cup of history

نادرشاه و جنگ ایران و هند – نبرد کرنال – 1739

نادرشاه و جنگ ایران و هند – نبرد کرنال – 1739

پس از سقوط صفویان و هرج‌ومرج ناشی از حمله افغان‌ها، نادرشاه افشار با قدرت نظامی ابتدا به‌عنوان فرمانده نیروی نظامی ارتش آخرین شاه صفوی و بعد به‌عنوان پادشاه کشور، دست به متحد کردن کشور و سرکوب شورش‌های داخلی زد. از مهم‌ترین این نبردها برای پاک‌سازی مرزهای شرقی از شورشیان افغان…

- اندازه متن +

پس از سقوط صفویان و هرج‌ومرج ناشی از حمله افغان‌ها، نادرشاه افشار با قدرت نظامی ابتدا به‌عنوان فرمانده نیروی نظامی ارتش آخرین شاه صفوی و بعد به‌عنوان پادشاه کشور، دست به متحد کردن کشور و سرکوب شورش‌های داخلی زد.

از مهم‌ترین این نبردها برای پاک‌سازی مرزهای شرقی از شورشیان افغان بود و تثبیت قدرت ایران در منطقه و همچنین جمع‌آوری غنائم برای ساخت یک ارتش قدرتمند و یکپارچه در داخل کشور. در ادامه نبردها با افغان‌ها و شکست خوردن شورشیان افغان، اشرف افغان به هند گورکانی فراری شد.

هند گورکانی از قدرتمندترین حکومت‌های تاریخ آسیا محسوب می‌شود، و می‌توان گفت اولین امپراطوری‌ای بود که توانسته بود اکثر هند را یکپارچه کند. امپراطوری بسیار ثروتمند. اما پس از مرگ اورنگ‌زیب در ۱۷۰۷، این امپراطوری کمی دچار ضعف شده بود و شاهان بعدی از جمله محمد شاه، فاقد اقتدار لازم بودند و فساد در دربار گورکانی بیشتر شده بود و رقابت‌های داخلی‌ای شکل گرفته بود. با این حساب همچنان این کشور از بزرگ‌ترین ارتش‌های جهان را در دستان خود داشت با چند صد فیل جنگی و توپخانه مجهز، البته بدون فرماندهی مؤثر.

پس از شکست اشرف و فرار او به هند و قبول درخواست او توسط دربار محمد شاه گورکانی، نادر سه بار خواستار استرداد افغان‌ها شد، اما محمد شاه نه‌تنها مخالفت کرد، بلکه از اعتماد بالا به ارتش خود و قدرت و ثروت هند گورکانی و با دانش از این موضوع که ایران تازه کمی متحد شده و نداشتن ترس خاصی از این کشور، فرستاده نادر را به قتل رسانده و سر او را پس فرستاد با اینکه میدانست این میتواند جرقه ای برای جنگ ایران و هند شود . در برخی منابع گفته می‌شود که وزیران محمد شاه به او می‌گفتند، نادر حتی توان فتح افغانستان را ندارد، چه رسد رساندن خود به خاک هند گورکانی.

در برخی منابع باور بر این است که نادرشاه خود می‌دانست که امپراطوری گورکانی این درخواست را رد می‌کند و بیشتر خواستار جور کردن دلیلی دیپلماتیک برای مشروعیت بخشیدن به حمله نظامی برای جنگ ایران و هند و جمع‌آوری غنائم برای متحد و قوی‌تر کردن دولت تازه متحد شده خود بود.

در صحبت‌هایی دیگر گفته می‌شود که نادرشاه با آصف جاه (یکی از وزرای کلیدی گورکانی که در آن زمان در ظن خیانت به هند بود) ارتباط داشته و این به تأیید تعداد زیادی از منابع راست، عده‌ای از این رو بر این باورند که پیشنهاد حمله به هند و این جنگ ایران و هند ، به دست آصف جاه به نادرشاه رسیده. هرچند این موضع صرفاً حدس و گمان است و مدرکی برای تصدیق یا بر علیه آن وجود ندارد.

