در سال ۱۹۸۲، در حالی که جهان هنوز در گیرودار جنگ سرد بود، نبردی کوتاه اما تأثیرگذار در جنوب اقیانوس اطلس رخ داد که نهتنها سرنوشت دو کشور را دگرگون کرد، بلکه معادلات سیاسی و نظامی را برای دههها تحت تأثیر قرار داد. جنگ فالکلند (Falklands War) یا همان جنگ مالویناس (Guerra de las Malvinas)، رویارویی ۷۴ روزهی آرژانتین و بریتانیا بر سر مالکیت مجمعالجزایر فالکلند بود؛ جنگی که با تصمیم یک دیکتاتوری نظامی برای فرار از بحرانهای داخلی آغاز شد و با نمایش قدرتِ یک نخستوزیر زن به پایان رسید.
پیشزمینهی تاریخی جنگ فالکلند؛ جزایری که هرگز مالکیتش قطعی نشد
اختلاف بر سر جزایر فالکلند (با نام اسپانیایی مالویناس) ریشهای دیرینه دارد. این جزایر که در فاصلهی حدود ۴۸۰ کیلومتری شرق سواحل آرژانتین قرار گرفتهاند، از اوایل قرن نوزدهم مورد ادعای آرژانتین بودند. اما در سال ۱۸۳۳، بریتانیا این جزایر را تصرف کرد، ساکنان باقیماندهی آرژانتینی را بیرون راند و از آن پس، هرگونه ادعای آرژانتین را رد کرد.
با وجود این، اختلافات هرگز حل نشد. آرژانتین همواره این جزایر را بخشی جداییناپذیر از خاک خود میدانست و بریتانیا نیز بر حاکمیت خود بر این قلمرو فرادریایی پافشاری میکرد. این مناقشهی کهنه، در اوایل سال ۱۹۸۲ به نقطهی جوشش رسید؛ زمانی که دیکتاتوری نظامی آرژانتین بهریاست ژنرال لئوپولدو گالتییری، از مذاکرات طولانیمدت با بریتانیا دست کشید و تصمیم به اقدام نظامی گرفت.
انگیزههای پنهان جنگ فالکلند؛ دیکتاتوری در سراشیبی سقوط
تصمیم به حمله، بیش از آنکه نظامی یا راهبردی باشد، انگیزهای کاملاً سیاسی داشت. حکومت نظامی گالتییری که با انتقادات شدید بهخاطر مدیریت اقتصادی ضعیف و نقض گستردهی حقوق بشر مواجه بود, به این نتیجه رسیده بود که «بازپسگیری» جزایر فالکلند میتواند موجی از احساسات میهنپرستانه را در جامعه ایجاد کند و مردم را پشت سر دولت متحد سازد.
در واقع، جنگ فالکلند یک جنگ انحرافی بود؛ تلاشی برای پوشاندن بحرانهای داخلی با پرچمداریِ ملیگرایانه. آرژانتین که در آن سالها با تورم افسارگسیخته و نارضایتی عمومی دستوپنجه نرم میکرد، امیدوار بود که یک پیروزی نظامی سریع، محبوبیت ازدسترفتهی حکومت را بازگرداند. اما این محاسبه، بهشدت اشتباه از آب درآمد.
۲ آوریل ۱۹۸۲؛ روزی که آتش جنگ فالکلند شعلهور شد
مقدمات حمله در خفا برنامهریزی شد، اما یک حادثهی پیشبینینشده، زمانبندی را تسریع کرد. در ۱۹ مارس، زمانی که کارگران آرژانتینی در جزیرهی جورجیای جنوبی (که تحت کنترل بریتانیا بود) پرچم آرژانتین را برافراشتند، تنش به اوج رسید. نیروهای دریایی آرژانتین بهسرعت mobilised شدند و سرانجام در ۲ آوریل ۱۹۸۲، عملیات «رزاریو» (Operation Rosario) آغاز شد.
