وقتی اسم انقلاب اکتبر میاید، همه یاد یورش به کاخ زمستانی میافتند. اما یک حقیقت کمتر شنیدهشده این است که سرنوشت انقلاب، نه با تفنگ، بلکه با تلگراف رقم خورد.
پاییز ۱۹۱۷، پتروگراد (سنپترزبورگ امروزی) شهری بود پر از شایعه، گرسنگی و اعصاب خرد. دولت موقت هنوز رسماً سر کار بود، ولی قدرتش مثل بخار از بین میرفت. بلشویکها این رو میدانستند و یک تصمیم عجیب گرفتند:قبل از تصرف کاخ زمستانی، ادارهی تلگراف رو بگیرند.
کودتای بیصدا:
یک گروه کوچک از بلشویکها نه سربازهای خط مقدم، بلکه کارگرها و دانشجوها شبانه وارد ادارهی مرکزی تلگراف شدند.نه درگیری جدی، نه خونریزی. بیشتر کارمندها خودشان خسته و بیطرف بودند.
انقلاب اکتبر
از همانجا، انقلاب اکتبر شروع کرد به دروغ گفتن، اما بهنفع آینده.
تلگرافها یکییکی فرستاده میشدند:
«دولت موقت سقوط کرد.»
«شوراها قدرت را در دست گرفتند.»
«پتروگراد کاملاً تحت کنترل انقلابیون است.»
{درحالی که هیچکدام از این جمله ها واقعیت نداشتند و دولت موقت همچنان روی کار بود}
فرماندارهای شهرهای دور، افسرها، حتی بعضی از وزیرها وقتی این پیامها را گرفتند، گفتند:«خب، کار تمام است.»
و همین باور، واقعیت رو ساخت.نیروهایی که میتوانستند مقاومت کنند، عقب کشیدند.کسانی که مردد بودند، به بلشویکها پیوستند.و وقتی کاخ زمستانی واقعاً سقوط کرد، دنیا از قبل فکر میکرد سقوط کرده است.
برخلاف روایت ها، فتح پتروگراد یکی از کمخونترین کودتاهای تاریخ بود.و دلیلش این بود که جنگ اصلی، جنگ روایتها بود نه خیابانها.
لئون تروتسکی بعد ها در خاطراتش مینویسد: ما در پتروگراد اول پیروز شدیم بعد جنگیدیم!.

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