در کل دو گروه در مقابل حمله نادرشاه به هند و جنگ ایران و هند موضع می‌گیرند، گروهی بر این باورند که نادر به دلیل پس فرستاده نشدن افغان‌ها و کشته شدن سفیر نادرشاه، به هند حمله کرد و جنگ ایران و هند را به راه انداخت و گروهی بر این باورند که هند گورکانی نمی‌توانست افغان‌ها را حتی پیدا کند که پس بفرستد و نادر تنها دنبال دلیلی دیپلماتیک برای راه اندازی جنگ ایران و هند و جمع آوری قناعم بود. این موضوع هنوز بحثی داغ بین مورخین و علاقه‌مندان تاریخ است.

نقشه ایران افشاری

از مشهد تا کرنال

پس از نبرد مورچه‌خورت، دامغان، نبرد خشت، دالکی و پیروزی تمام این نبردها بر افغان‌ها به دست نادرشاه و فرار اشرف و حوتکیان، نادرشاه با سپاه خود از مشهد و نیشابور به سمت خراسان شرقی حرکت کرد و در مسیر به سمت هرات و سپس قندهار رفت و بقایای اشرف را دنبال می‌کرد.

با شنیدن نزدیک شدن نادرشاه از قندهار، والی پیشاور و کابل به همراه یکدیگر لشکری معادل ۲۰ هزار نفر که اکثراً مزدوران قبایل جنوب شرق خراسان بودند را برای مقابله افشاریان در موقعیتی مناسب برای مقاومت یعنی در تنگه خیبر، مستقر کردند؛ جایی که تنها ستون کوچکی از افراد می‌توانستند پیشروی داشته باشند.

خبر این موقعیت‌گیری به نادرشاه رسید و وی بنا به پیشنهاد یک راهنمای محلی (مشخص نیست این راهنما چه کسی بوده) این تنگه را به سمت گذرگاه چچوبی که گذرگاهی دشوار و در عین حال قابل عبور به موازات مسیر تنگه خیبر بود، ترک کرد.

در باریکاب در ۳۳ کیلومتری خیبر، نادرشاه سپاه خود را تقسیم کرده و مرتضی میرزا با مقدار بیشتر نیروها در آنجا باقی ماند و ۱۲ هزار نفر به فرماندهی نصرالله قلی روانه تنگه خیبر شدند و ۱۰ هزار سواره‌نظام سبک نیز به فرماندهی خود نادرشاه در یک راهپیمایی ۸۰ کیلومتری به علی‌مسجد رفتند و سپس به سمت شمال و انتهای شرقی گردنه خیبر مسیر خود را منحنی کردند.

سواره‌نظام نادر با دور زدن تنگه از جناح پشت به نیروهای والی دشمن رسید و پس از درگیری‌ای کوتاه آن‌ها را به‌صورت کامل شکست داد و بدین ترتیب مسیر منتهی به نواحی شمالی امپراتوری گورکانی باز شد و با گذر نادرشاه از پیشاور به سمت جنوب و لاهور و رد شدن از رود سند، ورود او به خاک هند و شروع رسمی جنگ ایران و هند آغاز شد.

در منابع هندی و منابع انگلیسی گفته شده که روستاهای بی‌دفاع نیز مورد تاخت‌وتاز قرار گرفتند اما این موضوع در برخی منابع فارسی مورد ظن است و رد می‌شود. خود لاهور نیز پس از گذشت یک روز تسلیم و مجبور به پرداخت دو میلیون روپیه به نادرشاه شد. (با محاسبات، به‌صورت تقریبی معادل ۱۶ تا ۲۴ میلیون دلار امروزی (بر این اساس که روپیه هند در آن زمان اصولا یک سکه نقره بود و جمع وزن این تعداد سکه و ضرب در قیمت امروزی نقره. هرچند نوع دیگر محاسبه بر اساس قدرت خرید هست که دقیق تر هست و با این حساب به بالای 100 میلیون دلار امروزی میرسیم))

نادرشاه پس از عبور از رود سند به سمت کرنال که یک منطقه در ۱۱۰ کیلومتری شمال دهلی در ایالت هاریانا رفت و در این منطقه یکی از مهم‌ترین و تاریخی‌ترین جنگ‌های ۴۰۰ سال اخیر ایران اتفاق افتاد که در ادامه به شرح این نبرد خواهیم پرداخت. این نبرد نقش بسیار تاثیر گزاری در جنگ ایران و هند داشت.

