بورس اوراق بهادار، نهادی که امروز قلب تپنده اقتصاد جهانی است، ریشه در ابتکاری ساده اما انقلابی دارد: جمعآوری سرمایه برای ماجراجوییهای پرخطر دریانوردی. از یک پل در آمستردام تا معاملات میلیثانیهای امروز، این مسیر چهار قرن طول کشیده است. در این پست، به تاریخ شکلگیری بورس میپردازیم.
تولد در آمستردام: انقلاب سهام دارایی ثابت (۱۶۰۲)
داستان بورس از اواخر قرن شانزدهم در بنادر اروپا آغاز شد. پیش از آن، تجار برای سفرهای دریایی از روش «مشارکت موقت» استفاده میکردند: برای هر سفر جداگانه سرمایه جمع میکردند و پس از بازگشت کشتی، سود را تقسیم و شرکت را منحل میکردند. اما در سال ۱۶۰۲، کمپانی هند شرقی هلند (VOC) با ابتکاری تازه متولد شد: سرمایه ثابت. سهامداران پول خود را برای همیشه در شرکت گذاشتند و در عوض، سهامی دریافت کردند که قابل خرید و فروش بود .
این یعنی تولد اولین بازار سهام مدرن جهان. سهام VOC ابتدا روی پل «نیووه بروگ» در آمستردام و بعد در ساختمان اختصاصی بورس که در ۱۶۱۱ افتتاح شد، معامله میگردید. جالب آنکه ریشه واژه «بورس» (Bourse) به قرنها پیش و نام خانوادگی تاجری در بروژ (Van der Beurse) بازمیگردد که مسافرخانهاش محلی برای گردهمایی تجار بود.
حباب لاله: نخستین حباب سفتهبازی تاریخ (۱۶۳۷-۱۶۳۴)
در همین هلند قرن هفدهم، تنها سه دهه پس از تأسیس اولین بورس، رویدادی رخ داد که به نماد ابدی حبابهای مالی تبدیل شد: «جنون لاله» (Tulip Mania). لاله که در اواخر قرن شانزدهم از امپراتوری عثمانی به اروپا وارد شده بود، به سرعت به نمادی از ثروت و تجمل در هلند تبدیل شد . هلند در عصر طلایی خود ثروتمندترین کشور جهان بود و تقاضا برای کالاهای لوکس و کمیاب افزایش یافته بود. گلهای لاله، به ویژه گونههای کمیاب با رنگهای مخطط و شرکتی که بر اثر ویروسی بیآزار ایجاد میشد، به شدت مورد توجه قرار گرفتند .
از سال ۱۶۳۴، بازار لاله از محدوده متخصصان و پرورشدهندگان حرفهای خارج شد و دامنۀ سفتهبازی را فراگرفت. مردم عادی، از بازرگانان و صنعتگران تا حتی خدمتکاران و دودکشپاککنها، به تصور اینکه تقاضا برای این گلها تا ابد افزایش خواهد یافت، وارد بازار شدند . آنچه ماجرا را شگفتانگیزتر میکند، ظهور بازار آتی (futures market) برای پیاز لاله بود. از آنجا که پیازها فقط در ماههای خاصی از سال (ژوئن تا سپتامبر) قابل معامله فیزیکی بودند،
معاملهگران شروع به خرید و فروش قراردادهای آتی برای تحویل در آینده کردند. این قراردادها بارها دست به دست میشدند بدون اینکه حتی یک پیاز جابجا شود. معاملهگران در میخانهها گرد هم میآمدند و با پرداخت «پول شراب» (۲.۵٪ کارمزد)، قراردادها را معامله میکردند . خود هلندیها به این نوع معامله «تجارت باد» (windhandel) میگفتند؛ خریدی که چیزی جز وعده باد فروخته نمیشد .
