این مقاله روایت کامل یکی از شگفتانگیزترین نهادهای تاریخ بشر است. سازمانی که از یک بیمارخانه محقر در قرن یازدهم شروع کرد، شوالیههای سنت جان به یکی از هیبتناکترین قدرتهای نظامی مدیترانه تبدیل شدند، کشور ساختند، کشور را از دست دادند، و هنوز زنده هستند.
شوالیههای سنت جان – بیمارستانی در قلب شهر مقدس
شوالیههای سنت جان – اورشلیم پیش از صلیبیها
برای فهمیدن آغاز ماجرا شوالیههای سنت جان، باید ذهن را به اوایل قرن یازدهم میلادی برد. اورشلیم در آن روزگار تحت فرمانروایی خلافت فاطمی مصر بود — یک سلسله شیعی که با مسیحیان اروپایی رابطهای نسبتاً قابل تحمل داشت. زائران مسیحی اجازه داشتند به اماکن مقدسه دسترسی داشته باشند، البته در ازای پرداخت عوارض و پذیرش محدودیتهایی.
اما سفر به اورشلیم در آن دوران یک ماجراجویی خطرناک بود — نه فقط به خاطر مسافت طولانی از اروپا، بلکه به خاطر طاعون، تب، گرمای بیرحم فلسطین، و راهزنانی که در امتداد جادهها کمین میکردند.
یک بازرگان ثروتمند اروپایی که راهی اورشلیم میشد، بعد از ماهها سفر، اغلب ضعیف، بیمار، و بیپول به شهر میرسید. هیچ زیرساختی برای پذیرایی از این زائران وجود نداشت. بسیاری در کوچههای شهر میمردند. این واقعیت تلخ بود که گروهی از بازرگانان ایتالیایی از شهر آمالفی — یکی از پرقدرتترین شهرهای بندری دریای تیرنو در آن دوران — تصمیم گرفتند کاری بکنند. آنها در حدود سال ۱۰۴۸ میلادی با مقامات فاطمی مذاکره کردند و اجازه گرفتند در نزدیکی کلیسای جداسازی مقدس، یک بیمارخانه و اقامتگاه برای زائران بسازند.
این اقدام در ابتدا کاملاً غیرنظامی و خیریه بود. آمالفیها تجار بودند و سودشان به آرامش و امنیت جادههای تجاری وابسته بود. بیمارخانهای که ساختند تحت سرپرستی دو قدیس گذاشته شد: «مریم مجدلیه» و «یوحنای رحیم» — پاتریارک اسکندریه در قرن هفتم که به خاطر سخاوتش شهرت داشت. همین نام «سنت جان» بود که بعدها به کل سازمان چسبید.
شوالیههای سنت جان – برادر ژرار و تأسیس سازمان
اداره بیمارخانه به مردی سپرده شد که تاریخ او را با نام «برادر ژرار» میشناسد — احتمالاً ژرار دی مارتیگ از جنوب فرانسه. ژرار آدمی بود که هم ایمان عمیق داشت، هم استعداد سازمانی فوقالعاده. او یک نهاد منضبط ایجاد کرد: برادرانی که در آن کار میکردند باید سه سوگند میخوردند — فقر، عفت، و اطاعت. در ازای این سوگندها، از ثروت شخصی، ازدواج، و استقلال رأی صرفنظر میکردند تا تمام زندگیشان وقف بیماران شود.
آنچه ژرار ساخت برای دوران خودش استثنایی بود. بیمارستان ظرفیت دو هزار بیمار را داشت — رقمی که حتی در بزرگترین شهرهای اروپا در آن زمان بیسابقه بود. بیماران روزانه سه وعده غذا دریافت میکردند. تختها با ملحفه تمیز پوشیده میشد. پزشکان حقوق خوبی میگرفتند. مهمتر از همه: هیچکس رد نمیشد. مسیحی باشی یا مسلمان یا یهودی — همه پذیرفته میشدند.