تصویر : به دلیل نبود نقشه دقیق از مسیر حرکت نادرشاه ، شخصا این مسیر رو از مشهد تا هرات به قندهار سپس تنگه خیبر و لاهور و از آنجا پنجاب و محل نبرد کرنال ، بر روی نقشه های مدرن گوگل مپ تهیه کردم . ( این مسیر میتونه دقیق دقیق نباشه و بر اساس جاده های امروزی هست)

نقشه حرکت نادرشاه افشاری

آماده‌سازی برای نبرد کرنال

پس از رسیدن خبر سلسله فتوحات نادر به دربار محمد شاه گورکانی، آصف جاه به حضور محمد شاه احضار شد و درخواست کمک به نیروهای نظامی به سراسر شمال هند فرستاده شد. در ۲۲ آذر ۱۱۱۷، سپاه گورکانی از دهلی برای مقابله با نیروهای مهاجم به سمت شمال حرکت کرد که در نهایت منجر به نبرد کرنال در جنگ ایران و هند شد.

عظمت سپاه هند به حدی بود که گفته می‌شود طول ستون نفرات به ۲۵ کیلومتر و عرض آن به ۳ کیلومتر می‌رسید. خود محمد شاه نیز فرماندهی این سپاه را به دست داشت و به دلیل وسعت دست‌وپاگیر سپاه گورکانی، محمد شاه نتوانست سپاه خود را فراتر از منطقه کرنال ببرد و مجبور به انتظار در این منطقه برای سپاه ایران شد تا در نبرد کرنال تکلیف جنگ ایران و هند مشخص شود.

اردوگاه محمد شاه در مجموع بر اساس منابع مختلف بین ۲۵۰ الی ۳۰۰ هزار سرباز شامل افراد غیرنظامی مجهز به ۳۰۰۰ تفنگ انگلیسی و ۲۰۰۰ فیل جنگی بود که در این تعداد، نیروهای مستقر در میدان ۷۵ هزار الی ۱۵۰ هزار گزارش شده.

محمد شاه تفنگ‌داران خود را در جلوی سپاه قرار داد و استراتژی بر این بود که آن‌ها تا نزدیک شدن سپاه نادرشاه شلیک را ادامه دهند و سپس با نزدیک شدن سپاه نادرشاه به آن‌ها، این سپاه عقب برود و فیل‌ها و سپاه اصلی به سمت سپاه نادرشاه روانه شوند. این سلاح‌ها از نوع ماسکوت‌های قدیمی انگلیسی بود که با باروت و گلوله‌های فلزی کروی کار می‌کرد و پر کردنش زمان زیادی می‌برد.

در مقابل، ایران به زنبورک (زنبوره) مجهز بود که یک نوع توپ کوچک است که در زمان سریع‌تری پر می‌شود و قابلیت مانورپذیری بیشتری دارد و از سلاح‌های مورد استفاده ترک‌های عثمانی و ایران بود و تا پایان سلطنت رضا شاه پهلوی نیز از جنگ‌افزارهای رایج بود.

بر خلاف تفنگ‌داران هند، جزایرچی‌ها (تفنگ‌داران ایرانی) که به ۲۰ هزار نفر می‌رسیدند همه دارای یونیفرم و سازماندهی متحد بودند. سپاه گورکانی ۵۰ هزار سواره‌نظام در خود داشت که به‌رغم داشتن امکانات بالا، فاقد ساختار نظامی مشترک و منسجم بود و استقرار نظامی درستی نیز از آن‌ها در منابع گزارش نشده. در مقابل، سواره‌نظام ایران دو بخش شده بود: نیروهای دولتی که از طریق سیستم یکنواخت نادری آموزش دیده بودند و نیروهای کمکی که پس از فتح سرزمین خود در ارتش امپراتوری استخدام می‌شدند و حال در نبرد کرنال حضور داشتند.

