cup of history

چین و سه پادشاهی / فروپاشی هان (Three Kingdoms) 

چین و سه پادشاهی / فروپاشی هان (Three Kingdoms) 

چین و سه پادشاهی یا هفت پادشاهی ، یا دوره جنگ سالاران چین، نام دوره ای در چین است که به کشتار های خونین ، قدرت خواهی بی حد و حصر و فرماندهان نظامی قدرتمند در کشور چین معروف‌ است . این دوره که بعضی از ۱۸۴ میلادی تا ۲۶۰…

- اندازه متن +

چین و سه پادشاهی یا هفت پادشاهی ، یا دوره جنگ سالاران چین، نام دوره ای در چین است که به کشتار های خونین ، قدرت خواهی بی حد و حصر و فرماندهان نظامی قدرتمند در کشور چین معروف‌ است . این دوره که بعضی از ۱۸۴ میلادی تا ۲۶۰ میلادی و بعدی از ۲۱۰ میلادی از نام میبرند ، یکی از خونین ترین دوره های تاریخ چین است. در ایران اکثر مردم با رمان سه برادر یا انیمیشن و فیلم های این سری رمان با این دوره وین اشنا هستند . در این پست پا رو از افسانه و داستان ها فراتر گزاشتیم و به بررسی اتفاقات حقیقی دوران سه پادشاهی در چین پرداخته ایم.

خلاصه‌ای دربارهٔ امپراتوری هان

امپراتوری هان در تاریخ چین (۲۰۶ پ.م – ۲۲۰ م) یکی از قدرتمندترین و طولانی‌ترین دودمان‌های تاریخ چین بود؛ دوره‌ای که در آن اقتصاد شکوفا شد، جمعیت افزایش یافت و فرهنگ چینی به بلوغ رسید.

اما در اواخر دوران هان شرقی، ساختار سیاسی به‌شدت فرسوده شد و امپراتوری که زمانی یکپارچه و نیرومند بود، به‌تدریج وارد چرخه‌ای از ضعف، فساد و شورش‌های گسترده گردید. در این زمان از نظر بزرگان و مردم Mandate سرزمینه بهشت یعنی چین کم کم داشت از امپراتوره هان صلب میشد. این اتفاقی است که در هر دوره ناکفایتی حکومت در تاریخ چین تکرار میشود.

در تاریخ چین تا قبل از زمان امپراتوری چینگ (Qing) (تقریبا هم دوره با قاجار در ایران) ساختار حکومتی به این شکل بود که تمام اقوام و ادیان و افراد و پادشاهان منطقه ای زیر نظر یک امپراتور که به هگمونس چین در جامعه غرب شناخته میشود ، کنترل میشدند . این امپراتور و خاندانش دارای نمایندگی از سمت خدایان بودند و درواقع جایگاه بسیار مقدسی داشتند ، تا زمانی که از انها گرفته شود. اتفاقی که بارها و بارها در تاریخ چین افتاد. نمونه آنکه هنگامی که در امپراتوری ای سیل ها زیاد میشد ، زمین لرزه ها فراوان میشد و بیماری و فقر گریبان مردم را میگرفت ، مردم و درباریان میگفتند قدرت الهی و نمایندگی امپراتور از او صلب شده . به این ساختار mandate of heaven گفته میشد.

کشور‌ چین از زمان دودمان های اولیه ژو و شانگ تا به دودمان چین ، تانگ ، هان و جین ، همگی و همگی ، چنین ساختاری داشته و به همین علت کشور‌چین پر‌ از جنگ های داخلی خونین است . تاریخی که داعما در حال تکرار خود است و تاریخ چین را به یکی از خونین ترین تاریخ های دنیا برای مطالعه تبدیل کرده. جنگ های داخلی چین به قدری خونین است که با مطالعه آنها ، باقی جنگ ها مثل یک دعوای خیابانی نمود میکند.

ضعف مرکز و امپراتوران ناتوان

در دهه‌های پایانی هان، امپراتوران خردسال و ضعیف مانند امپراتور لینگ عملاً قدرتی نداشتند و ادارهٔ کشور به دست گروه‌های پشت‌پرده افتاد.

