حکومت صفویه در ایران توسطشاه اسماعیل اول بنا شد و میتوانید پست مربوط به آن را بخوانید. و اما در این پست به صفویه در زمان تهماسب اول یعنی شاه دوم صفوی میپردازیم.
در سال 1516 میلادی تهماسب میرزا که تنها 2 سال داشت توسط پدرش،اسماعیل اول به عنوان حاکم خراسان منسوب شد. این اقدام تقلید از سنت تیموریان بود که فرزند ارشد را برای اداره یک استان برجسته تعیین میکرد.
مرکز خراسان یعنی شهر هرات در نتیجه به شهری تبدیل شد که شاهزادگان صفوی در طول قرن شانزدهم میلادی در آنجا پرورش یافته و تربیت میشدند.
یکسال بعد در سال 1517 میلادی شاه اسماعیل، امیرسلطان مُسِلو را بعنوان معلم تهماسب اول و والی بلخ، شهری در خراسان منسوب کرد. با قرار دادن تهماسب در هرات شاه اسماعیل هدف داشت تا نفوذ رو به رشد قبیله شاملو را که بر سیاست دربار صفوی تسلط یافته کاهش دهد.
برای حمایت بیشتر از تربیت تهماسب اول، شاه اسماعیل امیر قیاسالدین محمد شخصیتی برجسته از هرات را به عنوان معلم مذهبی او منسوب نمود. تنش ها بزودی میان مربیان تهماسب بالا گرفت و به یک مبارزه قدرت منجر شد.
امیرسلطان موسلو در تلاش برای کنترل، قیاسالدین را دستگیر و اعدام کرد. با این حال در سال 1521 میلادی یک حمله ناگهانی از سوی ازبکان که بخشهایی از هرات را تصرف کرده بودند منجر به برکناری امیرسلطان شد.
متعاقبا شاه اسماعیل، دیو سلطان روملو را بعنوان معلم جدید تهماسب اول منسوب نمود. تهماسب در دوران حضورش در هرات به نوشتن و نقاشی علاقهمند گردید و به یک نقاش ماهر تبدیل شد. تنها تصویر مستند و دارای امضای بهجا مانده از او اثریست که جمعی از درباریان صفوی را نشان میدهد و به برادرش بهرام میرزا تقدیم شده است.
تصویر: شاه اسماعیل اول

درگیری بر سر نایبالسلطنگی:
در بهار سال 1524 میلادی اسماعیل یکم در جریان سفر به گرجستان بیمار شد و با اینکه بهطور موقت در اردبیل بهبود یافت اما در 23 مِی 1524 در تبریز به دلیل تب شدید درگذشت.
پس از مرگ اسماعیل پسرش تهماسب اول 10 ساله با سرپرستی دیوسلطان روملو که بطور موثر حاکم واقعی قلمرو شد به تخت نشست. این اتفاق برای دیگر قبایل ترکمان قزلباش بهویژه استاجلو و تکلو قابل قبول نبود. کپک سلطان والی تبریز و رهبر استاجلو همراه با چوها سلطان تکلو مخالفان قوی دیوسلطان روملو بودند.
توافقی موقتی برای تقسیم مقام امیرالاامرایی بین 3 رهبر بهدست آمد اما نارضایتی به سرعت به شکست همکاری منجر شد. تا بهار سال 1526، درگیری های بین قبایل به یک جنگ داخلی تمام عیار تبدیل گردید. جناح استاجلو به سرعت از صحنه کنار گذاشته شد و کپک سلطان به دستور چوها سلطان تکلو کشته شد.
در میان ناآرامی های داخلی، مهاجمان ازبک بطور موقت طوس و استرآباد (گرگان) را تصرف کردند. دیوسلطان روملو مقصر این حملات شناخته شد و بدست سربازان تحت امر حسینخان شاملو جان خود را از دست داد. با این اقدام، چوها سلطان تکلو به حاکم واقعی تبدیل گردید اما تلاش های او برای خارج کردن هرات از سلطه شاملو به درگیریهای بیشتری منجر شد.
در اوایل سال 1530 والی هرات حسینخان شاملو چوها سلطان را کشت و تمامی اعضای تکلو در اردوی شاهی را اعدام کرد. این عمل تلافی جویانه به شورش قبیله تکلو و در نهایت تلاش به رو بودن تهماسب اول منجر شد و باعث گردید دستور به قتل عام تکلو ها داده شود. بسیاری از تکلو ها به بغداد یا امپراتوری عثمانی گریختند و حسینخان شاملو با رضایت رهبران قزلباش جایگاه امیرالامرایی را بدست گرفت.
این سلسله وقایع دوره پر تلاطم در اوایل حکومت تهماسب اول و درگیری های بین قبایلی و تغییرات قدرت در داخل امپراتوری صفوی را نشان میدهد.
تصویر: تهماسب اول

