اسلام و آلمان نازی – در طول تاریخ، ملتها و تمدنهای گوناگون برای تأمین منافع سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود ناگزیر به برقراری روابط با دیگر کشورها بودهاند. این روابط در حوزههای سیاست، اقتصاد، فرهنگ، مذهب و مسائل اجتماعی شکل گرفته و گسترش یافته است. با پیشرفت وسایل ارتباطی و حملونقل در دوران مدرن، این تعاملات دیگر به کشورهای همسایه محدود نماند و ارتباطات گستردهای میان ملتهای قارههای مختلف به وجود آمد.
یکی از نمونههای قابل توجه این روابط، ارتباط میان آلمان نازی و برخی رهبران و جوامع مسلمان در دوران جنگ جهانی دوم است. این روابط که تحت تأثیر عوامل سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک شکل گرفت، پیامدهای مهمی برای روند جنگ جهانی دوم و برخی کشورهای مسلمان به همراه داشت. بررسی این موضوع میتواند درک بهتری از پیچیدگی روابط بینالمللی و تأثیر آنها بر تحولات تاریخی قرن بیستم ارائه دهد.
اسلام و آلمان نازی – دیدگاه هیتلر و حزب نازی نسبت به اعراب و اسلام
هنگامی که جنگ جهانی دوم آغاز شد، هر یک از طرفین برای دستیابی به پیروزی به هر روش و ابزاری متوسل میشدند. از این رو رقابت شدیدی برای جلب اعتماد جوامع مسلمان و بسیج آنها در ارتشهای خود شکل گرفت. آلمان نازی نیز از حمایت بخشهایی از اعراب برای افزایش روابط اسلام و آلمان نازی بینصیب نماند.
هیتلر در برخی مونولوگ های خصوصی اش اظهارات مثبتی نسبت به فرهنگ اسلامی و اعراب داشت که تاثیر زیادی در افزایش روابط اسلام و آلمان نازی داشت؛ برای مثال گفته بود: «مردم اسلام همیشه به ما نزدیکتر خواهند بود تا، مثلاً، فرانسه.» همچنین در جایی دیگر اسلام را دینی لجباز و جنگ طلب خطاب کرد.
لازم به توضیح است این ادعای هیتلر در مورد دین اسلام صرفاً به جهت تعریف و تمجید از استواری و پایداری اسلام نسبت به مسیحیت از نظر هیتلر بود.
وقتی حاکم عربستان فرستاده ویژه خود، خالد بن احمد الکرکنی، را به آلمان فرستاد، هیتلر جهت افزایش روابط اسلام و آلمان نازی از او استقبال کرد. هیتلر دلیل نزدیکی آلمان نازی به برخی رهبران عربی را وجود «دشمنان مشترک» —بهویژه مخالفت با یهودیان و نفوذ قدرتهای استعماری— عنوان میکرد. با این حال، ایدئولوژی نژادی رسمی نازیها، عربها و مردم شمال آفریقا را از لحاظ نژادی پایینتر از ژرمنها میدانست. با وجود این، برخی منابع از اعطای امتیازات ویژه به عربهایی که با آلمان همکاری میکردند (مانند حاج امین الحسینی) خبر دادهاند.
هیتلر در نامهای به اعراب مسلمان، خطر نفوذ اقتصادی یهودیان را گوشزد کرده بود: «هر درهمی که یهودیان از شما به دست آورند، ممکن است در آینده برای گسترش نفوذ و خرید سرزمینهای شما به کار گرفته شود.»
اسلام و آلمان نازی – دیدگاه اعراب نسبت به نازیها
برخی رهبران نازی اسلام را دینی منظم و دارای روحیه جنگاوری میدانستند و در تبلیغات خود تلاش میکردند از این تصویر برای جلب حمایت مسلمانان استفاده کنند. با این حال، این رویکرد بیشتر جنبه سیاسی داشت تا اعتقادی.
اگرچه اختلافنظرهای زیادی درباره هیتلر و ایدئولوژی فاشیستی-نازی در جهان عرب وجود داشت، نمیتوان از محبوبیت قابل توجه او در میان بخشهایی از جوامع عرب چشمپوشی کرد. بسیاری از نخبگان و روشنفکران مسلمان، هیتلر را ناجی استقلال خود در برابر اشغالگری فرانسه و بریتانیا و پشتیبان مبارزه علیه صهیونیسم در فلسطین میدانستند.رفتوآمدهای مکرر حاج امین الحسینی (مفتی اعظم بیتالمقدس) با مقامات آلمانی، مهر تأییدی بر روابط متقابل اسلام و آلمان نازی بود. مبنای اصلی این رابطه اسلام و آلمان نازی را میتوان قاعدهٔ «دشمنِ دشمنِ من، دوست من است» دانست.
پس از شکست فرانسه توسط آلمان در سال ۱۹۴۰، برخی عربها در خیابانهای دمشق علناً شعار میدادند: «نه دیگر مسیو، نه دیگر میستر، الله در آسمان و هیتلر بر زمین.» پوسترهایی به زبان عربی با عبارت «در آسمان خدا حاکم است، بر زمین هیتلر» در مغازههای سوریه به نمایش درمیآمد که نشاندهنده محبوبیت شخص هیتلر در بخشهایی از جهان عرب بود.
این تعاملات با سفر ثروتمندان و روشنفکران عربی به آلمان نازی همراه بود. بسیاری از کسانی که در دهه ۳۰ به آلمان سفر کرده بودند، با ایدههای فاشیستی بازگشتند و آن را با ملیگرایی عربی ترکیب کردند. زکی ارسوزی، یکی از بنیانگذاران بعثیسم، صراحتاً اعلام کرد که فاشیسم و نازیسم تأثیر زیادی بر ایدئولوژی حزب بعث داشته است.
