پرشوری ایراد کرد و مورد استقبال گرم اعضای اخوان قرار گرفت. هدف این دیدار، تحکیم وحدت اسلامی و هماهنگی مبارزات ضداستعماری بود.

در جریان همین سفر، نواب صفوی با رهبران ارشد اخوان از جمله حسن هضیبی (مرشد دوم) و عمر تلمسانی (مرشد آینده) ملاقات کرد. همچنین گزارش شده که او با جمال عبدالناصر (که در آن زمان نخست‌وزیر بود) نیز دیدار کرد تا برای آزادی اعضای دستگیر‌شده اخوان پس از درگیری‌های آن روزها میانجیگری کند. این سفر نمادین، نشان‌دهنده اراده دو جنبش برای عبور از اختلافات مذهبی (شیعه و سنی) و تأکید بر دشمن مشترک بود.

اخوان المسلمین-شکست یک اتحاد و اعدام نواب صفوی

با این حال، این روابط صمیمانه دیری نپایاد. تنها چند ماه پس از سفر نواب به قاهره، عبدالناصر در اکتبر ۱۹۵۴ به بهانه سوءقصدی به جان خود، حملۀ همه‌جانبه‌ای را به اخوان المسلمین آغاز کرد. هزاران نفر دستگیر، شکنجه و زندانی شدند و سازمان به طور رسمی منحل اعلام شد. این ضربه مهلک، هرگونه امکان همکاری عملی بین اخوان و فداییان اسلام را از بین برد.

در ایران نیز فداییان اسلام در سال ۱۳۳۴ (۱۹۵۵ میلادی) سرکوب شدند. پس از یک سوءقصد ناموفق به حسین علاء (نخست‌وزیر وقت)، نواب صفوی به همراه سه تن از یاران نزدیکش (خلیل طهماسبی، محمد واحدی و مظفر ذوالقدر) دستگیر شد. آن‌ها در یک دادگاه نظامی سری محاکمه و به اعدام محکوم شدند. سرانجام در صبح ۲۷ دی ۱۳۳۴، نواب صفوی و یارانش در میدان تیر لشکر زرهی تهران تیرباران شدند. با اعدام او، فصل کوتاه همکاری مستقیم جنبش‌های اسلام‌گرای شیعی و سنی در آن مقطع نیز به پایان رسید.

اخوان‌المسلمین و انقلاب ایران: از همگرایی ایدئولوژیک تا واگرایی ژئوپلیتیک

روابط اخوان‌المسلمین و انقلاب اسلامی ایران، روایتی پیچیده از همپیمانی تا رویارویی است که تحت تأثیر اختلافات مذهبی و تحولات منطقه‌ای شکل گرفته است. این بخش به تأثیرات فکری، تحول سیاسی روابط از ۱۹۷۹ تا امروز و وضعیت کنونی اخوان می‌پردازد.

اخوان المسلمین-تأثیرات فکری: سید قطب و روح‌الله خمینی

بحث تأثیر مستقیم خمینی بر قطب اغلب اغراق‌آمیز است. خمینی مبانی فقهی و نظریه ولایت فقیه خود را مستقل و پیشتر توسعه داده بود. اشتراک آنان بیشتر در گفتمان مشترک ضداستعماری و ضدحکومت‌های سکولار بود.

تفاوت بنیادین در نحوه مواجهه با جامعه موجود بود: قطب بر جدایی کامل از جامعه جاهلی تأکید داشت، درحالی‌که خمینی خواهان تصرف دولت موجود از طریق انقلاب توده‌ای بود. اندیشه خمینی ریشه در تشیع و مرجعیت داشت، مفهومی بیگانه برای قطب سنی‌مذهب.

download 1

اخوان المسلمین-روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران (۱۹۷۹-۲۰۱۱)

دوره طلایی کوتاه (۱۹۷۹-اوایل دهه ۱۹۸۰): اخوان المسلمین به دلیل مخالفت مشترک با اسرائیل و آمریکا، از انقلاب استقبال کرد. ایران نیز اخوان المسلمین را نماینده اسلام سیاسی سنی می‌دانست. این اتحاد در جنگ ایران و عراق و حمایت اخوان المسلمین از ایران تبلور یافت.

دوره سردی تدریجی (دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰): اختلافات مذهبی و رقابت بر سر رهبری جهان اسلام آشکار شد. تأکید ایران بر ولایت فقیه و حمایت از گروه‌های شیعی (مانند حزب‌الله)، حساسیت اخوان را برانگیخت.

اخوان المسلمین-شکاف کامل و خصومت آشکار (پس از بهار عربی)

تحولات مصر (۲۰۱۱-۲۰۱۳): به قدرت رسیدن محمد مرسی از اخوان المسلمین، فرصتی برای همکاری نزدیک ایجاد کرد. اما پس از کودتای ۲۰۱۳ السیسی و سرکوب خونین اخوان، ایران به مرور روابط خود با دولت جدید مصر را عادی‌سازی کرد. این اقدام از نگاه اخوان، خیانت بزرگ محسوب شد.