نادر یک گروه سواره هجومی متشکل از ۶۰۰۰ سوارکار با هدف جمع‌آوری اطلاعات و اسیرگیری به منظور بازجویی فرستاد و مأموریت این عده موفق بود و عده‌ای اسیر با یک حمله سریع گرفته شدند و به اردوگاه نادر برده شدند. نادر فرماندهی نیروهای خود را به پسرش مرتضی میرزا سپرد و با گروه کوچک‌تری به سمت قلعه قدیمی به نام عظیم‌آباد در ۳۲ کیلومتری کرنال پیشروی کرد و آن را تسخیر کرد. در آن قلعه نادرشاه سپاه پیشرو خود را ملاقات کرد و از جغرافیای کرنال و اطراف آن و قدرت سپاه گورکانی مطلع شد و تصمیم گرفت نیروهای خود را در شرق اردوگاه گورکانی قرار دهد.

تصویر : نگاره ای از نبرد کرنال بر دیوار چهل ستون اصفهان

نگاره ای از نبرد کرنال

نبرد کرنال

در تاریخ ۴ اسفند ۱۱۱۷ سپاه ایران اردوگاه را نابود کردند و وارد دره بین رودهای علیمردان و جمنا شدند. نادرشاه پس از بازگشت به اردوگاه، کل افسران ارتش را برای سخنرانی احضار کرد و در همان جلسه، خبر آمد که گروه بزرگی از گورکانیان از راه پانی‌پت به قصد اضافه شدن به سپاه محمد شاه در حرکتند. فرمانده این گروه سعادت‌خان بود. نادر ارتش سعادت‌خان را فریب داد و باعث شد آن‌ها محل دقیق اردوگاه سپاه اصلی محمد شاه را به‌جای رودخانه علیمردان، دره قبل از روستای کنجچپورا بدانند و به آن سمت بروند.

در صبح روز ۵ اسفند نادرشاه سپاه را سه بخش کرد. مرکز سپاه را دقیق در قسمت شمالی روستای کنجچپورا رو به غرب قرار داد و فرماندهی آن را به پسرش مرتضی‌قلی میرزا داد (بعد از این نبرد و در پی دستاوردهای پسرش به او لقب نصرالله‌قلی داده شد). گروهی از مشاوران ارشد خود را با او راهی کرد و سپس در سمت شمال مرتضی، تهماسب‌قلی‌خان جلایر را به فرماندهی جناح راست سپاه قرار داد و در سمت جنوب، فرماندهی مشترک جناح چپ را به فتحعلی‌خان کیان و لفطعلی‌خان افشار داد.

با نقشه قبلی نادرشاه و در پی فریب سعادت‌خان و ارتش کمکی هند گورکانی، به او خبر رسید که نیروهای عقب ستون او مورد حمله قرار گرفته و ۵۰۰ شتر از کاروان بارها توسط ایرانیان به غنیمت گرفته شده.

سعادت‌خان بدون مشورت با محمد شاه یا سایر فرماندهان، سوار بر فیل جنگی خود شد و با سپاهیان خود، معادل ۲۰۰۰ سواره‌نظام و ۲۰۰۰ پیاده و ۴۰۰۰ نیرو که بعد به آن‌ها پیوستند برای دفاع از کاروان‌های خود و پاک‌سازی مسیر حرکت سپاه اصلی کمکی که معادل ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر بود که هنوز در راه اردوگاه بودند، به راه افتاد و با سواره‌نظام ایرانی که در حوالی ناحیه مستقر بودند درگیر شد و به دستور نادرشاه و با عملیات‌های ایذایی و با تظاهر به درگیری به سمت شرق حرکت کردند. سعادت‌خان به تصور داشتن دست بالا در نبرد، پیامی فوری به اردوگاه فرستاد و برای تکمیل پیروزی درخواست کمک کرد.