اسلام و آلمان نازی – آغاز روابط آلمان نازی با جهان عرب
با آغاز جنگ جهانی دوم و گسترش عملیات نظامی آلمان در شمال آفریقا، منافع این کشور بیش از پیش با خاورمیانه گره خورد. آلمان نازی تلاش میکرد نفوذ بریتانیا و فرانسه را در مستعمرات و مناطق تحت سلطهشان تضعیف کند و از نارضایتی عربها نسبت به استعمار اروپا بهره ببرد و روابط اسلام و آلمان نازی را بهبود ببخشد.
در این دوره، آلمان از طریق روابط سیاسی و تبلیغاتی سعی در کسب حمایت بخشی از جوامع عرب داشت. این روابط بیشتر بر پایه منافع سیاسی و نظامی مشترک استوار بود تا اشتراکات اعتقادی.

اسلام و آلمان نازی – مفتی اعظم بیتالمقدس:
حاج امین الحسینی، ملیگرای عرب فلسطینی و رهبر مسلمانان فلسطین تحت قیمومت بریتانیا، از خاندان اشرافی الحسینی اورشلیم بود و خود را از نوادگان پیامبر اسلام میدانست. پس از جنگ جهانی اول ابتدا در دمشق مستقر شد، سپس پس از شکست فیصل اول و اخراج او توسط فرانسویها، به ناسیونالیسم فلسطینی روی آورد.
او از سال ۱۹۲۱ تا ۱۹۳۷ منصب مفتی اعظم بیتالمقدس را بر عهده داشت. در سال ۱۹۳۷ پس از شورش علیه حکومت بریتانیا، برای گریز از بازداشت از فلسطین فرار کرد و ابتدا به لبنان، سپس به عراق رفت. در نهایت به ایتالیای فاشیست و سپس آلمان نازی پناه برد و این باعث افزایش روابط اسلام و آلمان نازی در طول جنگ علیه بریتانیا شد.
در سال ۱۹۴۱ با هیتلر دیدار کرد و درباره یهودیان و حضور اروپاییان در خاورمیانه گفتوگو نمود. او تلاش کرد جلوی انتقال یهودیان اروپا به فلسطین را بگیرد، اما موفق نشد هیتلر را متقاعد کند. برخی منابع نقش او را در حمایت از سیاستهای آلمان در بالکان و تشویق مسلمانان بوسنی به همکاری با نیروهای آلمانی تأیید کردهاند.
پس از جنگ و شکست اعراب در سال ۱۹۴۸، ادعای رهبری او بیاعتبار شد و با تأسیس سازمان آزادیبخش فلسطین به حاشیه رانده گردید. وی در ژوئیه ۱۹۷۴ در بیروت درگذشت.
اسلام و آلمان نازی – اهداف اصلی آلمان نازی در همکاری با جوامع مسلمان:
- 1. تضعیف قدرتهای استعماری بریتانیا و فرانسه
ایجاد بیثباتی، شورش در مستعمرات و پشت جبهه متفقین در خاورمیانه و شمال آفریقا (مانند حمایت از کودتای عراق در ۱۹۴۱). - 2. جذب نیروی انسانی و سرباز
جبران کمبود نیرو در جبههها، بهویژه پس از حمله به شوروی. تشکیل واحدهای نظامی مسلمان مانند لشکر ۱۳ اساس هانتشار (Handschar) از بوسنی و جذب سربازان عرب و شمال آفریقا. - 3. جنگ روانی و پروپاگاندا
استفاده از رادیو، پوستر و نشریات به زبان عربی برای نشان دادن هیتلر و آلمان بهعنوان «دوست اسلام» و بسیج مسلمانان علیه بریتانیا، شوروی و یهودیان. - 4. بهرهبرداری از دشمن مشترک
ضدیت با یهودیان و صهیونیسم، و استفاده از مخالفت مشترک برای جلب حمایت. - 5. کنترل و آرامسازی مناطق اشغالی
در مناطق مسلماننشین تحت نفوذ (بالکان، شمال آفریقا) با احترام ظاهری به اسلام (ساخت مسجد، اجازه نماز و …) از شورش محلی جلوگیری کنند. - این اهداف عمدتاً نظامی-سیاسی بودند و ایدئولوژی نژادی نازیها (که عربها را نژاد پایینتر میدانست) را موقتاً کنار گذاشتند. همکاری بیشتر ابزاری برای پیروزی در جنگ بود تا رابطهای عمیق و پایدار.
منابع مقاله اسلام و آلمان نازی:
Elie Kedourie (1974). Arabic Political Memoirs and Other Studies. London: Frank Cass. pp. 199–201.
Hitler’s apocalypse: Jews and the Nazi legacy, Robert S. Wistrich, Weidenfeld & Nicolson, 17 Oct 1985, page 59
Holocaust Encyclopedia. United States Holocaust Memorial Museum
1. Lewis, Bernard (1995). The Middle East: A Brief History of the last 2,000 Years. Simon & Schuster. p. 310. ISBN 978-0-684-80712-6.
Laurens، Henry (۲۰۰۲)
Ben-Ze’ev، Efrat (۲۰۱۱). Remembering Palestine in 1948: Beyond National Narratives. Cambridge.
صالح، محسن محمد (۱۳۹۴). قضیه فلسطین، پیشینه تاریخی و تحولات معاصر
دنیای اسلام و جنگ آلمان نازی — دیوید معتدل — ترجمۀ ایرج معتدل
مقاله طلوع نازیسم در جهان عرب.. هیتلر و نازیها در سوریه_سامی مروان مبیض
نامه ها و سخنرانی های هیتلر




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