در اوج حباب، قیمتها به ارقام حیرتانگیزی رسید. یک پیاز کمیاب «وسرویس» (Viceroy) در فوریه ۱۶۳۷ معادل ارزشی معامله شد که شامل ۲ لست گندم، ۴ لست چاودار، ۴ گاو پروار، ۸ خوک پروار، ۱۲ گوسفند پروار، ۲ خمره شراب، ۴ بشکه آبجو، ۲ بشکه کره، ۱۰۰۰ پوند پنیر، یک تختخواب کامل، یک دست لباس و یک جام نقرهای میشد . این مجموعاً معادل قیمت یک خانه بزرگ آن زمان بود. تخمین زده میشود که برخی پیازها بیش از ۱۰ برابر درآمد سالانه یک صنعتگر ماهر فروخته میشدند .
اما در فوریه ۱۶۳۷، ناگهان حباب ترکید. روایتی میگوید که در حراجی در شهر هارلم، برای اولین بار خریداران حاضر به خرید نشدند . ظرف چند روز، بازار فروپاشید و قیمتها سقوط کرد. هزاران نفر که دارایی خود را برای خرید پیاز رهن کرده بودند، نابود شدند . با این حال، پژوهشهای جدیدتر (مانند کار آن گولدار، تاریخدان) نشان میدهد که تأثیر این فروپاشی بر اقتصاد کلان هلند چندان عمیق نبود و بیشتر دامنه محدودی از طبقه مرفه و بازرگان را درگیر کرد .
مهمترین میراث «جنون لاله»، ورود آن به فرهنگ عمومی و ادبیات اقتصادی بود. این ماجرا اولین بار در کتاب چارلز مکی به نام «هذیانهای عامهپسند و دیوانگی جمعیت» (۱۸۴۱) به عنوان نماد حماقت جمعی و حبابهای سفتهبازی ثبت شد . از آن زمان، اصطلاح «جنون لاله» به استعارهای برای هر حباب مالی غیرمنطقی تبدیل شده است، جایی که قیمت دارایی از ارزش ذاتی خود فاصله میگیرد . همچنین، این رویداد نمونه کلاسیک «نظریه احمق بزرگتر» (Greater Fool Theory) است: تمایل به خرید یک دارایی نه به دلیل ارزش بنیادین آن، بلکه به این امید که فرد احمقتری حاضر شود قیمت بالاتری برای آن بپردازد .

انتقال مرکز ثقل به لندن و حباب دریای جنوب (۱۷۲۰-۱۶۹۸)
اواخر قرن هفدهم، مرکز ثقل اقتصاد اروپا به لندن منتقل شد. در ۱۶۹۸، بورس سلطنتی لندن فعالیت خود را آغاز کرد. اما نقطه عطف این دوره، «حباب دریای جنوب» (South Sea Bubble) در ۱۷۲۰ بود. شرکت دریای جنوب که در ازای قبول بدهی دولت بریتانیا، انحصار تجارت با آمریکای جنوبی را گرفته بود، سهام خود را چنان بالابرد که طی چند ماه ۷۰۰٪ رشد کرد . این حباب زمانی ترکید که واقعیتهای اقتصادی با قیمت سهام همخوانی نداشت و هزاران سرمایهدار را نابود کرد. اسحاق نیوتن که ضرر سنگینی کرده بود، گفت: «میتوانم حرکت اجرام آسمانی را محاسبه کنم، اما نه دیوانگی مردم را» .
انقلاب صنعتی و تولد والاستریت (۱۷۹۲-۱۹۱۴)
در سده نوزدهم، با وقوع انقلاب صنعتی و نیاز به سرمایهگذاری کلان در کانالها و راهآهن، بازار سهام حیاتی تازه یافت. در آمریکا نیز در ۱۷۹۲، گروهی از دلالان در نیویورک زیر درخت نارون «توافقنامه باتنوود» را امضا کردند: ۲۴ کارگزار توافق کردند فقط با یکدیگر معامله کنند و کارمزد را ۰.۲۵٪ تعیین نمایند. این توافق، سرآغاز بورس نیویورک شد.