تثبیت قدرت تهماسب اول
در حین جنگ داخلی قزلباش ها در سال 1526 میلادی ازبکان با سردمداری عبیدالله خان شیبانی مرز های ایران را مورد حمله قرار دادند. آنها پس از عبور از رود آمودریا وارد خراسان شده و دست به تصرف شهر طوس زدند. نقاط دیگر خراسان همچون استرآباد(گرگان) و دامغان نیز بعد ها تخت سلطه آنها قرار گرفت.
شیبانیان به سمت شرق حرکت کرده و دست به محاصره هرات زدند. شاه تهماسب پس از رهایی از درگیری های داخلی با هدف بیرون راندن ازبکان از قلمرو اش به سوی آنها لشگرکشی کرد. وقتی خبر لشگرکشی صفویه به گوش عبیدالله خان شیبانی رسید او تصمیم به عقبنشینی گرفت. شیبانیان بار دیگر در اواخر سال 1527 در حالی که جمعی از مردم غیر نظامی نیز به آنها پیوستند اماده حمله به خراسان شدند.
تهماسب که از این خبر آگاه شد شروع به تدارک و جمعآوری ارتش خود کرد.بدین ترتیب نبرد جام در سال 1528 میلادی در نزدیکی شهر زورآباد خراسان روی داد. در آغاز نبرد دو جناح صفویان مورد حمله ازبکان قرار گرفت و این سبب عقبنشینی صفویان شد. ازبکان که از پیروزی خوشحال شده بودند یکهو با پاتک قزلباش ها مواجه شدند. سپس شاه تهماسب با دستور شلیک توپ حمله دیگری را به سوی ازبکها ترتیب داد.
ازبکان که شناختی از توپ های جنگی و تجهیزات مدرن صفویه نداشتند غافلگیر شده و به سمت رود آمودریا عقبنشینی کردند. تهماسب 14 ساله موفق به شکست ازبکها و پیروزی در نبرد جام گردید.
هرچند در سال 1530 میلادی در زمانی که تهماسب به غرب کشور برای آرام کردن اوضاع شورشیان سفر کرده بود باز هم ازبکان حملاتی را به خراسان انجام دادند و هرات بدست ازبکها افتاد اما بزودی توسط شاه تهماسب بیرون رانده شده و شاه برادرش یعنی بهرام میرزا را بعنوان والی خراسان و قاضی خان تکلو را بعنوان معلم بهرام منسوب کرد
در این زمان تهماسب 17 ساله شده بود و دیگر نیازی به نایبالسلطنه نداشت. حسینخان شاملوی نایبالسلطنه با معرفی خود بعنوان مباشر پسر تازه متولد شده تهماسب یعنی محمدمیرزا، این چالش را دور زد. حسینخان دائما قدرت شاه را تضعیف میکرد و شایعاتی درباره هدف او مبنی بر برکناری تهماسب وجود داشت.
حسینخان شاملو قیامی را برای بهقدرت رساندن سام میرزا برادر تهماسب باعث شد تا تهماسب اول دلیل خوبی برای برکناری و کشتن حسینخان شاملو پیدا کند و سرانجام امیر قدرتمند شاملو در سال 1533 میلادی اعدام گردید
تصویر:تهماسب اول