در ۱۵ فوریه ۱۱۱۳، پاپ پاسکال دوم فرمانی صادر کرد که سازمان را مستقیماً زیر نظر واتیکان قرار داد — نه تحت اقتدار هیچ اسقف محلی، هیچ کلیسای ملی، و هیچ پادشاهی. این استقلال منحصربهفرد، بعدها ستون فقرات قدرت سازمان شد و آن را از هر نهاد دینی دیگری متمایز کرد.
شوالیههای سنت جان – تأیید پاپ و آغاز نظامیگری
رایموند دو پوی، اولین استاد اعظم رسمی، در دهه ۱۱۲۰ قانوناساسی سازمان شوالیههای سنت جان را نوشت. برای اولین بار از «دفاع از کلیسا» و «جنگ با دشمنان ایمان» صحبت شد. سازمان دو بازو پیدا کرد: پزشکی و نظامی. برادران که هر روز با جنازهها و زخمیهای کاروانهای مورد حمله روبرو میشدند، به تدریج برخی از آنها شروع کردند به همراهی کاروانها با اسلحه.
این دوگانگی — پزشک و جنگاور — در تمام تاریخ سازمان باقی ماند و شاید مهمترین ویژگی منحصربهفرد آن بود. سازمانهای مشابه مثل شوالیههای تمپلار فقط جنگاور بودند. شوالیههای توتونیک هم عمدتاً نظامی بودند. اما بیمارستانیها هر دو بودند — و این ترکیب عجیب به آنها وجههای داد که دیگران نداشتند.
طبق منابع معاصر، بیمارستان اورشلیم به بیماران «ارباب» میگفت و خودشان «خدمتگزاران ارباب» — احترامی که در هیچ بیمارستان دیگری در آن دوران دیده نمیشد.

شوالیههای سنت جان – تبدیل به شوالیه
شوالیههای سنت جان – ساختار داخلی
سازمان شوالیههای سنت جان سه طبقه داشت. اول: «برادران شوالیه» که باید اشرافزاده بودند و هم میجنگیدند هم مراقبت میکردند. دوم: «برادران خدمتگزار» که نجیبزاده نبودند و نقش کمکی داشتند. سوم: «برادران کشیش» که مسئول امور دینی بودند. در رأس هرم «استاد اعظم» قرار داشت که مادامالعمر انتخاب میشد.
«زبانها» یا Langues واحدهای ملی سازمان بودند. در دوران کلاسیک هشت زبان وجود داشت: پرووانس، اوورنی، فرانسه، ایتالیا، آراگون، انگلستان، آلمان، و کاستیل. هر زبان auberge خودش را داشت و رهبرش «Pilier» نامیده میشد. این ساختار چندملیتی هم نقطه قوت سازمان بود، هم گاهی نقطه ضعف — تضادهای ملی گاه به درگیری درونی میانجامید.
هر متقاضی عضویت باید ثابت میکرد که از چهار نسل پدری اشرافزاده است — و چهار نسل از طرف مادر هم. سه سوگند اصلی: فقر، عفت، اطاعت. لباس رسمی ردای مشکی با صلیب سفید هشتپر — «صلیب مالت» — بود. هشت پر نماد هشت فضیلت شوالیهای: صداقت، ایمان، توبه، فروتنی، عدالت، رحمت، صمیمیت، و تحمل رنج.
شوالیههای سنت جان – نقش در جنگهای صلیبی
در طول دوران فلسطین، شوالیهها در تمام جنگهای صلیبی مهم شرکت داشتند. بزرگترین قلعههای صلیبی به آنها سپرده شد — از جمله «کراک دو شوالیه» در سوریه که هنوز یکی از کاملترین قلعههای قرون وسطا در جهان است. در نبرد حطین ۱۱۸۷، صلاحالدین ایوبی پیروزی بزرگش را کسب کرد و شوالیهها را عقب راند.
در ۱۲۹۱ عکا — آخرین پایگاه بزرگ صلیبیها — سقوط کرد. شوالیهها تا آخرین لحظه جنگیدند. وقتی دیدند شهر ساقط است، رهبران را سوار کشتی کردند و عقبنشینی کردند. بسیاری از برادران کمتر مهم باقی ماندند و کشته شدند. این پایان حضور مسیحیان در فلسطین بود — و شروع سرگردانی شوالیهها.