خواجگان درباری – به‌ویژه گروه berbad مشهور به ده تنگان – کنترل کامل دربار را به دست گرفتند. 
فساد، رشوه‌خواری، فروش مناصب دولتی و حذف مخالفان، پایه‌های حکومت مرکزی را از درون پوسانده بود. این سیستم خواجه سالاری در چین سالها بعد و قبل از امپراتوری‌ هان وجود داشته است . اصولا در چین خواجگان قدرت بسیار زیادی داشتند.
به شکلی که خانواده ها پسران خود را در هنگام تولد عقیم میکردند و تلاش میکردند به نوعی انها را وارد دربار کنند تا شاید به جایگاه و مقامی برسد . البته اکثریت این پسران نهایت به رفت و روب استبل میرسیدند.

این ضعف مرکز باعث شد فرمانداران محلی و اشراف منطقه‌ای استقلال بیشتری پیدا کنند و اقتدار امپراتور به‌طور چشمگیری کاهش یابد.

فشار بر دهقانان و گسترش فقر

دهقانان که ستون اصلی اقتصاد کشاورزی چین بودند، زیر بار مالیات‌های سنگین، بهره‌های ظالمانه و سوءاستفادهٔ مأموران محلی خرد می‌شدند.

خشکسالی‌ها، قحطی‌ها و بی‌توجهی دولت مرکزی، وضعیت را بدتر کرد و میلیون‌ها نفر را به مرز نابودی کشاند.

این نارضایتی عمومی زمینهٔ انفجار اجتماعی را فراهم کرد.

شورش‌های مردمی – دستار زردها

در سال ۱۸۴ میلادی، جنبش عظیم دستار زردها به رهبری ژانگ جیا‌ئو آغاز شد؛ جنبشی مذهبی–اجتماعی با ایدئولوژی «راه بزرگ صلح» که وعدهٔ پایان ظلم و آغاز عصر جدید را می‌داد.

این شورش در سراسر شمال و مرکز چین گسترش یافت و امپراتوری را به لرزه انداخت. 
دستار زردها با وجود شکست نظامی، ساختار سیاسی هان را چنان تضعیف کردند که دیگر هرگز به حالت قبل بازنگشت.

پس از این شورش، چین عملاً وارد دورهٔ بی‌ثباتی دائمی شد.

نظامی‌گری جایگزین حکومت

برای سرکوب شورش‌ها، دربار مجبور شد اختیارات گسترده‌ای به فرمانداران و جنگ‌سالاران بدهد؛ کسانی مانند لیو یان که ارتش‌های شخصی و وفادار داشتند.

این واگذاری قدرت، آخرین میخ بر تابوت اقتدار امپراتور بود. 
جنگ‌سالاران به‌تدریج مستقل شدند، مالیات‌ها را خود جمع کردند، ارتش‌های بزرگ ساختند و عملاً حکومت‌های منطقه‌ای تشکیل دادند.

در پایان، چین به مجموعه‌ای از قدرت‌های محلی تبدیل شد که هرکدام برای بقا و گسترش قلمرو خود می‌جنگیدند؛ وضعیتی که زمینه‌ساز ظهور سه پادشاهی شد.

سه پادشاهی

شروع درگیری 
از قتل‌های درباری تا ظهور جنگ‌سالاران


به قدرت رسیدن هه جین

پس از شدت گرفتن نفوذ خواجگان، هه جین – برادر امپراتریس هه – به عنوان فرماندهٔ کل ارتش و قدرتمندترین مقام غیرسلطنتی وارد صحنه شد.

هه جین که از فساد خواجگان به ستوه آمده بود، تصمیم گرفت با اتکا به قدرت نظامی، دربار را پاکسازی کند و کنترل واقعی حکومت را به دست بگیرد.

اتحاد هه جین و یوان شائو برای حذف خواجگان

هه جین برای اجرای نقشهٔ خود با یوان شائو – یکی از اشراف بانفوذ و سیاست‌مداران جاه‌طلب – متحد شد. 
هدف آن‌ها روشن بود: ریشه‌کن کردن خواجگان و پایان دادن به سلطهٔ پشت‌پردهٔ آنان. برای آنکه فشار را حتی بیشتر کنند ، از دونگ ژاعو یکی از جنگ سالاران شمالی خواستند تا با ارتش خود پایتخت را محاصره کند.

اما خواجگان که از این نقشه باخبر شدند، پیش‌دستی کردند؛ هه جین را به دام کشاندند و او را در کاخ به قتل رساندند. 
این قتل، جرقهٔ انفجاری بود که چین را وارد جنگ‌های طولانی کرد. یوان شائو پس از قتل هه جین بهانه ای بدست اورد و دستور قتل تمام خواجگان را داد.

ورود دونگ ژائو و تصاحب قدرت

پس از قتل هه جین، پایتخت در آشوب فرو رفت. در این زمان، ژنرال قدرتمند غربی، دونگ ژائو، با ارتش خود وارد لوئویانگ شد.

دونگ ژائو فردی بی‌رحم، خشن، فاسد و تشنهٔ قدرت بود؛ کسی که از هر فرصتی برای گسترش نفوذ خود استفاده می‌کرد.

او با تهدید و زور، امپراتور خردسال را کنار زد و برادرش ،امپراتور شیان را به عنوان عروسکی در دست خود بر تخت نشاند. 
از این لحظه، چین عملاً زیر سلطهٔ یک دیکتاتور نظامی قرار گرفت.

حکومت دونگ ژائو و آغاز مخالفت‌ها

دونگ ژائو با اعمال خشونت، مصادرهٔ اموال، اعدام مخالفان و بی‌احترامی به خاندان سلطنتی، نفرت عمومی را برانگیخت.

جنگ‌سالاران سراسر چین – از شمال تا جنوب – او را تهدیدی برای کشور می‌دانستند و تصمیم گرفتند علیه او متحد شوند.

این اتحاد بزرگ، نخستین کوالیشن جنگ‌سالاران در تاریخ سه پادشاهی بود به رهبری یوان شاعو.

معرفی لو بو و جنگ‌سالاران اصلی اتحاد

در این دوره، چهره‌ای وارد صحنه شد که بعدها به یکی از مشهورترین جنگجویان تاریخ چین تبدیل شد: لو بو. 
او جنگجویی بی‌رقیب، اما شخصیتی بی‌ثبات و خیانت‌کار بود که تحت فرمان دونگ ژائو خدمت می‌کرد.

در سوی مقابل، اتحاد ضد دونگ ژائو به رهبری یوان شائو شکل گرفت. 
جنگ‌سالاران مهم این اتحاد شامل: 

  • یوان شائو (رهبر اتحاد) 
  • یوان شو  (برادر ناتنی شائو)
  • تائو تائو 
  • سون جیان 
  • گونگ‌سون زان 
  • لیو بی (در آن زمان هنوز قدرت‌مند نبود اما حضور داشت)

این اتحاد، نخستین جبههٔ بزرگ علیه دیکتاتوری دونگ ژائو بود.

شروع نبرد کوالیشن و پیروزی سون جیان

اتحاد جنگ‌سالاران به‌سرعت به سمت پایتخت حرکت کرد و نبردهای متعددی آغاز شد. 
در میان این نبردها، سون جیان – پدر سون‌چوان و بنیان‌گذار خاندان وو – درخشید. وی همچنین پدره سون رن معروف نیست هست ، جنگجو و فرمانده زن مشهور چینی.

سون جیان در یکی از نخستین درگیری‌ها، ارتش دونگ ژائو را شکست داد و پیروزی مهمی برای اتحاد رقم زد. 
این پیروزی روحیهٔ جنگ‌سالاران را بالا برد و نشان داد که دونگ ژائو شکست‌ناپذیر نیست. اما میان خود جنگ سالاران اتفاقاتی افتاد .

تصویر : برگرفته از بازی از سری توتال وار به نام همین دوره یعنی سه پادشاهی . شخصیت سمت راست سوار بر اسب دونگ ژاعو و شخصیت با سربند قرمز لو بو است.

لو بو - ژوانگ داعو - تاریخ چین

شروع جنگ‌های جنگ‌سالاران و قطعه‌قطعه شدن چین 

نفاق میان جنگ‌سالاران متحد و عقب‌نشینی نیروها

پس از تشکیل اتحاد علیه دونگ ژائو، اختلافات داخلی میان جنگ‌سالاران فوراً آشکار شد. جاه‌طلبی‌های شخصی، رقابت‌های خانوادگی و بی‌اعتمادی عمیق، اتحاد را از درون متلاشی کرد.

یوان شائو و یوان شو با یکدیگر درگیر شدند، تائو تائو اهداف مستقل خود را دنبال کرد و بسیاری از فرماندهان بدون هماهنگی عقب نشستند. اتحاد عملاً پیش از پیروزی کامل فروپاشید.