جنگ طولانی با عثمانی
شاه تهماسب اول با جنگی طولانی مدت با امپراتوری عثمانی روبهرو شد. در واقع سلطان عثمانی یعنی سلیمان قانونی سعی کرد اشخاص مورد حمایت خود را بر تخت پادشاهی صفوی بنشاند. در دهه اول اول سلطنت تهماسب، سلیمان مشغول نبرد با هابسبورگ ها و تلاش ناموفقش برای تصرف وین بود. در سال 1532 زمانی که عثمانیها در مجارستان میجنگیدند، سلیمان علما بیگ تکلو را با 5 هزار سرباز تحت فرمان فیل یعقوب پاشا به ایران فرستاد.
علما بیگ یکی از اعضای ایل تکلو بود که پس از مرگ چوها سلطان به عثمانی پناه برد. با اینکه عثمانیها تبریز و کردستان را تصرف کردند، شاه تهماسب توانست آنها را بیرون براند اما خبر حمله دیگر از ازبکان مانع از ادامه نبرد شد. سلیمان وزیر اعظم خود ابراهیم پاشا را در ژوئیه 1534 برای اشغال تبریز فرستاد و 2 ماه بعد نیز خود به او پیوست. سلیمان با روشی مسالمت آمیز شهر های شیعهنشین مانند نجف را فتح کرد. (این درحالیست که تهماسب در بلخ با ازبکان در حال جنگ است). تهماسب زمانی که سلیمان به بینالنهرین رفت تصمیم به آزادسازی مناطق اشغال شده گرفت و جنگ دیگری شکل گرفت.
شاه تهماسب اول به نیروهای پشت جبهه آنها حمله کرد و تمام مناطق اشغال شده بجز بغداد دوباره به صفویه برگشتند و سلطان سلیمان مجبور شد به استانبول (قسطنطنیه) برگردد. روابط با عثمانی تا زمان جنگ با شروانشاهان در سال 1547 که با پیروزی صفویان پایان یافت و سپس شورشی ناموفق توسط القاس میرزا برادر ناتنی تهماسب و همچنین حاکم شروان خصمانه باقی ماند.
القاسمیرزا به سلیمان پناه برد و سلطان را تشویق کرد تا لشگرکشی دیگری را علیه صفویان رهبری کند. تهاجم جدید با تصرف سریع تبریز در ژوئیه 1548 همراه بود. این لشگرکشی طولانی بر غارت همدان،قم و کاشان نیز منجر گردید. شاه تهماسب با ارتش خسته عثمانی جنگیده و دست به عقبنشینی زد. طی این اقدام چشمهها و قنات ها را از بین برده و تمام منطقه از تبریز تا مرز را ویران کرد.
سپس با بازگشت لشگر عثمانی به آناتولی در فصل زمستان برای بازپسگیری مناطق از دست رفته دوباره جلو کشید؛ عثمانی ها بدلیل کمبود منابع نمیتوانستند سرزمین های تسخیر شده را بار دیگر اشغال کنند و ناچار به سوی استانبول برگشتند. سرانجام القاسمیرزا در میدان نبرد دستگیر شده و به دژ قهقهه تبعید و در همانجا جان باخت
تصویر: صفویه در زمان تهماسب اول

آخرین جنگ با عثمانی و سالهای پایانی تهماسب اول:
سلیمان به لشکرکشی خود پایان داد و تا پاییز 1549 باقی نیروهای عثمانی عقبنشینی کردند. در بین سالهای 1549 تا 1552 درگیری های زیادی بین دو طرف رخ داد. سلطان عثمانی یکی از آخرین لشگرکشی های خود علیه صفویه را در ماه می 1552 آغاز کرد؛ زمانی که اسماعیل میرزا پسر تهماسب اول به شرق آناتولی حمله کرد و اسکندر پاشا را در نبرد ارزروم(Erzurum) شکست داد.
سلطان سلیمان از دیاربکر (Diarbakir)به سمت قرهباغ حرکت نمود و موفق شد سرزمین های از ست رفته را دوباره فتح کند. با این حال با برتری صفویان، سلیمان مجبور به عقبنشینی گردید و در نهایت جنگ با صلح آماسیا در سال 1555 به پایان رسید و عثمانیها بر عراق، بخش بزرگی از کردستان و گرجستان غربی حاکم شدند. با این وجود از طریق این پیمان، ایران فرصت داشت تا نیرو ها و منابع خود را افزایش دهد.
این پیمان 20 سال آرامش را بین دو کشور ارمغان آورد. بین سال های 1571 تا 1573 افزایش مالیات،اختلافات مذهبی و مشکلات اقتصادی منجر به قیامی بنام شورش پیشهوران تبریز گردید؛ اگرچه سران شورش بازداشت و مردم سرکوب شدند اما از کشتار دسته جمعی و غارت شهر جلوگیری شد.
شاه تهماسب اول پس از صلح آماسیا تا زمان مرگش به ندرت قزوین را ترک کرد. تنش های باقی مانده دربار صفوی زمانی که شاه در ماه مِی 1576 بر اثر مسمومیت درگذشت منجر به جنگ داخلی دیگری گردید.ابوناصر گیلانی که در زمان بیماری شاه پزشک او بود مقصر شناخته شد و به دلیل خیانت در داخل کاخ توسط اعضای گورچی به قتل رسید.
دوران سلطنت تهماسب اول که نزدیک به 52 سال بود طولانیترین دوره حکومت صفویه محسوب میشد. پس از مرگ تهماسب، اسماعیل دوم با حمایت خواهرش یعنی پریخان خانوم بر مخالفان غلبه کرد و تاج و تخت را بدست گرفت.
تصویر:شاه اسماعیل دوم، پسر تهماسب اول

منابع
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