«کراک دو شوالیه» که شوالیههای بیمارستانی از ۱۱۴۴ مدیریت کردند، در ۲۰۰۶ به ثبت جهانی یونسکو رسید.
شوالیههای سنت جان – رودس ، دویست سال سلطه دریایی
شوالیههای سنت جان – تصرف رودس ۱۳۰۹
بعد از سقوط عکا، شوالیهها سالهای سختی در قبرس داشتند. فولکو دو ویلاره، استاد اعظم جدید، تصمیم گرفت باید سرزمینی از خودشان داشته باشند. در ۱۳۰۶ مذاکره با فرمانروای ضعیف رودس شروع شد و در ۱۳۰۹ با ترکیبی از دیپلماسی و نیروی نظامی، رودس به دست آنها افتاد. دویست و سیزده سال حکومت دریایی آغاز شد.
رودس را مثل قلعهای در دریا بازسازی کردند. «خیابان شوالیهها» — Odos Ippoton — که امروز یکی از کاملترین خیابانهای قرون وسطایی جهان است در این دوران ساخته شد. ناوگان دریایی قدرتمندی ساختند که راهزنان دریایی مسلمان را تعقیب میکرد. رودس تبدیل به یک دولت دریایی واقعی شد — با مالیات، قوانین، و دیپلماسی مستقل.
در رودس بود که سازمان به اوج ثروت رسید. داراییها در سراسر اروپا پراکنده بودند: مزارع در فرانسه، خانههای تجاری در ایتالیا، بنادر در اسپانیا. این داراییها «کمندری» نامیده میشدند. جامعه رودس هم جالب بود: یونانیان ارتدکس، یهودیان، بازرگانان ایتالیایی، و شوالیههای کاتولیک از هشت ملیت — همه در یک جزیره.
در ۱۴۴۰ و ۱۴۴۴، شوالیهها دو حمله بزرگ عثمانی و مملوک را دفع کردند. این پیروزیها آنها را «سپر مسیحیت» نامید.

شوالیههای سنت جان – محاصره رودس ۱۴۸۰
محمد دوم «فاتح» که در ۱۴۵۳ قسطنطنیه را گرفته بود، رودس را خاری در گلو میدید. در ۱۴۸۰، ۱۰۰ هزار سرباز و ۱۶۰ کشتی فرستاد. استاد اعظم پیر دو اوبوسون با چند هزار مدافع در مقابل ایستاد. محاصره سه ماه طول کشید.
حساسترین لحظه وقتی بود که عثمانیها بخشی از برج سنت نیکلا را منفجر کردند. اوبوسون خودش با زخمهای متعدد و پرچم در دست جلوی مدافعان ایستاد. مدافعان دیدند رهبرشان نمیرود و ماندند. حمله دفع شد.
در اوایل اوت ۱۴۸۰ عثمانیها عقبنشینی کردند. اوبوسون به رم دعوت شد و پاپ او را کاردینال کرد — اولین رهبر نظامی که این افتخار را گرفت. محمد فاتح چند ماه بعد درگذشت — برخی میگویند از خشم این شکست، برخی از بیماری.
شوالیههای سنت جان – عثمانیها در این محاصره بین ۲۰ تا ۳۰ هزار کشته دادند — در برابر قلعهای با چند هزار مدافع.
شوالیههای سنت جان – سقوط رودس ۱۵۲۲
سلیمان قانونی در ۱۵۲۰ به تخت نشست و رودس اولین هدف جدیاش بود. در ۱۵۲۲ با ۲۰۰ هزار سرباز و ۴۰۰ کشتی آمد. استاد اعظم ۶۷ ساله فیلیپ دو ویلیه دو لیلآدام شش ماه مقاومت کرد — بدون کمک از اروپا که غرق جنگهای مذهبی بود.
در دسامبر ۱۵۲۲ لیلآدام با سلیمان مذاکره کرد. سلیمان شرایط جوانمردانهای داد: شوالیهها با سلاح، پرچم، و آثار سازمان بروند. در اول ژانویه ۱۵۲۳ لیلآدام با ۱۸۰ شوالیه و پنج هزار غیرنظامی سوار کشتی شد. سلیمان گفته میشود گفت: «از اینکه این پیرمرد را مجبور کردم خانهاش را ترک کند، خوشم نمیآید.»
چند سال آوارگی در ایتالیا. در نهایت کارل پنجم مالت را پیشنهاد داد — در ازای یک شاهین باز در سال. شوالیهها با تردید پذیرفتند. رودس با بنادر عمیق و دیوارهای محکمش رفته بود. مالت جزیرهای بود با خاک سنگ و کمبود آب. اما انتخاب دیگری نداشتند.
شوالیههای سنت جان – فیلیپ دو ویلیه دو لیلآدام بزرگترین استاد اعظم تاریخ سازمان محسوب میشود — کسی که با باشکوهترین شکست، سازمان را از نابودی نجات داد.

شوالیههای سنت جان – مالت جزیرهای که سرنوشتشان شد
مالت 5900! سال تاریخ داشت — فنیقیها، رومیها، عربها، نورمانها. زبان مالتی اساساً عربی متحولشده است با دستور زبان سامی و کلمات ایتالیایی و لاتین. جمعیت حدود ۱۲ هزار نفر داشت. خاک سنگ، آب کم، تابستان سوزان.
اما دو چیز ارزشمند داشت: موقعیت جغرافیایی فوقالعاده — دقیقاً در مرکز مدیترانه، سر راه همه کشتیها — و بندر طبیعی بینظیر. شوالیهها وقتی اول بار وارد «بندر بزرگ» شدند، فهمیدند که این صخره ارزشی دارد که از بیرون دیده نمیشود.
در ۱۵۵۱، دراغوت (طرغود رئیس) — دریاسالار مشهور عثمانی — به جزیره کوچک گوزو حمله کرد و تمام جمعیتش — حدود پنج هزار نفر — را به اسارت برد. این هشدار تلخی بود. شوالیهها فهمیدند که باید سریعتر قلعه بسازند.
شوالیههای سنت جان – محاصره بزرگ ۱۵۶۵
بهار ۱۵۶۵. سلیمان ۷۱ ساله بهترینهایش را فرستاد: مصطفی پاشا با ۴۸ هزار سرباز، پیاله پاشا با ۱۸۰ کشتی. در مقابل: لاواله ۷۱ ساله — با ۵۰۰ شوالیه و ۸ هزار سرباز. لاواله سابقه عجیبی داشت: در جوانی توسط عثمانیها اسیر شده و یک سال در کشتی گالر کار کرده بود.
سنتالسمو یک ماه در برابر ۱۰۰ هزار توپ روزانه مقاومت کرد. بعد از سقوطش، مصطفی پاشا گفت: «اگر برای این لانه کوچک اینقدر پرداختیم، برای لانه بزرگتر چه باید بپردازیم؟» لاواله: «کسی که میخواهد برود میتواند — من اینجا میمانم تا بمیرم.» هیچکس نرفت.
در ۷ سپتامبر، نیروی کمکی اسپانیایی از سیسیل رسید. عثمانیها که ماهها جنگیده و بیماری داشتند، عقبنشینی کردند. تلفات: ۲۵ تا ۳۵ هزار عثمانی، ۷ هزار مسیحی. والتر میگوید وقتی سکوت آمد، یک زن مسن تنها کسی بود که وارد سنتآنجلو شد و گریه کرد.
شوالیههای سنت جان – پینوشت: ولتر دو قرن بعد نوشت: «هیچ رویدادی در طول تاریخ اینقدر با عظمت نبوده است.»
شوالیههای سنت جان – والتا و دوران طلایی
بلافاصله بعد از محاصره، لاواله دستور داد شهر جدیدی بسازند. معماران برتر اروپا دعوت شدند.
خیابانهای مستقیم و موازی تازگی برای دوران تا باد دریا بوزد. همه ساختمانها از سنگ مالتی زرد. پاپ پیوس پنجم شهر را «La Valletta» نامید. لاواله خودش قبل از پایان ساخت درگذشت و در همان شهری که ساخته بود دفن شد.
کاراواجو در ۱۶۰۷ به مالت گریخت — از حکم اعدام در ایتالیا. استاد اعظم ویگناکورت او را پناه داد و شوالیهاش کرد. در مالت دو شاهکار آفرید: «سر بریدن یوحنای تعمیددهنده» (بزرگترین تابلویش) و «سنت جرم در مراقبه». هر دو هنوز در کاتدرال سنت جان والتا هستند. بعد از دعوا با شوالیه دیگری، فرار کرد — اما آثارش ماند.
قرنهای هفدهم و هجدهم دوران شکوفایی بود. دانشگاه (۱۵۹۲)، بیمارستان پیشرفته، ناوگان قدرتمند. اما قرن هجدهم علائم افول هم داشت: شوالیههای جدید روحیه اجداد را نداشتند. انقلاب فرانسه داراییهای سازمان در فرانسه را مصادره کرد. درآمد کاهش یافت.
شوالیههای سنت جان – والتا در ۱۹۸۰ به ثبت جهانی یونسکو رسید. در ۲۰۱۸ پایتخت فرهنگی اروپا بود.

شوالیههای سنت جان – افسانهها و داستانها
«شاهین مالتی» داشیل هامت (۱۹۳۰) از قرارداد شاهین ۱۵۳۰ الهام گرفت — رمانی که همه دنبال یک مجسمه شاهین طلایی هستند. فیلم ۱۹۴۱ با همفری بوگارت به کلاسیک سینمای نوآر تبدیل شد. واقعیت سادهتر بود — فقط یک شاهین باز — اما ذهن آدمها داستان بزرگتری خواست.
پولس رسول طبق کتاب اعمال رسولان در حدود سال ۶۰ میلادی در مالت کشتیشکسته شد. ماری به دستش آویخت اما نمرد. مردم فکر کردند «خدا»ست. سه ماه ماند و مردم را مسیحی کرد. جالب: تا امروز هیچ ماری زهرآگین بومی در مالت وجود ندارد.
افسانه گنج پنهان شوالیهها: میگویند شب قبل از ورود ناپلئون، طلا و جواهرات سازمان در جایی پنهان شد. ناپلئون هم متوجه کمبود موجودی شد. تونلهای زیرزمینی والتا هنوز بخشی کشفنشده دارند. هیچ گنجی رسماً اعلام نشده — که خودش میتواند معنادار باشد.
شوالیههای سنت جان – در گوزو معبد Ggantija یافته شده که ۳۶۰۰ سال قبل از میلاد است — قدیمیتر از اهرام مصر.
شوالیههای سنت جان – اسرار و رازها
در ۱۳۱۲ وقتی نظام تمپلار منحل شد، اموالشان به بیمارستانیها منتقل شد. اعضای پایینی تمپلار هم اغلب به سازمان پیوستند. آیا چیزی بیشتر از اموال منتقل شد؟ «دانش پنهان» تمپلار — هر چه که بود — گاهی در این زمینه مطرح میشود. مورخان جدی رد میکنند، اما سوال هنوز هست.
سقوط ۱۷۹۸ هنوز معما دارد. چرا قلعهای که صدهزار نفر را رد کرده بود، در دو روز تسلیم شد؟ نامههایی پیدا شده که از تماس برخی شوالیههای فرانسوی با پاریس خبر میدهد. هومپش، استاد اعظم، تا مرگش انکار کرد. تحقیق رسمی به «بیکفایتی و از دست دادن روحیه» رسید — توضیحی که قانعکننده نیست.
نظام ملی مالت امروز با ۱۱۰ کشور روابط دیپلماتیک دارد، گذرنامه صادر میکند، مصونیت دیپلماتیک دارد — اما هیچ سرزمینی ندارد. حقوقدانان بینالملل هنوز درباره ماهیتش اختلاف دارند. شاید عجیبترین «دولت» تاریخ باشد.

شوالیههای سنت جان – ناپلئون ، شش روزی که ۲۶۸ سال را پایان داد
قرن هجدهم دوران افول بود. انقلاب فرانسه داراییهای سازمان را مصادره کرد. شوالیههای فرانسوی دودسته شدند. هومپش، استاد اعظم جدید، اقتدار نداشت. ژوئن ۱۷۹۸: ناپلئون ۲۸ ساله با ۴۰۰ کشتی و ۵۴ هزار سرباز در راه مصر بود. «آبگیری» خواست. دو روز بعد قرارداد تسلیم امضا شد.
ناپلئون شش روز در مالت ماند. اموال کلیساها مصادره شد. بردگی لغو شد. مدارس تأسیس شدند. اما مصادره آثار مذهبی کلیسای کارمل جرقه شورش بود. در دو ماه مالتیها کنترل جزیره را گرفتند. فرانسویها پشت دیوارهای والتا محاصره شدند.
دو سال محاصره دریایی بریتانیایی. در سپتامبر ۱۸۰۰ فرانسویها تسلیم شدند. مالتیها که انتظار استقلال داشتند ناامید شدند — بریتانیاییها جایشان را گرفتند.
ناپلئون بعدها گفت: «از دست دادن مالت از دست دادن یک ارتش بود.»
شوالیههای سنت جان – بریتانیا، جنگ جهانی دوم، استقلال
معاهده پاریس ۱۸۱۴ مالت را مستعمره بریتانیا کرد. بندر والتا پایگاه اصلی ناوگان مدیترانهای بریتانیا شد. یک نسل مالتی تحصیلکرده انگلیسیزبان پرورش یافت. هویتی عجیب شکل گرفت — ریشه مدیترانهای، فرهنگ بریتانیایی.
دهم ژوئن ۱۹۴۰. موسولینی اعلام جنگ کرد. مالت وارد تاریکترین دورانش شد — بیشترین بمباران سرانه هر نقطهای در جنگ جهانی دوم. سه هواپیمای گلادیاتور قدیمی — «ایمان»، «امید»، «خیریه» — تمام نیروی هوایی مالت بودند. مردم در تونلهای صخرهای زندگی کردند.
آوریل ۱۹۴۲: پادشاه جرج ششم «نشان جرج» را به جزیره مالت — نه یک فرد، به کل جزیره — اعطا کرد. اولین بار در تاریخ. عملیات پدستال اوت ۱۹۴۲ آخرین شانس تدارکاتی بود — ۵ کشتی از ۱۴ رسیدند. نفتکش «اهمالاوهالم» با بدن سوراخسوراخ خودش را کشانکشان به بندر رساند.
۲۱ سپتامبر ۱۹۶۴: استقلال. ۱۳ دسامبر ۱۹۷۴: جمهوری. ۲۰۰۴: عضو اتحادیه اروپا. ۲۰۰۸: یورو. کشوری با نیم میلیون نفر که کوچکترین عضو اتحادیه اروپاست — با سرانه درآمد بالاتر از میانگین اروپایی.
نظام ملی مالت امروز در ۱۲۰ کشور فعال است. ۱۳٬۵۰۰ شوالیه، ۸۰ هزار داوطلب. همان صلیب سفید بر زمینه قرمز که در اورشلیم قرن یازدهم بود، امروز روی آمبولانسهای سازمان در سوریه، یمن، و آفریقا دیده میشود.
والتا در ۲۰۱۸ پایتخت فرهنگی اروپا بود. تاریخ مالت ادامه دارد.
منابع و مآخذ مقاله شوالیههای سنت جان:
کتابهای تخصصی
Jonathan Riley-Smith — The Hospitallers: A History of the Order of St. John (1999)
Henry J.A. Sire — The Knights of Malta (1994)
Desmond Seward — The Monks of War (1972)
Brian Blouet — The Story of Malta (1967)
Anthony Luttrell — The Hospitallers in Cyprus, Rhodes, Greece and the West (1978)
Roderick Cavaliero — The Last of the Crusaders (1960)
مقالات
britannica.com — Knights Hospitaller
orderofmalta.int — آرشیو رسمی سازمان
heritagemalta.org — میراث فرهنگی مالت
wikipedia.org — Knights Hospitaller
wikipedia.org — Great Siege of Malta 1565
wikipedia.org — History of Malta
visitmalta.com — History
ancient.eu — Knights Hospitaller
برای پژوهش عمیقتر، آرشیو رسمی «نظام ملی مالت» در رم و کتابخانه ملی مالت دو منبع اولیه ارزشمند هستند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