وانگ یون، دخترش و خیانت لو بو به دونگ ژائو

در این زمان، وانگ یون – یکی از مقامات ارشد دربار – نقشه‌ای برای حذف دونگ ژائو طراحی کرد. او از زیبایی دخترخوانده‌اش دیاوچان برای ایجاد شکاف میان دونگ ژائو و لو بو استفاده کرد. وی ابتدا لوبو را پیش خود خواند و قول عروسی با دختر زیبایش را به او داد . سپس همین کار را دونگ ژاعو کرد ، اما دونگ ژاعو که صبر‌ نداشت و مبهوت زیبایی دیاوچان شده بود اسرار داشت سریع تر اورا عقد کند.

لو بو که هم از رفتار تحقیرآمیز دونگ ژائو خسته شده بود و هم شیفتهٔ دیاوچان، سرانجام به ارباب خود خیانت کرد و او را در کاخ به قتل رساند و جنازه اش را در خیابان های شهر سوزاند.
در داستان های محلی میگویند دونگ ژاعو آنقدر‌ چاق‌ بود و چربی داشت که چندین روز جسدش به سوختن ادامه داد.
با مرگ دونگ ژائو، پایتخت برای مدتی کوتاه آرام شد، اما جنگ داخلی تازه آغاز شده بود.

ضعف قدرت مرکزی و آغاز جنگ داخلی

با حذف دونگ ژائو، هیچ نیرویی برای کنترل کشور باقی نمانده بود. امپراتور شیان تنها یک نماد بود و هیچ قدرت واقعی نداشت.

جنگ‌سالاران در سراسر چین قلمروهای مستقل تشکیل دادند و برای گسترش نفوذ خود وارد جنگ‌های پی‌درپی شدند. 
چین رسماً وارد دورهٔ «جنگ‌های جنگ‌سالاران» شد. به این دوره ۷ پادشاهی نیز میگویند .

معرفی جنگ‌سالاران اصلی و اتحادهای اولیه

در این مرحله، چند قدرت مهم در چین شکل گرفتند: 

  • تائو تائو در شمال مرکزی 
  • یوان شائو در شمال 
  • یوان شو در مرکز 
  • سون سه پسره سون جیان در جنوب شرقی 
  • لیو بی در مناطق سیار و بی‌ثبات 
  • لو بو که مدام میان فرماندهان مختلف جابه‌جا می‌شد

البته بجز این موارد بسیار قدرت های دیگر نیز در چین حضور داشتند که نام بردن از همه انان دشوار است.

هرکدام از این جنگ‌سالاران اتحادهای موقت تشکیل می‌دادند، اما این اتحادها معمولاً کوتاه‌مدت و شکننده بودند.

اتفاقات مهم (خلاصه و فشرده)


اتفاقات این دوره و نبرد ها بسیار تو در تو و پیچیده است، من سعی کردم در یک ساختار خلاصه و قابل فهم آنها را شرح دهم ، امیدوارم قابل فهم و مفید باشد ، اما این دوره در کل به شدت پیچیده است.

مرگ سون جیان و قدرت‌گیری سون سه:
سون جیان در یکی از نبردها کشته شد. پسرش سون سه با سرعت، نیروهای پدر را متحد کرد و پایه‌های قدرت خاندان سون را در جنوب بنا نهاد.

تصاحب قدرت شورشیان زرد توسط تائو تائو:
تائو تائو بقایای شورشیان زرد را جذب ارتش خود کرد و از آن‌ها نیرویی منظم ساخت؛ این کار قدرت نظامی او را چند برابر کرد.

پیروزی تائو تائو بر یوان شو:
یوان شو که خود را امپراتور اعلام کرده بود، با شکست سنگین از تائو تائو سقوط کرد و نفوذش از بین رفت.

فتح زمین‌های جنوب توسط سون سه:
سون سه با حملات برق‌آسا، بخش‌های وسیعی از جنوب شرقی چین را فتح کرد و قلمرویی مستقل برای خود ایجاد نمود.

قتل خانوادهٔ تائو تائو و حملهٔ او برای انتقام:
خانوادهٔ تائو تائو توسط یک خاندان محلی کشته شدند. تائو تائو با خشم شدید به آن منطقه حمله کرد و آن‌ها را نابود کرد. در این حمله شهر هارا اتش زد ، مردم از کودک و پیر را کشت و روستا هارا غارت کرد.

ورود لیو بی به صحنه:
لیو بی که هنوز قدرت زیادی نداشت، با گروه کوچکی از یاران وفادار وارد رقابت جنگ‌سالاران شد و به‌تدریج جایگاه خود را ساخت.

شورش لو بو و شکست او از تائو تائو:
لو بو علیه تائو تائو شورش کرد اما شکست خورد و به قلمرو لیو بی گریخت.

شورش لو بو علیه لیو بی و فرار لیو بی:
لو بو که به هیچ‌کس وفادار نبود، این بار علیه لیو بی شورش کرد و او را مجبور به فرار نمود.

اتحاد لیو بی با تائو تائو و شکست لو بو:
لیو بی برای بقا با تائو تائو متحد شد. این اتحاد موقت باعث شد لو بو در محاصرهٔ شیاپی شکست بخورد.

پیشنهاد لو بو برای پیوستن به تائو تائو و اعدام او:
لو بو در لحظات آخر پیشنهاد داد که به تائو تائو خدمت کند، اما مشاور تائو – شون یو – هشدار داد که «کسی که به اربابش خیانت می‌کند، دوباره خیانت خواهد کرد». 
لو بو اعدام شد و یکی از خطرناک‌ترین جنگجویان چین از صحنه حذف گردید.

تصویر : تقسیمات چین در ۱۹۷ . دقت شود پادشاه zhong همان یوان شو ، برادر ناتنی یوان شاعو است که خود را امپراتور خوانده و پادشاهی ژونگ را بنا کرده است.

جنگ سالاران تاریخ چین

شکل‌گیری اولیهٔ سه پادشاهی 

متقاعد کردن امپراتور برای انتقال به قلمرو کائو کائو

پس از آشفتگی‌های پایتخت، تائو تائو با مهارت سیاسی خود امپراتور شیان را متقاعد کرد که برای امنیت بیشتر به شوشانگ – قلمرو تحت کنترل او – منتقل شود.

با این حرکت، تائو تائو عملاً امپراتور را در اختیار گرفت و قدرت مرکزی را به‌طور کامل کنترل کرد. 
از این لحظه، او نه‌تنها یک جنگ‌سالار، بلکه «فرمانروای واقعی چین» شد.

امپراتور خواندن یوان شو و مرگ او

یوان شو که جاه‌طلبی‌اش حد و مرز نداشت، خود را امپراتور اعلام کرد؛ اقدامی که از نظر سیاسی و فرهنگی یک فاجعه بود و همهٔ جنگ‌سالاران را علیه او متحد کرد.

او پس از شکست‌های پی‌درپی، از گرسنگی و بیماری درگذشت و قلمرو و خاندانش فروپاشید. 
این مرگ، یکی از رقبای مهم تائو تائو و یوان شائو را از صحنه حذف کرد.

مرگ سون سه و قدرت گرفتن سون چوان

سون سه که جنوب شرقی چین را با سرعتی حیرت‌انگیز فتح کرده بود، در اوج قدرت ترور شد و درگذشت.

برادر کوچک‌ترش، سون چوان، با وجود سن کم، رهبری خاندان سون را برعهده گرفت و به‌تدریج به یکی از سه قدرت اصلی چین تبدیل شد.

حملهٔ لیو بی به تائو تائو و شکست او

لیو بی که از قدرت‌گیری تائو تائو نگران بود، علیه او شورش کرد اما شکست خورد و مجبور شد به قلمرو لیو بیائو در جنوب پناه ببرد.

این شکست، لیو بی را از یک فرماندهٔ سرگردان به یک پناهندهٔ سیاسی تبدیل کرد، اما همین پناهندگی بعدها مسیر او را به سوی قدرت هموار کرد.

شکست گونگ‌سون زان توسط یوان شائو

در شمال، یوان شائو با ارتشی عظیم به گونگ‌سون زان حمله کرد و او را شکست داد.

با این پیروزی، یوان شائو کنترل کامل شمال چین را به دست گرفت و به بزرگ‌ترین رقیب تائو تائو تبدیل شد.

حملهٔ یوان شائو به تائو تائو

پس از تثبیت قدرت در شمال، یوان شائو با ارتشی بسیار بزرگ‌تر از تائو تائو، به جنوب حمله کرد تا حکومت مرکزی را تصاحب کند.

این حمله زمینه‌ساز نبرد سرنوشت‌ساز گوآن‌دو شد؛ نبردی که آیندهٔ چین را تعیین کرد.‌ بوان شائو شکست خورد و تائو قدرتی بی حد و مرز بدست آورد.

حملهٔ تائو تائو به لیو بیائو و نقش لیو بی

تائو تائو برای تثبیت جنوب، به قلمرو لیو بیائو حمله کرد. لیو بی که در آن زمان تحت حمایت لیو بیائو بود، برای دفاع از او جنگید.

پس از مرگ لیو بیائو، پسرش لیو چی بدون مقاومت تسلیم تائو تائو شد. 
در این خلأ قدرت، لیو بی توانست نیروهای وفادار را گرد آورد و پایه‌های قدرت مستقل خود را بنا کند.

اتحاد سون چوان و لیو بی علیه تائو تائو

با پیشروی سریع تائو تائو به جنوب، سون چوان و لیو بی دریافتند که تنها راه بقا، اتحاد است.

این اتحاد تاریخی، زمینه‌ساز نبرد بزرگ صخره‌های سرخ شد؛ نبردی که معروف ترین نبرد تاریخ چین است.

تصویر : قلمرو سه پادشاهی در چین . زمین های مشکی در دست باقی جنگ سالاران است ، هرچند تمام این زمین ها در سالهای بعد توسط این سه پادشاهی اصلی فتح شد و کشور‌رسما به تنها سه پادشاهی تقسیم شد.
شمال تائو ، جنوب غرب لیو بی و جنوب شرق سون چیان.

سه پادشاهی و تاریخ چین

نبرد صخره‌های سرخ و پایان سه پادشاهی 

نبرد صخره‌های سرخ و مساوی شدن نتیجهٔ نبرد

تائو تائو با ارتشی عظیم – که ادعا می‌کرد ۸۰۰ هزار نفر است اما مورخان عدد ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار را درست تر میدانند – به جنوب حمله کرد تا چین را یکپارچه کند. 
در مقابل، سون چوان و لیو بی با وجود اختلافات، متحد شدند. ارتش آنها روی‌هم رفته به ۵۰ هزار نفر میرسید.

نبرد صخره‌های سرخ در سال ۲۰۸ میلادی رخ داد؛ نبردی دریایی که نتیجهٔ آن نه پیروزی کامل جنوب بود و نه نابودی کامل شمال، اما پیشروی تائو تائو را متوقف کرد و موازنهٔ قدرت را تغییر داد. این نبرد به دلیل خسته بودن سربازان تائو بابت سفر طولانی با تساوی و عقب نشینی دو طرف به پایان رسید.

نقشهٔ هوانگ گای و شکست تائو تائو

ژنرال کهنه‌کار هوانگ گای نقشهٔ «تسلیم ساختگی» را اجرا کرد. او وانمود کرد که از سون چوان ناراضی است و می‌خواهد به تائو تائو بپیوندد.

وقتی کشتی‌های او به ناوگان تائو نزدیک شدند، ناگهان کشتی‌های آتش‌زا را رها کردند و تمام ناوگان شمال را در آتش غرق کردند. 
تائو تائو مجبور شد عقب‌نشینی کند و رؤیای فتح جنوب برای همیشه از بین رفت. این نبرد یعنی نبرد صخره های سرخ ، در تاریخ چین ، مهم ترین و تاثیر گزار ترین نبرد محسوب میشود . امروزه نیز این نبرد حماسی ترین در تاریخ چین محسوب میشود و دوره سه پادشاهی با این نبرد و داستان های جذابش تاثیرات زیادی روی جامعه و فرهنگ چین امروزی دارند . طوری که رمان افسانه سه پادشاهی که در 10 قرن بعد نوشته شد در تمام دنیا به شدت معروف شد.

تصویر :‌محل‌رخ دادن نبرد صخره های سرخ در رود یانگتسه که تائو مجبور‌به عبور از آن بود تا به جنوب وارد شود.

صخره های سرخ - سه پادشاهی

موقعیت طلایی برای سون چوان و لیو بی در جنوب

پس از شکست تائو، جنوب چین در خلأ قدرت فرو رفت. 
سون چوان در شرق و لیو بی در غرب فرصت یافتند تا قلمروهای جدیدی را تصرف کنند و کشور را وارد دوره رسمی سه پادشاهی کنند.