جنگ داخلی سوریه (از ۲۰۱۱): این نقطه، عامل شکاف نهایی بود. حمایت تمام‌قد ایران از بشار اسد در جنگ با مخالفان سنی (که اخوان سوریه بخش اصلی آن بود)، دو طرف را در جبهه‌های متخاصم قرار داد. اخوان، ایران را حامی حکومتی ستمگر و ایران، اخوان را تروریست و وابسته خواند.

اخوان المسلمین-روابط با رهبران ایران: از آیت الله خمینی تا آیت الله خامنه‌ای

آیت الله خمینی: رابطه‌ای مبتنی بر حمایت ایدئولوژیک و معنوی بود. او اخوان را جنبشی اسلامی در جهان سنی می‌دانست، اما هیچگاه نظریه ولایت فقیه خود را تعدیل نکرد.

آیت‌الله خامنه‌ای: در دوران وی، رابطه کاملاً تابع محور مقاومت و منافع ژئوپلیتیک ایران شد. هیچ رابطه رسمی یا سطح بالایی بین دفتر رهبری و اخوان وجود ندارد. ایران امروز، اخوان را نه یک متحد، بلکه بازیگری در حاشیه می‌بیند که در بهترین حالت می‌تواند بر فشار به اسرائیل بیفزاید.

اخوان المسلمین

اخوان‌المسلمین امروز: بقا در تبعید و فعالیت بین‌المللی

وضعیت در مصر و جهان عرب: اخوان در مصر غیرقانونی و “گروه تروریستی” اعلام شده است. هزاران عضو آن زندانی یا اعدام شده‌اند. کشورهای عربی کلیدی مانند عربستان، امارات و بحرین نیز همین برچسب را به آن زده‌اند.

سازماندهی و استراتژی جدید: ساختار متمرکز گذشته از بین رفته است. اخوان امروز یک شبکه افتراقی و پراکنده است که فعالیتش را غیرمتمرکز و آنلاین ادامه می‌دهد. تمرکز بر زنده نگه داشتن گفتمان و دادخواهی بین‌المللی است.

فعالیت در اروپا و لابی‌گری: کشورهایی مانند بریتانیا (لندن)، ترکیه و قطر پناهگاه اصلی رهبران تبعیدی شده‌اند. فعالیت آنان در اروپا شامل این موارد است:

  • فعالیت رسانه‌ای: مدیریت وبسایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی.
  • لابی‌گری: تلاش برای تأثیرگذاری بر پارلمان اروپا و نهادهای حقوق بشری علیه دولت مصر.
  • فعالیت فکری و پژوهشی: برگزاری سمینار و انتشار مقاله.
  • جذب نیرو و جمع‌آوری کمک‌های مالی در چارچوب قوانین محلی.

در سال ۲۴ ام ژوعیه ۲۰۲۴ ، دولت آلمان مسجد امام علی معروف به مسجد آبی که توسط مرکز اسلامی هامبورگ (Islamisches Zentrum Hamburg – IZH) اداره می‌شد را منحل کرد و فعالیت آن را ممنوع اعلام کرد . دولت آلمان دلیل این موضوع را ارتباط این مسجد با دولت ایران و ترویج سیاست های تهران ، حمایت از حزب الله لبنان که در سال ۲۰۲۰ به عنوان یک گروه تروریستی در اروپا معرفی شده بود و بخش مربوط به ما ، نشر و پخش عقاید اخوان المسلمین و تفکرات رادیکال اسلامی که آلمان آنها را ضد دموکراتیک و مخالف حقوق زنان و ارزش های المان ، اعلام کرد .

با این حال، فشارهای دیپلماتیک مصر بر اروپا برای محدود کردن این فعالیت‌ها در حال افزایش است. آینده اخوان به عنوان یک سازمان واحد مبهم است، اما ایدئولوژی اسلام سیاسی سنی که نماد آن بود، به حیات خود ادامه می‌دهد.

عرفان زمانی
درباره نویسنده

عرفان زمانی

عرفان زمانی، نویسنده حوزه تاریخ، اقتصاد و فلسفه. فعالیت حرفه ایم را از پنج سال پیش آغاز کردم و از یک سال پیش با پیوستن به تیم «فنجانی از تاریخ»،تلاش داشتم که تولید محتوا را در فضایی کاملاً غیرایدئولوژیک و علمی ادامه دهم. باورم این است که تاریخ، تنها با نگاهی بدون سوگیری میتواند ما را از گذشته عبور دهد، حال را برایمان روشن کند و مسیر آینده را هموار سازد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *