سید مهدی بلیغ یکی از خلافکاران و کلاهبرداران خبره ایران در دوران پهلوی و اوایل انقلاب بود. از جمله کلاهبرداری ها و اقدامات او میتوان به فروش کاخ دادگستری تهران، دور زدن تعرفههای گمرک، قتل، فرار از زندان و جابجایی و فروش مواد مخدر اشاره کرد.
مهدی بلیغ از فقر تا زندان
مهدی بلیغ در شهریار و در خانوادهای فقیر و تنگدست به دنیا آمد. به دلیل شرایط مالی بد مدرسه را رها کرد و به خلافکاری کشیده شد و حرفهٔ جدید خود را با تخممرغ دزدی آغاز کرد. مهدی بلیغ با وجود اینکه سواد چندانی نداشت از هوش و تبحر بسیاری برخوردار بود و توانایی زیادی در فریبکاری و کلاهبرداری داشت.
مهدی بلیغ بیشتر فعالیت های خود را در دهه ۳۰ و ۴۰ انجام داد. “شاهبیت” کار های او فروش کاخ دادگستری تهران در خیابان خیام بود. ماجرا از این قرار بود که مهدی بلیغ دو تاجر خارجی مقابل سفارت انگلیس که قصد خرید یک هتل را داشتند میبیند و به آنها پیشنهاد خرید یک ساختمان بزرگ و زیبا به قیمت مناسب را میدهد.مدتی بعد مهدی بلیغ به کاخ دادگستری رفت و با دادن رشوه به اتاقدار وزیر دادگستری دفتر کار وزیر را برای یک ساعت اجاره کرد و خود را به جای وزیر و مالک ساختمان جا زد و توانست ساختمان را به قیمت پانصد هزار تومان به آنها بفروشد. بلیغ همان روز معامله به مصر فرار کرد.
مهدی بلیغ قانون را به خوبی مطالعه میکرد و بر آن مسلط بود. او با استفاده از نقاط کور و مبهم قانون دست به کار هایی میزد که حتی از لحاظ قانونی هم نمیتوانستند آن را محکوم کنند. به عنوان مثال در مقررات گمرکی آمده بود که از هر جفت کفش وارداتی فلان مبلغ حق گمرک دریافت میشود. او با این منطق که لنگه کفش حق گمرک و سود بازرگانی ندارد به ایتالیا رفت و هزاران جفت کفش خرید و سپس لنگ پای راست آنها را از مرزبانی و لنگ پای چپ آنها را از مرز خرمشهر وارد کرد و فروخت.
به سبب این خلافکاری های زیرکانه و بیخشونت و نسبتا اخلاقی مهدی بلیغ بود که محمد بلوری، خبرنگار روزنامه کیهان، برای اولینبار به وی لقب آرسن لوپن ایران را داد. آرسن لوپن یک شخصیت داستانی و یک خلافکار زیرک و شرافتمند در ادبیات فرانسه است که به نام دزد شریف نیز شناخته میشود.
مهدی بلیغ بعد ها حوزه فعالیت خود را گسترش داد و به سرقت باندی به همراه دو تن از دوستانش به نام های مهدی نظری و هوشنگ مجتبایی روی آورد. این گروه سه نفره با هم پیمان بستند که در صورت دستگیری هر یک آنها مابقی افراد به کمک او بیایند بعد از آن طولی نکشید که مهدی بلیغ گرفتار زندان شد اما نه تنها خبری از کمک همدستانش نبود بلکه یکی از آنها دل همسرش را هم ربوده! مهدی بلیغ پس از آزادی قصد انتقام از همدستانش را داشت.
هوشنگ از ایران خارج شده بود بنابراین نامهای به مهدی نوشت و به او پیشنهاد سرقت از بانک ملی را داد. او نیز پذیرفت و قرار شد که در خانهای درباره جزئیات نقشه ملاقات کنند. هنگامی که مهدی نظری به خانه رسید بلیغ او را در زیرزمین خانه کشت و پس از آن به جرم قتل عمد دستگیر شد. با اقتباس از این ماجرا فیلمی به نام “خائنکشی” از مسعود کیمیایی نیز ساخته شده است.
️
فرار های شگفت انگیز مهدی بلیغ از زندان
روزی که قرار بود مهدی بلیغ به خاطر قتل محاکمه شود، در حالی که با دستبند به دادگاه منتقل شده بود، ناگهان از مأمور خواست تا به دستشویی برود. چند دقیقه بعد، بلیغ از پنجره طبقه سوم خودش را به بیرون پرت کرد و پا به فرار گذاشت. او به عراق گریخت و حتی ازدواج کرد. اما مأموران ایرانی با همکاری پلیس بینالملل او را پیدا و دستگیر کردند. در مسیر بازگرداندن به ایران، وقتی قایق حامل بلیغ روی آب بود، او از فرصت استفاده کرد و خودش را به آب انداخت و باری دیگر فرار کرد.
پس از آن مهدی بلیغ به لبنان فرار کرد و مدتی بعد در همانجا شناسایی و توسط پلیس بینالملل دستگیر شد. متاسفانه یا خوشبختانه این بار راهی برای فرار پیدا نکرد و به زندان فرستاده شد. او حتی در زندان هم دست از کلاهبرداری برنمیداشت و توانست با فریبکاری تلویزیون زندان را هم به قیمت صد تومان به یکی از زندانیان بفروشد.

️
مرگ و اعدام مهدی بلیغ
بلیغ پس از انقلاب از زندان آزاد شد و دوباره خلافکاری را از سر گرفت. او این بار به سراغ خرید و فروش مواد مخدر رفت تا اینکه باری دیگر دستگیر شد. او در محاکمه خود گفت: شما نمیتوانید من را اعدام کنید چون در آخرین لحظات هم که باشد فرار خواهم کرد!
اما او در اشتباه بود. او در ۲۵ فروردین ۱۳۶۰ به همراه شش تن دیگر از قاچاقچیان مواد به حکم صادق خلخالی در ملا عام اعدام شدند.

منابع
روزنامهٔ اطلاعات و روزنامهٔ کیهان ۲۵ فروردین ۱۳۶۰
مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۰۱۶۲
بی بی سی فارسی، مهدی بلیغ؛ مرد هزار چهره تاریخ کلاهبرداری ایران
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