این دوره، آغاز شکل‌گیری دو پادشاهی وو و شو بود که در کنار پادشاهی وی (تحت رهبری تائو نائو) سه قطب اصلی چین شدند و دوره ای با سه پادشاهی را به وجود بیاورند که به دوران سه پادشاهی یا سه امپراتوری در تاریخ چین مشهور شد .

شکست تائو تائو از لیو بی و از دست دادن یکی از زمین‌ها

لیو بی که با کمک ژوگه لیانگ و ژنرال‌هایش قدرت گرفته بود، به یکی از مناطق جنوبی حمله کرد و آن را از دست تائو تائو خارج ساخت.

این پیروزی جایگاه لیو بی را تثبیت کرد و او را از یک فرماندهٔ آواره به یک پادشاه بالقوه تبدیل نمود. بعد از ان جنگ های زیادی بین سه پادشاهی ره داد اما نتیجه خاصی نداشت.

مرگ تائو تائو و آغاز رسمی سه پادشاهی

پس از سال‌ها جنگ، تائو تائو درگذشت. پسرش تائو پی امپراتور شد و رسماً نام کشور را وی (魏) گذاشت.

در واکنش، لیو بی نیز خود را وارث مشروع هان دانست و پادشاهی شو (蜀) را اعلام کرد. 
در شرق نیز سون چوان امپراتوری وو (吳) را بنیان گذاشت. 
از این لحظه، چین رسماً وارد عصر سه پادشاهی شد.

ورود خاندان سیما و ضعف شو و وو

در پادشاهی وی، خاندان سیما – به‌ویژه سیما یی – به‌تدریج قدرت را از خاندان تائو گرفتند و عصر جیدی از تاریخ چین را رقم زدند.
در همین زمان، شو پس از مرگ لیو بی و وو پس از مرگ سون چوان دچار ضعف رهبری شدند. هرچند که لیو بی درگیر فساد درباریان و خصوصا مجددا همان خواجگانی که در ابتدا این وضعیت را پدید اوردند شده بود و کشورش در اواخر حکومت او رو به زوال بود و همزمان سون چیان نیز به یک پادشاه لاابالی تبدیل شده بود که تمام وقت خود را به زن بازی (نوشته هایی دال بر رابطه با مردان نیز وجود دارد اما انچنان معتبر نیست) و در حرمسرای خود میگزراند.

این ضعف دو پادشاهی جنوبی، فرصت طلایی برای خاندان سیما ایجاد کرد تا طرح وحدت چین را آغاز کنند.

حملهٔ سیما یی به جنوب و فتح شو

سیما یی و جانشینانش حملات گسترده‌ای به شو انجام دادند. 
در نهایت، شو سقوط کرد و آخرین امپراتور آن تسلیم شد.

خاندان سیما پس از این پیروزی، قدرت کامل را در وی به دست گرفت و خود را امپراتور اعلام کرد.

حملهٔ خاندان جین به وو و اتحاد دوبارهٔ چین

خاندان سیما نام امپراتوری جدید خود را جین (晋) گذاشت. 
پس از فتح شو، آن‌ها به وو حمله کردند و آخرین پادشاه وو در تاریخ چین نیز تسلیم شد. خاندان جین تا زمان حمله مغول ها در ۱۲۱۲ میلادی همچنان در چین قدرت داشت. یعنی برای نزدیک به ۱۰۰۰ سال در تاریخ چین ، هرچند که این خاندان در تمام این مدت امپراتور چین نبود و امپراتور های چین ، تانگ و سونگ شدند و تاریخ چین نزدیک به 1000 سال درگیری با جین ها را در پیش داشت .

با سقوط وو، چین پس از دهه‌ها جنگ داخلی و سه‌پادشاهی، دوباره متحد شد و عصر سه پادشاهی به پایان رسید.

تاریخ چین - امپراتوری جین

منابع :

عرفان زمانی
درباره نویسنده

عرفان زمانی

عرفان زمانی، نویسنده حوزه تاریخ، اقتصاد و فلسفه. فعالیت حرفه ایم را از پنج سال پیش آغاز کردم و از یک سال پیش با پیوستن به تیم «فنجانی از تاریخ»،تلاش داشتم که تولید محتوا را در فضایی کاملاً غیرایدئولوژیک و علمی ادامه دهم. باورم این است که تاریخ، تنها با نگاهی بدون سوگیری میتواند ما را از گذشته عبور دهد، حال را برایمان روشن کند و مسیر آینده را هموار سازد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *