تاریخ اسلام را اغلب روایت دو شاخهٔ بزرگ سنی و شیعه میدانند، اما شاخهای سوم(اسلام اباضی) نیز از دل مناقشات قرن نخست هجری سر برآورد که نه به خلافت موروثی امویان گردن نهاد و نه امامت را منحصر در خاندان پیامبر دید. اباضیان، که امروز اکثریت جمعیت عمان و اقلیت هایی پراکنده در شمال آفریقا را تشکیل میدهند، با پرهیز از افراطگرایی خوارج نخستین و با تأکید بر شورا، عدالت و مدارا، راهی میانه گشودند که آنها را هم از تشیع علوی جدا میکند و هم از تسنن جریان اصلی. بقای چهارده قرنهایشان، خود گواهی است بر انعطافپذیری فقه و کلامی که بسیاری آن را «معتدلترین میراث خوارج» میخوانند، هرچند اباضیان امروز واژهٔ خوارج را برای خود به کار نمیبرند.
اسلام اباضی – تبارشناسی یک انشعاب؛ از حکمیت صفین تا بصره
سال ۳۷ هجری، جنگ صفین میان سپاه امام علی و معاویه با پیشنهاد حکمیت (داوری) بر مبنای قرآن به بنبستی خونین رسید. گروهی از سپاهیان علی که بعدها «خوارج» نامیده شدند، پذیرش حکمیت را گناهی کبیره و خروج از حکم قرآن شمردند و شعار «لا حُکمَ إلّا لِلّه» سر دادند. این گروه در نهروان سرکوب شدند، اما تفکرشان در کوفه و بصره ریشه دواند . اباضیان خود را ادامه دهندهٔ جریان میانهروی در میان خوارج میدانند؛ جریانی که از خشونتگرایی ازارقه (که مخالفان را مشرک میشمردند و کشتار غیرنظامیان را روا میدانستند) فاصله گرفت و به جای جنگ داخلی دائمی، به سازماندهی پنهان و تبلیغ مسالمت آمیز روی آورد.
نام اباضیه از عبدالله بن اباض تمیمی (درگذشتهٔ حدود ۸۶ هجری) گرفته شده، اما او نه بنیانگذار اعتقادی، که سخنگوی سیاسی این جریان در برابر خلیفهٔ اموی عبدالملک بن مروان بود. شخصیت اصلی در تدوین کلام و فقه اباضی، جابر بن زید ازدی (درگذشتهٔ ۹۳ هجری) شاگرد ابن عباس و از فقیهان برجستهٔ بصره است. این حلقهٔ بصری، تحت تعقیب حجاج بن یوسف، به جای قیام مسلحانه، راه «کتمان» (تقیهٔ سازمانی) را برگزید و «حَمَلَة العِلم» (حاملان دانش) را به مناطق دورافتادهٔ امپراتوری اسلامی گسیل داشت؛ عمان، یمن، حضرموت و شمال آفریقا نخستین میزبانان این دعوتگران بودند .
اسلام اباضی – کلام و فقه اباضی؛ میانهٔ دو قطب
اصلیترین تمایز کلامی اباضیان، تعریف آنها از «مرتکب گناه کبیره» است. خوارج تندرو مانند ازارقه، مرتکب کبیره را مشرک و مهدورالدم میدانستند. مرجئه حکم را به قیامت وا مینهادند و سنیان اشعری او را مؤمنِ فاسق میخواندند. اباضیان راه سومی برگزیدند: مرتکب کبیره «کافر نعمت» است، نه کافر شرک. بدین معنا که ناسپاس نعمت الهی است و از دایرهٔ «ولایت» (دوستی کامل دینی) خارج میشود، ولی جان و مال و ناموسش محفوظ میماند و ازدواج و ارث با دیگر مسلمانان در موردش جاری است . این موضع، آنها را از خشونت خوارج نخستین متمایز میکند.
در بحث صفات الهی، اباضیان بر تنزیه مطلق خداوند تأکید دارند و هرگونه تشبیه را نفی میکنند. به تبعیت از معتزله، قرآن را «مخلوق» میدانند نه قدیم، و رؤیت خداوند در آخرت را با تکیه بر آیاتی چون «لا تُدرِکُهُ الأَبصار» (انعام/۱۰۳) ناممکن میشمارند . با این حال، برخلاف معتزله، به «وعد و وعید» (وعدهٔ ثواب و تهدید عذاب) به شکلی متعادل باور دارند و عقل را منبع مستقلی در کنار نقل نمیدانند.