در اردوگاه، محمد شاه خواستار اضافه شدن به سعادت‌خان بود اما بسیاری از فرماندهان وی مخالف این امر بودند و دو مشاور ارشد او، نظام‌الملک و خان دوران پیشنهاد دادند در برابر تصمیم‌های شتاب‌آمیز احتیاط کند. محمد شاه در مورد شخصیت رزمی خان دوران تلقین‌هایی کرد و کار بالا گرفت و در نهایت با پوشیدن زره و سوار شدن بر فیل جنگی، محمد شاه خود را آماده نبرد کرد. اولین گروه ارتش متشکل از ۸۰۰۰ الی ۹۰۰۰ سواره‌نظام بودند به همراه تعدادی پیاده‌نظام تفنگ‌دار و این نیروها به سمت سعادت‌خان رفتند.

نادرشاه توپ‌ها و زنبورک‌ها را در نقاط کلیدی مسیر قرار داده بود و در مسیر حرکت این سپاه به آن‌ها حمله کرد و سپس از پشت به گروهان سعادت‌خان حمله شد و در ادامه شکست‌های سعادت‌خان و خبر حملات نادر، ارتش هند با فیل‌های جنگی و توپخانه سنگین به سمت سپاه اصلی ایران یورش برد و نادرشاه با استفاده از کمین ۳۰۰۰ سرباز در جناحین، حمله را منحرف کرد و سپس دستور به حمله سواره‌نظام سبک از جناح راست را داد و توپخانه ایران نیز به صفوف فیل‌ها شلیک کرد. (گفته می‌شود در جنگ ایران و هند و در طول نبرد کرنال نادرشاه شترهایی را نیز آتش زد و به سمت فیل‌های هندی فرستاد تا این فیل‌ها را بترساند.)

فیل‌ها که از زخم‌های خورده و سر و صدای ایجاد شده وحشت کرده بودند (شاید هم در صورت صحت، از شترهای آتش‌گرفته در دیدشان) به سمت سپاه خودی برگشتند و عده زیادی از ارتش گورکانی زیر پای ۲۰۰۰ فیل جنگی له شدند.

نیروهای گورکانی متشنج شد و به علت تعداد بالای سپاه و تلاش برای تجمیع آن‌ها در صفوف به‌هم چسبیده و فشرده، عده زیادی توسط فیل‌ها کشته شدند و راه فرار آن‌ها نیز با جنازه‌ها و فیل‌های رم‌کرده بسته شده بود. در همین حین بود که سواره‌نظام سبک ایران از راست به تفنگ‌داران و توپچی‌های گورکانی حمله کردند و سپاه مرکزی هند نیز زیر آتش زنبورک‌ها و توپخانه‌های ایران و زیر پای فیل‌های خودی نابود می‌شدند و توان کمک کردن به توپ‌ها و تفنگ‌داران خودی که حال بسیار آسیب‌پذیر بودند را نداشتند.

فرماندهان گورکانی یکی پس از دیگری به دست سواره‌نظام اختصاصی نادرشاه که زبده‌ترین‌های ارتش بودند، یکی پس از دیگری مورد حمله قرار گرفتند و کشته یا اسیر شدند. محمد شاه گورکانی از میدان گریخت و دستور به عقب‌نشینی صادر شد. پس از این اتفاق نادر به سرعت اردوگاه و تجهیزات دشمن را تصرف کرد و راه دهلی برای سپاه ایران باز شد.

تمام این اتفاقات و نبرد ۳ ساعت به طول انجامید و در ۳ ساعت سپاه ایران با یک‌پنجم تعداد نفرات هند، جنگ را پیروز شده بود و راهی دهلی شد.

تصویر : نقشه استراتژیک نبرد کرنال بر اساس کتاب شمشیر پرشیا ، نوشته مایکل اکسورثی

نقشه استراتژیک نبرد کرنال

ورود به دهلی و غنائم جنگی

پس از پیروزی در نبرد کرنال و ورود نادر به دهلی ایران رسما پیروزه جنگ ایران و هند بود، محمد شاه گورکانی تسلیم شد و سپس دستور به مراسم استقبالی رسمی برای سپاه ایران داده شد که بیشتر از روی حفظ ظاهر برای امپراتوری گورکانی این دستور صادر شد. نادر چند روزی در کاخ سلطنتی دهلی اقامت گزید و از وی پذیرایی شد.

