گریگوری زینوویف با نام اصلی «هیرش آپفلباوم» در ۲۳ سپتامبر ۱۸۸۳ در الیزابتگراد در امپراتوری روسیه به دنیا آمد. او در خانوادهای یهودی و نسبتاً مرفه رشد کرد. در سالهای نوجوانی به اندیشههای سوسیالدموکراتیک گرایش یافت و در اوایل قرن بیستم به حزب کارگر سوسیالدموکرات روسیه پیوست. پس از انشعاب این حزب در سال ۱۹۰۳، به جناح بلشویک ملحق شد و فعالیت خود را در چهارچوب سازمانی این جریان ادامه داد.
در سالهای پیش از انقلاب، زینوویف به دلیل فعالیتهای سیاسی تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی را در مهاجرت گذراند. او در خارج از روسیه با رهبران بلشویک همکاری داشت و در انتشار نشریات حزبی و مباحث نظری مشارکت میکرد. در جریان جنگ جهانی اول ، در بحثهای مربوط به موضع حزب نسبت به جنگ حضور داشت.
نقش در سالهای انقلاب
پس از انقلاب فوریه ۱۹۱۷، زینوویف به روسیه بازگشت. در ماههای منتهی به انقلاب اکتبر، او همراه با لو کامنف نسبت به زمانبندی قیام مسلحانه تردیدهایی مطرح کرد. با این حال، پس از پیروزی بلشویکها، در ساختار حکومت جدید جایگاه مهمی یافت و به عنوان یکی از اعضای رهبری حزب شناخته شد.
او به ریاست شورای پتروگراد رسید؛ شهری که در آن زمان مرکز سیاسی و انقلابی کشور محسوب میشد. در دوره جنگ داخلی روسیه، زینوویف در اداره امور شهری و سازماندهی ساختارهای حزبی در منطقه پتروگراد نقش داشت.
ریاست کمینترن
در سال ۱۹۱۹، زینوویف به ریاست کمیته اجرایی انترناسیونال کمونیستی (کمینترن) منصوب شد. این سازمان با هدف هماهنگی و هدایت احزاب کمونیست جهان تأسیس شده بود. زینوویف تا سال ۱۹۲۶ در این سمت باقی ماند و در کنگرههای متعدد کمینترن شرکت کرد. در این دوره، او در مباحث مربوط به استراتژی انقلاب جهانی، سازماندهی احزاب کمونیست اروپایی و سیاستهای بینالمللی شوروی حضور داشت.
ائتلاف با استالین
پس از درگذشت ولادیمیر لنین در ژانویه ۱۹۲۴، موضوع جانشینی و جهتگیری آینده حزب اهمیت یافت. زینوویف به همراه ژوزف استالین و کامنف ائتلافی را شکل داد که در برخی منابع با عنوان «تروئیکا» شناخته میشود. این ائتلاف در فاصله سالهای ۱۹۲۳ تا ۱۹۲۵ در رهبری حزب نفوذ داشت و در مباحث داخلی، بهویژه در برابر دیدگاههای لئون تروتسکی موضعگیری میکرد.
در این دوره، زینوویف در سخنرانیها و جلسات حزبی نقش فعالی داشت و در کنگرههای حزب از سیاستهای ائتلاف دفاع میکرد. این همکاری در مقطعی موجب تثبیت جایگاه سیاسی او شد.
اختلاف با استالین و اپوزیسیون متحد
از سال ۱۹۲۵ به بعد، اختلافات میان زینوویف و استالین افزایش یافت. زینوویف برخی سیاستهای درونحزبی و اقتصادی را مورد انتقاد قرار داد. در نتیجه، او در سال ۱۹۲۶ از ریاست کمینترن برکنار شد و نفوذش در ساختار مرکزی حزب کاهش یافت.
در ادامه، زینوویف و کامنف به تروتسکی نزدیک شدند و «اپوزیسیون متحد» را تشکیل دادند. این جریان در جلسات حزبی دیدگاههای انتقادی مطرح میکرد. با این حال، اکثریت ساختار حزبی از رهبری رسمی حمایت کرد و در سال ۱۹۲۷ زینوویف از حزب اخراج شد.
مدتی بعد، او با انتشار بیانیهای مواضع پیشین خود را پس گرفت و وفاداری خود را به خطمشی رسمی حزب اعلام کرد. در نتیجه، عضویت او دوباره برقرار شد، اما دیگر به جایگاه سابق خود بازنگشت و بیشتر در سمتهای اداری یا پژوهشی فعالیت داشت.

رابطه با بوخارین
در دهه ۱۹۲۰، نیکلای بوخارین به عنوان یکی از نظریهپردازان برجسته حزب شناخته میشد. در نیمه دوم دهه ۱۹۲۰، استالین در برخی سیاستها به بوخارین نزدیک شد. در این مقطع، زینوویف در صف منتقدان قرار داشت و آرایش نیروهای سیاسی درون حزب دستخوش تغییر شد. سالها بعد، بوخارین نیز در جریان دادگاههای بعدی مسکو در سال ۱۹۳۸ محاکمه و اعدام شد.
بازداشت و دادگاه مسکو
در سال ۱۹۳۵، زینوویف بازداشت شد. در اوت ۱۹۳۶، او در نخستین دادگاه علنی مسکو محاکمه گردید. در این دادگاه، اتهامهایی چون مشارکت در توطئه علیه دولت شوروی و همکاری با مخالفان مطرح شد. او در جریان محاکمه اعترافاتی ارائه داد که در چارچوب کیفرخواست رسمی تنظیم شده بود.
حکم اعدام برای او صادر و در همان سال اجرا شد. درباره لحظات پایانی زندگیاش روایتهای متفاوتی وجود دارد. برخی گزارشهای منتشرشده در دهههای بعد حاکی از آن است که او پیش از اجرای حکم درخواست تخفیف یا بخشش داشته و در زندان حالت استیصال نشان داده است. با این حال، جزئیات دقیق این وقایع در همه اسناد رسمی یکسان نیست و بخشی از اطلاعات بر پایه خاطرات یا گزارشهای بعدی قرار دارد.
اعاده حیثیت
در سال ۱۹۸۸، در دوره اصلاحات اتحاد شوروی، حکم صادرشده علیه زینوویف لغو و اعاده حیثیت رسمی او اعلام شد. این اقدام در چارچوب بازنگری گسترده پروندههای مربوط به دادگاههای دهه ۱۹۳۰ صورت گرفت.
زینوویف در تاریخ اتحاد شوروی به عنوان یکی از رهبران بلندپایه بلشویک شناخته میشود که در مقاطع مختلف با چهرههایی چون استالین، تروتسکی و بوخارین در موقعیتهای متفاوت سیاسی قرار گرفت. زندگی سیاسی او نمونهای از تحولات و دگرگونیهای درونحزبی اتحاد شوروی در دهههای نخست پس از انقلاب ۱۹۱۷ به شمار میآید.
منابع:
The Bolshevik Revolution, 1917–1923 – ادوارد هالت کار
A People’s Tragedy – اورلاندو فیجز
The Russian Revolution – شیلا فیتزپاتریک

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