نیروهای آرژانتینی با یک حملهی آبی-خاکی به جزایر فالکلند یورش بردند و پس از مقاومتی کوتاه اما جانانه از سوی گروه کوچکی از تفنگداران دریایی بریتانیا، پایتخت یعنی شهر استنلی را تصرف کردند. روز بعد، جزیرهی جورجیای جنوبی نیز به تصرف آرژانتین درآمد. تا پایان آوریل، بیش از ۱۰,۰۰۰ سرباز آرژانتینی در فالکلند مستقر شدند که اکثر آنها سربازان وظیفهای با آموزشهای ناکافی بودند و برای زمستان پیشرو تجهیزات مناسبی در اختیار نداشتند.
واکنش مردم آرژانتین در ابتدا همانطور که حکومت پیشبینی کرده بود، شور و حمایت بود. جمعیت زیادی در میدان «پلازا د مایو» در بوئنوس آیرس گرد آمدند و از این اقدام نظامی استقبال کردند. اما این شادی زودگذر بود. بریتانیا، بهریاست نخستوزیر مارگارت تاچر، واکنشی سریع و قاطع نشان داد.
واکنش بریتانیا؛ گروه ضربت به راه میافتد
در پاسخ به تهاجم، دولت بریتانیا منطقهای به شعاع ۳۲۰ کیلومتری اطراف فالکلند را منطقهی جنگی اعلام کرد. یک گروه ضربت نیروی دریایی عظیم، متشکل از دو ناو هواپیمابر (اچاماس هرمس و اچاماس شکستناپذیر) و دو کشتی مسافربری که بهعنوان ناوگان حملونقل نیرو تغییر کاربری داده شدند، در ۵ آوریل از بندر پورتسموث بهسوی جنوب اقیانوس اطلس حرکت کردند.
این واکنش، یک غافلگیری بزرگ برای آرژانتین بود. دولت نظامیِ بوئنوس آیرس بهشدت دستکم گرفته بود که بریتانیا تا چه اندازه برای حفظ این قلمروی دورافتاده مصمم است. با وجود فاصلهی ۱۲,۸۰۰ کیلومتریِ بریتانیا تا فالکلند (در مقابل تنها ۴۸۰ کیلومتریِ آرژانتین), لندن مصمم بود که این تهدید را بیپاسخ نگذارد.

کارزار نظامی؛ نبردی در هوا، دریا و زمین
جنگ فالکلند بهسرعت به یکی از بزرگترین نبردهای دریایی-هوایی قرن بیستم تبدیل شد. نبرد در سه جبههی هوا، دریا و زمین جریان یافت و هرکدام صحنهی رخدادهای مهمی بود.
در دریا: یکی از تعیینکنندهترین رویدادهای این جنگ، غرق شدن ناو جنگی آرژانتینی «ژنرال بلگرانو» در ۲ مه ۱۹۸۲ بود. این حمله توسط زیردریایی بریتانیایی اچاماس کانکرر انجام شد و ۳۲۳ سرباز آرژانتینی را به کام مرگ فرستاد. این واقعه، ضربهای مهلک به روحیهی نیروی دریایی آرژانتین وارد کرد و آنها را مجبور به عقبنشینی به آبهای ساحلی کرد. در مقابل، بریتانیا نیز ناوشکن اچاماس شفیلد را در ۲۵ مه بر اثر حملهی موشکی از دست داد.
در هوا: نیروی هوایی آرژانتین با وجود برتری عددی بریتانیا، عملکردی قابلتوجه داشت. خلبانان آرژانتینی با هواپیماهای میراژ و سوپر اتاندارد، حملات جسورانهای را علیه ناوگان بریتانیا انجام دادند. با این حال، بمبهای آنها اغلب بهدرستی منفجر نمیشد و این نقص فنی، تلفات بیشتری را از بریتانیا دور کرد.
در زمین: سرنوشت جنگ، نه با فناوری مدرن، بلکه با پیادهنظامهایی رقم خورد که در شرایط سخت زمستان جنوب اقیانوس اطلس، گامبهگام پیش میرفتند. در ۲۱ مه، نیروهای بریتانیایی پیادهسازی آبی-خاکی خود را در منطقهی «سان کارلوس» در جزیرهی فالکلند شرقی آغاز کردند. نبردهای سنگین و خونینی در نقاط کلیدی مانند «گوس گرین» و «تپههای اطراف استنلی» رخ داد. سرانجام، در ۱۴ ژوئن ۱۹۸۲، نیروهای آرژانتینی در پایتخت تسلیم شدند و جنگ پس از ۷۴ روز به پایان رسید.
تلفات انسانی؛ بهایی که هر دو طرف پرداختند
جنگ فالکلند تلفات قابلتوجهی بر جای گذاشت. از سوی بریتانیا، ۲۵۵ سرباز جان باختند. اما تلفات آرژانتین بهمراتب سنگینتر بود و به ۶۴۹ کشته رسید. همچنین هزاران سرباز از هر دو طرف زخمی شدند و بیش از ۱۱,۰۰۰ سرباز آرژانتینی به اسارت درآمدند.
با وجود پایان جنگ، زخمهای آن سالها باقی ماند. برای آرژانتینیها، شکست نظامی به شکستی ملی تبدیل شد و تا امروز نیز جزایر فالکلند در اشغال بریتانیا باقی مانده و مناقشهی سیاسی بر سر آن ادامه دارد.
پیامدهای سیاسی؛ سقوط یک دیکتاتوری و تولد دوبارهی یک نخستوزیر
پیامدهای جنگ فالکلند، فراتر از میدان نبرد بود و تأثیری ژرف بر سرنوشت سیاسی هر دو کشور گذاشت.
در آرژانتین، شکست فاجعهبار نظامی، ضربهی نهایی را به حکومت نظامی گالتییری وارد کرد. این رژیم که پیش از این نیز مشروعیت خود را از دست داده بود، پس از شکست در جنگ فالکلند کاملاً فروپاشید. گالتییری تنها چهار روز پس از تسلیم، در ۱۸ ژوئن ۱۹۸۲ استعفا داد و یک سال بعد، در سال ۱۹۸۳، حکومت غیرنظامی در آرژانتین احیا شد. این پایان یکی از سرکوبگرترین دورههای تاریخ آرژانتین بود و بسیاری از اعضای حکومت نظامی بعدها بهخاطر جنایتهای خود علیه بشریت محاکمه شدند.
در بریتانیا اما، نتیجهی جنگ کاملاً متفاوت بود. پیروزی در جنگ فالکلند، محبوبیت مارگارت تاچر را که پیش از آن با افت شدیدی مواجه بود، بهطرز چشمگیری افزایش داد. این موفقیت نظامی، به احیای غرور ملی بریتانیا کمک کرد و جایگاه این کشور را در صحنهی بینالمللی، بهویژه در دوران جنگ سرد، تثبیت نمود.
جنگ فالکلند در حافظهی جمعی؛ از میدان نبرد تا زمین فوتبال
جالب اینجاست که تأثیر جنگ فالکلند تنها به سیاست و نظامیگری محدود نشد؛ این جنگ بهنوعی در فرهنگ عامه نیز ریشه دواند. چهار سال پس از جنگ، در جام جهانی فوتبال ۱۹۸۶، دیگو مارادونا، اسطورهی فوتبال آرژانتین، در دیدار مقابل انگلستان دو گل تاریخی به ثمر رساند؛ یکی با «دست خدا» و دیگری با دریفتی تماشایی که به «گل قرن» معروف شد. بسیاری از آرژانتینیها این پیروزی را نوعی انتقامِ نمادین از شکست چند سال پیش دانستند.

منابع:
کتاب : نبرد برای فالکلندز ، نوشته مکس هیستینگز و سیمون جنکینز The Battle for the Falklands نوشتهMax Hastings و Simon Jenkins:
ویکیپدیا، «جنگ فالکلند»
Britannica، «Falkland Islands War»

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