ناگهان در روزی شایعه‌ای پخش شد مبنی بر اینکه نادرشاه کشته شده، مردم دهلی شورش کردند و به سربازان ایرانی حمله کردند و نادرشاه با خشم فرمان قتل‌عام داد، هزاران نفر از مردم دهلی در یک روز کشته شدند. این واقعه در تاریخ دهلی به‌عنوان یکی از خونین‌ترین روزها شناخته می‌شود. این اتفاق در منابع انگلیسی و هندی ثبت شده و تعداد زیادی از منابع فارسی نیز به همین شکل بر آن صحه می‌گذارند. عده دیگری از منابع فارسی صرفاً نوع اتفاق افتادن این اتفاق و دلیلش را متفاوت می‌دانند و با خود صحت این اتفاق موافقند.

پس از سرکوب شورش، به دستور نادر خزانه سلطنتی گورکانی و منابع دهلی تخلیه شد و بار شترها و فیل‌ها شد. از مهم‌ترین این غنائم می‌توان به تخت طاووس، الماس دریای نور، الماس کوه نور، بیش از ۶۰ هزار کتاب نفیس (همچنان بخشی از این کتاب‌ها در آستان قدس رضوی در مشهد نگهداری می‌شود و در کتابخانه حرم در بخش کتب نفیس موجود است)، ۱۰۰۰ فیل، ۷۰۰۰ اسب، ۱۰ هزار شتر، ۹۳۰ نفر شامل نویسنده، آهنگر، بنا، سنگ‌تراش و نجار برای توسعه صنایع آسیب‌دیده ایران در دوران شورش‌ها، ۱۰۰۰ سرباز زبده گورکانی به‌عنوان غلام و چندین تن طلا، اشاره کرد.

ارزش تقریبی این ثروت به‌صورت تقریبی به دلار امروز معادل ۷۰ الی ۱۳۰ میلیارد دلار است. در برخی منابع گفته شده که نادر پس از این جنگ سه سال مالیات کل مردم ایران را بخشید و لغو کرد. این ثروت در توسعه زیرساخت‌ها و صنایع استفاده شد و همچنین از این ثروت برای ساخت پایتختی جدید برای ایران افشاری استفاده شد و قصد بر آن بود که از صنعت‌گران هندی نیز در این امر استفاده شود، هرچند عده زیادی از این صنعت‌گران در مسیر فرار کردند.

در پی آن و تقویت تهدیدهای غربی از جمله روسیه و عثمانی، بخش زیادی از این ثروت به تجهیز ارتش اختصاص داده شد و تجهیزات مدرن خریداری شد. جنگ ایران و هند و نبرد کرنال به نادرشاه کمک بسازی برای تقویت ارتش علیه تهدید های شمالی و غربی کرد.

پس از استفاده این ثروت برای گسترش پایتخت جدید افشاری یعنی شهر مشهد، کتاب‌های آورده شده از هند نیز در کتابخانه‌های مرکزی پایتخت برای گسترش حمایت از دانش و فرهنگ قرار گرفت که همچنان مقدار زیادی از آن‌ها در کتابخانه سلطنتی تهران و آستان قدس رضوی موجود است.

تخت طاووس و الماس دریای نور نیز به‌عنوان نماد قدرت در دربار ایران باقی ماند و تا سال‌ها بعد نیز در دربارهای سلطنتی مختلف ایران مورد استفاده بود.

نادر شاه

تلفات و پیامدهای جنگ

در نبرد کرنال ارتش گورکانی بین ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر کشته داد و فرماندهانی از جمله نظام‌الملک و آصف جاه و صمصام‌الدوله و سعادت علی‌خان یا کشته شدند یا اسیر شدند.

از آن سو، تلفات سپاه نادرشاه ۱۱۰۰ الی ۲۵۰۰ نفر گزارش شده بر اساس منابع مختلف که ۵۰۰۰ مجروح نیز به این مقدار افزوده می‌شود.

همچنین پس از ورود به دهلی و در شورش دهلی نیز منابع از کشتاری برابر با ۲۰ الی ۴۰ هزار نفر روایت می‌کنند که مقدار زیادی از منابع بر عددی میان این اعداد یعنی ۳۰ هزار نفر صحه می‌گذارند.