سقوط ۱۹۲۹: از هرجومرج تا regulation
دهه ۱۹۲۰ در آمریکا «دهههای خروشان» نام داشت؛ رونق بیسابقه و خرید سهام با اعتبار ۱۰٪. اما در ۲۹ اکتبر ۱۹۲۹ (سهشنبه سیاه)، بازار سقوط کرد و ظرف یک ماه، ۱۸.۵٪ از ارزش خود را از دست داد. تا ۱۹۳۲، شاخص داوجونز از ۳۸۶ به ۴۱ واحد رسید. این فاجعه که به رکود بزرگ انجامید، به دلیل نبود نظارت کافی روی معاملات بود. در واکنش، دولت آمریکا در دهه ۱۹۳۰ نهادهایی چون کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) را تأسیس کرد و قوانین سختگیرانهای برای شفافیت وضع نمود. این آغاز دوران بازار مدرن تحت نظارت بود.
بیماری هلندی: میراث دیگری از اقتصاد هلند
اصطلاح «بیماری هلندی» (Dutch Disease) اگرچه ربطی به حباب لاله ندارد، اما نام هلند را با پدیدهای دیگر در اقتصاد پیوند زده است. این اصطلاح اولین بار در اواخر دهه ۱۹۷۰ در مجله اکونومیست مطرح شد و به وضعیتی اشاره دارد که کشف منابع طبیعی جدید (معمولاً نفت یا گاز) باعث آسیب به سایر بخشهای اقتصاد میشود. مکانیسم آن چنین است: درآمدهای سرشار ارزی حاصل از صادرات منابع طبیعی، باعث افزایش شدید ارزش پول ملی میشود.
این امر، صادرات سایر کالاهای صنعتی و کشاورزی را گران و غیررقابتی میکند و در نتیجه، بخش تولید دچار رکود و افول میشود. هلند پس از کشف میادین عظیم گاز طبیعی در دریای شمال (به ویژه میدان خرونینگن) در دهه ۱۹۶۰، با چنین پدیدهای مواجه شد. اگرچه این بیماری ربطی به تاریخ بورس ندارد، اما نشان میدهد چگونه اقتصاد هلند همواره صحنه آزمایش نظریههای اقتصادی بوده است.
جهانی شدن، ادغامها و عصر دیجیتال (۱۹۸۱ تا امروز)
پس از جنگ جهانی دوم تا دهه ۱۹۷۰، بازارها عمدتاً ملی و تحت کنترل دولتها بودند. اما از اوایل دهه ۱۹۸۰، موج خصوصیسازی و آزادسازی سراسر جهان را فراگرفت. در ۱۹۸۶، «بیگبنگ» در لندن مقررات قدیمی را لغو کرد و رقابت را آزاد گذاشت. در ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۰، نقطه عطف مهمی رخ داد: بورس آمستردام با بورسهای بروکسل و پاریس ادغام شد و «یورونکست» (Euronext) را تشکیل داد، اولین بازار سهام فراملی اروپا. شاخص معروف AEX که از ۱۹۸۳ برای ۲۵ شرکت بزرگ هلند محاسبه میشد، به یکی از شاخصهای اصلی این نهاد تبدیل گشت.
امروزه، بورسهای جهان به سوی «تکینگی مالی» حرکت میکنند: بازاری واحد و ۲۴ ساعته که در آن تمام داراییها از طریق شبکههای کامپیوتری و بدون مرز ملی معامله میشوند. معاملات الگوریتمی و صندوقهای شاخصی (ETF) سهم عظیمی از بازار را در اختیار گرفتهاند و ساختمانهای فیزیکی بورس، جای خود را به سرورهای ابری دادهاند.
منابع:
کتاب تاریخ مختصر اقتصاد نوشته نیل کیشتینی – ترجمه علی فروتن
مقالات مختلف از ویکیپدیا تا دانشنامه بورس

تصویر : ساختمان la bource فرانسه و شهر پاریس ، اولین ساختمان رسمی بورس جهانی



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