در فقه نیز مذهب اباضی بهعنوان مذهبی مستقل شناخته میشود. آنان برخلاف شیعه، متعه (ازدواج موقت) را حرام و برخلاف بسیاری از سنیان، مسح بر خفین (چکمه) در وضو را جایز نمیدانند. در نماز، قنوت را تنها در نماز صبح نمیخوانند، و در اذان عبارت «حَيَّ عَلى خَيْرِ العَمَل» را مطابق سنت علوی حفظ کردهاند . منابع فقهی آنها افزون بر قرآن و سنت، بر اجماع (که نزد آنان صرفاً اجماع علمای اباضی است) و اجتهاد استوار است.

تصویر : مفتی عمان شیخ احمد بن حمد الخلیلی
اسلام اباضی – چهار نوع امامت و قوانین امامت اباضی
نظریهٔ امامت در اندیشهٔ اباضی، صرفاً یک نظام سیاسی نیست، بلکه تداومبخش رسالت پیامبر در ادارهٔ جامعهٔ دینی بر مبنای شریعت است. برخلاف خلافت اموی که بر توارث استوار بود و شکل و شمایلی امپراتور معاب داشت، و امامت شیعی که بر نص و عصمت تأکید دارد و همزمان حالتی توارثی هم داشت، اباضیان امام را با شورا و انتخاب آزاد توسط «اهل حل و عقد» (صاحبنظران و بزرگان جامعه) برمیگزینند. این انتخاب، بیعتی دوجانبه است: جامعه امام را برمیگزیند و امام نیز در برابر جامعه متعهد به اجرای عدالت و شریعت میشود.
با این حساب، امام نه از طریق نص الهی، که با اجماع و انتخاب مردمی به قدرت میرسد و مشروعیت خود را از کارآمدی و التزام به اصول دین میگیرد.
فقهای اسلام اباضی برای احراز مقام امامت، شرایطی سختگیرانه تعیین کردهاند. امام باید مرد، بالغ، عاقل، سالمالبدن (داریبینایی و شنوایی)، عالم به دین و توانا در رهبری نظامی باشد. اما آنچه امامت اباضی را از دیگر نظامهای خلافت متمایز میکند، مشروط و عزلپذیر بودن آن است. امام در صورت انحراف از عدالت، ارتکاب گناه یا ناتوانی در ادارهٔ جامعه، نه تنها حق ماندن ندارد، که عزل او بر جامعه واجب میشود.
این عزل، فرایندی نهادمند دارد و با اجماع علما و صاحبنظران صورت میپذیرد. این اصل مهم، ریشه در نگاه اباضیان به امامت به مثابهٔ یک «قرارداد» یا «میثاق» دارد که با نقض شرایط از سوی امام، جامعه را از پایبندی به آن معاف میکند و زمینه را برای فعالسازی یکی از انواع چهارگانهٔ امامت (مانند «امام شراء» برای قیام علیه حاکم ستمگر) فراهم میآورد.
برای انطباق با شرایط متغیر تاریخی، فقه سیاسی اسلام اباضی چهار نوع امامت را تعریف کرده است: ۱) «امام ظهور»، پیشوایی که قدرت را در دست دارد و دولت اسلامی را علناً اداره میکند، مانند امامان رستمی در تاهرت یا یعاربه در عمان. ۲) «امام دفاع»، فرماندهای که تنها در زمان جنگ و برای دفع دشمن برگزیده میشود و پس از رفع خطر، قدرت را وامینهد.۳) «امام شراء»، رهبری که برای تغییر وضعیت ظالمانه دست به قیام مسلحانه میزند و جان خود را در این راه «میفروشد» (کنایه از آیهٔ «إِنَّ اللَّـهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُم»). ۴) «امام کتمان»، وضعیت رهبری پنهان در دورههایی که جامعهٔ اباضی تحت ستم است و نمیتواند دولت خود را آشکار سازد؛
همان وضعیتی که در بصرهٔ اموی تجربه شد .این تقسیمبندی، اباضیان را قادر ساخت از دورههای سرکوب جان سالم به در برند و در زمان مناسب، دولتی مقتدر تشکیل دهند.
اسلام اباضی – دولتهای اباضی؛ از تاهرت تا مسقط
نخستین دولت اسلام اباضی در سال ۱۴۰ هجری / ۷۷۷ میلادی در تاهرت (واقع در الجزایر امروزی) توسط عبدالرحمن بن رستم، ایرانیتبار اهل خراسان، بنیان نهاده شد. امامان رستمی بیش از ۱۳۰ سال بر مغرب میانه حکم راندند و تاهرت را به کانون تجارت فراصحرایی و مباحثات کلامی بدل کردند. سیاست دینی آنان چنان مبتنی بر مدارا بود که معتزلیان و سنیان و حتی مسیحیان در آنجا آزادانه فعالیت میکردند . دولت رستمیان سرانجام در ۲۹۶ هجری / ۹۰۹ میلادی به دست فاطمیان اسماعیلی سقوط کرد، اما جوامع اباضی با عقبنشینی به واحههای صحرا، از جمله وادی مزاب (غردایهٔ الجزایر)، جربه (تونس) و جبل نفوسه (لیبی)، بقای خود را تضمین کردند.
داستان عمان و اسلام اباضی اما متفاوت است. پس از ورود اسلام اباضی و تثبیت اباضیه در قرن دوم هجری، عمان شاهد چرخهای متناوب از امامتهای منتخب و سلطنتهای موروثی بود. اوج قدرت امامت اسلام اباضی با سلسلهٔ یعاربه (۱۰۳۴-۱۱۶۲ هجری / ۱۶۲۴-۱۷۴۹ میلادی) رقم خورد که پرتغالیها را از سواحل عمان و شرق آفریقا بیرون راندند و امپراتوری دریایی عمان را تا زنگبار گسترش دادند. جانشینان آنها، آلسعید (۱۷۴۹ تا امروز)، بهتدریج از عنوان «امام» به «سلطان» تغییر یافتند و قدرت را در خطی موروثی تثبیت کردند. در سدهٔ بیستم، تنش میان سلطاننشین ساحلی (مسقط) و امامت در مناطق داخلی عمان به درگیری انجامید که نهایتاً با کمک بریتانیا، امامت سرکوب شد و عمان یکپارچه زیر پرچم سلطنت قرار گرفت .

تصویر : بدالرحمن بن رستم
اسلام اباضی – اباضیان در جهان معاصر؛ هویت عمانی و اقلیتهای پراکنده
امروز حدود ۲.۵ تا ۳ میلیون اباضی در جهان زندگی میکنند که اکثریت قریب به اتفاق آنها در عمان ساکن اند و ۴۵ تا ۷۵ درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدهند (بسته به آمار رسمی یا غیررسمی). در قانون اساسی عمان، اسلام دین رسمی و شریعت منبع اصلی قانونگذاری است، اما مذهب خاصی را اعلام نکرده اند؛ با این حال، فرهنگ سیاسی و هویت ملی عمیقاً با میراث اسلام اباضی درآمیخته است. سیاست خارجی عمان در دوران سلطان قابوس (۱۹۷۰-۲۰۲۰) با میانجیگری میان ایران و غرب، عدم مداخله در امور همسایگان و تأکید بر گفتوگو، بازتاب همان اخلاق سیاسی اسلام اباضی مبتنی بر اعتدال و احتیاط بود .
سایر جوامع اسلام اباضی در شمال آفریقا (جزیرهٔ جربه در تونس، وادی مزاب در الجزایر، جبل نفوسه در لیبی) و مهاجرانی در زنگبار و اروپا زندگی میکنند. در الجزایر، اباضیان مزابی با حفظ زبان بربری، نظام آبیاری سنتی و شوراهای محلی (حلقههای عَزّابه) الگویی از خودمدیریتی پایدار ارائه داده اند . با این حال، این اقلیتها با چالشهایی چون مهاجرت جوانان، تبعیضهای گاه به گاه و نفوذ سلفیگری مواجه اند. از سوی دیگر، دسترسی به آموزش مدرن و رسانه های دیجیتال به بازیابی هویت و نشر متون کلاسیک اباضی (که بسیاری از آنها تا دهه های اخیر چاپ نشده بودند) یاری رسانده است.
اسلام اباضی نشان میدهد که در دل منازعات خونین صدر اسلام، جریانی توانست با فاصله گرفتن از افراط، همزیستی با قدرتهای غیرهمکیش و طراحی نظامی منعطف برای رهبری، تاریخ خود را تا روزگار مدرن ادامه دهد. آنها نه سنی اند نه شیعه، و با آنکه از بطن «خوارج» برخاسته اند، قرنهاست که بر طبل اعتدال میکوبند. در خاورمیانه ای که فرقه گرایی هنوز زخم میزند، تجربهٔ اباضیان میتواند چیزی بیش از یک کنجکاوی تاریخی باشد؛ میتواند یادآور امکانی فراموششده برای «راه سوم» باشد.

منابع مقاله اسلام اباضی:
– کتاب: Hoffman, Valerie J. “The Essentials of Ibadi Islam”. Syracuse University Press, 2012.
– کتاب: Gaiser, Adam R. “Muslims, Scholars, Soldiers: The Origin and Elaboration of the Ibadi Imamate Traditions”. Oxford University Press, 2010.
– مقاله: “Ibāḍiyyah”, Encyclopædia Britannica,
– مقاله: “Ibadi Islam: History, Theology, and Practice”, Oxford Bibliographies,
– مقاله: “The Ibadi Tradition”, Islamic Law Blog, Harvard Law School,
– منبع کلاسیک: کندی، نصر بن مزاحم. “وقعة صفین” (با مقدمه عبدالسلام محمد هارون).


نظر شما در مورد این مطلب چیه؟