واکنش کشورها به این نبرد به شرح زیر بود:

عثمانی: ترک‌های عثمانی با نگرانی به قدرت‌گیری نادر نگاه کردند اما در این زمان درگیری‌های داخلی در عثمانی باعث شد نتوانند واکنشی عملی نشان دهند و بعدها در جنگ‌های عثمانی–افشاری، این نگرانی‌ها به واقعیت تبدیل شد.

روسیه: روس‌ها از قدرت‌نمایی نادر در آسیا شگفت‌زده شدند و راهی میانه و محتاطانه در پیش گرفتند و روابط دیپلماتیکی با ایران پیش گرفتند و سعی کردند تا از درگیری مستقیم با ایران اجتناب کنند. همان‌طور که معروف است، پس از ورود ارتشی از روسیه به سواحل شمالی کشور در دریای خزر و نامه معروف «بروید یا می‌آیم» نادر به این ارتش، روس‌ها از کشور خارج شدند.

بریتانیا: کمپانی هند شرقی با دقت تحولات را زیر نظر داشت و پس از حملات ایران و دیدن ضعف در امپراتوری گورکانی هند و حال با آسیب‌پذیرتر شدن آن، زمینه‌های نفوذ تدریجی بریتانیا را در هند آغاز کردند.

این جنگ یعنی جنگ ایران و هند ، تأثیر بسزایی در توسعه و تقویت ایران داشت و ثروت به‌دست‌آمده از آن و شهرتش تأثیرات دیپلماتیک و اقتصادی بسیاری بر کشور داشت. شهر مشهد با ثروت به‌دست‌آمده از این نبرد بسیار پیشرفت کرد و حتی مقدار زیادی از طلای به‌دست‌آمده برای طلاکاری گنبد حرم رضوی استفاده شد که همچنان این طلاکاری‌ها بر ورودی‌ها، مناره‌ها و گنبد حرم موجود است. چندین تن طلا به حرم سپرده شد و پایه‌ریز سازمان‌دهی اقتصادی آستان قدس رضوی شد، سازمانی که امروزه نیز فعالیت دارد.

همچنین مقدار زیادی از پیروزی‌های بعدی نادرشاه تأثیر گرفته از تجهیزاتی بود که پس از این جنگ خریداری یا دریافت شد و با ثروت به‌دست‌آمده از این جنگ. البته بخش اکثریت این ثروت برای جنگ‌های بعدی نادری و گسترش قلمرو خرج شد، اما مقدار زیادی از توسعه حکومتی و زیرساختی ایران نیز با این ثروت انجام شد. طوری که در زمان کریم‌خان زند نیز، مقدار زیادی از این ثروت باقی مانده بود که کریم‌خان نیز از آن‌ها برای توسعه کشور استفاده کرد.

منابع ایرانی:

تاریخ نادرشاه افشار – نوشته میرزا مهدی خان استرآبادی (منشی مخصوص نادرشاه)

تاریخ ایران بعد از اسلام – نوشته عباس اقبال آشتیانی

نادر پسر شمشیر – نوشته نورالله لارودی

منابع هندی:

Fall of the Mughal Empire – نوشته جادوناث سرکار

History of Medieval India – نوشته ستیش چاندرا

The Mughal Empire – نوشته جان اف. ریچارد

منابع انگلیسی:

Nader Shah’s Invasion of India – نوشته میشل اکسورثی

تاریخ هندوستان دانشگاه کمبریج

تصویر : الماس کوه نور (دریای نور) هندوستان بر تاج ملکه انگلیس

الماس کوه نور
عرفان زمانی
درباره نویسنده

عرفان زمانی

عرفان زمانی، نویسنده حوزه تاریخ، اقتصاد و فلسفه. فعالیت حرفه ایم را از پنج سال پیش آغاز کردم و از یک سال پیش با پیوستن به تیم «فنجانی از تاریخ»،تلاش داشتم که تولید محتوا را در فضایی کاملاً غیرایدئولوژیک و علمی ادامه دهم. باورم این است که تاریخ، تنها با نگاهی بدون سوگیری میتواند ما را از گذشته عبور دهد، حال را برایمان روشن کند و مسیر آینده را هموار سازد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *